تجزیه و تحلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران: علل ناکارآمدی روش‌های اثبات‌گرایانه

نوع مقاله: مقاله مستقل پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، گروه علوم سیاسی، ایران، همدان

چکیده

غافلگیری نخبگان دانشگاهی و تحلیلگران سیاسی در انتخابات خرداد 76 ، تیر 84 و 24 خرداد 92 نشانگر ناکارآمد بودن ابزارهای تجزیه و تحلیل انتخابات در ایران می باشد. با توجه به اینکه تحلیل گران پدیده انتخابات از ابزارها و نظریه‌های مختلفی برای تجزیه و تحلیل انتخابات استفاده می‌کنند که از جمله آن می‌توان به نظریه‌های جامعه‌شناسی سیاسی، توطئه، روانشناسی سیاسی، انتخاب عقلایی، تحلیل گفتمان اشاره کرد؛ اما به نظر می‌رسد با توجه به واقعیات سیاسی جامعه ایران و نوع خاص فرهنگ سیاسی مردم ایران باید از ترکیبی از روش‌های اثبات‌گرایانه کمی و استفاده بیشتر از روش‌های تفسیرگرایانه کیفی در تجزیه و تحلیل انتخابات استفاده کرد. از این رو برای انطباق ابزارها و نظریه‌های تجزیه و تحلیل بر واقعیات سیاسی ایران ابتدا از طریق پرسشنامه به جمع آوری واقعیات سیاسی جامعه ایران پرداخته خواهد شد و سپس با استفاده از آزمون های مختلف میزان اعتبار و معناداری این ابزارها و نظریه‌ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. به نظر می‌رسد که هیچ کدام از این نظریه‌ها نمی‌توانند به تنهایی پدیده چند وجهی انتخابات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند وفهم همدلانه و استفاده از روش‌های کیفی بهتر می‌تواند ما را به فهم واقعیات سیاسی جامعه ایران در زمینه انتخابات رهنمون سازد.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

با توجه به اهمیت موضوع انتخابات در تحولات سیاسی ایران تبیین و فهم این پدیده سیاسی کمک شایانی به تبیین تحولات سیاسی می‌کند. زمانی که در شناخت درست و تبیین و پیش‌بینی انتخابات دچار نارسایی های جدی هستیم، بنابراین نمی‌توانیم به درستی سیر تحولات را شناخته و آینده را پیش‌بینی کنیم. البته این ویژگی غافلگیری نخبگان سیاسی در زمینه فهم و پیش بینی انتخابات، محدود به نخبگان داخلی نیست. هانتینگتون در کتاب موج سوم دمکراسی، از انتخابات در جهان سوم تحت عنوان «انتخابات گیج کننده» و «انتخابات شگفت انگیز» یاد می کند. (هانتینگتون،1381: 192) برای یک تحلیلگر تحولات سیاسی، داشتن ابزارهای کافی و مناسب برای تجزبه و تحلیل انتخابات کاملاً ضروری می باشد. دغدغه اصلی شروع مقاله این بوده است که چرا نخبگان و دانشگاهیان ایران که از نظریه‌ها و رهیافت های مختلفی برای تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی انتخابات استفاده می‌کنند، در انتخابات دوم خرداد 1376 ، سوم تیر ماه 1384 و 22 خرداد 88 غافلگیر شدند؟

برای پاسخ به این سؤال ابتدا از منظر نظری، نظریه ها و رهیافت های متنوعی را که اندیشمندان علوم سیاسی در تحلیل انتخابات مورد استفاده قرار می‌دهند مورد بررسی قرار می‌دهیم و در ادامه به میزان انطباق این رهیافتها با واقعیات جامعه ایران بر اساس داده‌های آماری پرداخته می‌شود. نظریه‌هایی که مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: نظریه توطئه، نظریه جامعه‌شناسی سیاسی، نظریه روانشناسی، نظریه انتخاب عقلایی و نظریه گفتمان. فرضیه اصلی مقاله این است که غافلگیری تحلیلگران سیاسی ناشی از استفاده از ابزارهای ناکارآمد، تک بعدی و دور از واقعیت نسبت به جامعه سیاسی ایران در تجزیه و تحلیل انتخابات است که با استفاده از ابزارهای منطبق با واقعیت چند بعدی پدیده های سیاسی بهتر می‌توان به تجزیه و تحلیل انتخابات پرداخت. همچنین فرضیه رقیب مقاله این است که به علت رفتار احساسی و شبه عقلانی در فرهنگ ایرانی، به سختی می‌توان پیش‌بینی صحیحی نسبت به رفتارشناسی سیاسی توده های مردم ایران انجام داد.

 

2. مبانی نظری: نظریه‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل انتخابات

یک اندیشمند علوم سیاسی برای کاوش و تجزیه و تحلیل پدیده‌های سیاسی از رهیافت ها و نظریه‌های مختلفی، استفاده می کند. بخشی از این موضوع به ماهیت متفاوت و ناهمگون پدیده‌های سیاسی باز می‌گردد. در واقع توانایی یک کارشناس مسائل سیاسی زمانی مشخص می‌شود که رهیافت مناسب را با توجه به ماهیت پدیده مورد بررسی، استفاده کند. در این راستا برآنیم که اندیشمندان حوزه علوم سیاسی برای تجزیه و تحلیل پدیده انتخابات از چه نظریه‌ها و رهیافت هایی استفاده نموده‌اند، در واقع نظریه‌هایی که مورد بررسی قرار می‌گیرند از دیدگاه مختلفی به پدیده انتخابات نگریسته‌اند و هر یک تلاش کرده‌اند که برای تحلیل انتخابات از یک یا چند ابزار در جهت توضیح پدیده انتخابات استفاده کنند، که هر یک بصورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

الف. نظریه جامعه‌شناسی سیاسی

مشارکت سیاسی در قالب رفتار انتخاباتی به عنوان یکی از مباحث جامعه‌شناسی سیاسی سابقه چندانی ندارد، زیرا تا مدت زیادی مباحث مربوط به دولت و به تبع آن مشارکت سیاسی در جامعه‌شناسی سیاسی متاثر از اندیشه های مارکسیستی جایگاهی نداشت؛ اما از دهه شصت میلادی دولت به مثابه یک ساختار عقلانی مورد توجه ویژه قرار گرفت.(بدیع، 1379: 47-45)

نظریه جامعه‌شناختی سیاسی بر این مبنا قرار گرفته است که بین گرایش‌ها سیاسی افراد در انتخابات، شرایط اجتماعی و محیط، رابطه مستقیمی وجود دارد  (Heywood, 2002: 24)مرجع اصلی الگوی جامعه شناسانه تحلیل رفتار انتخاباتی توسط جامعه شناس معروف، پل لازاراسفلد و گروه تحقیقاتی وی در دانشگاه کلمبیا عرضه شده است. این گروه در سال 1940 تحقیقی را درباره آثار تبلیغات بر روی رای دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام داد. در این انتخابات، ویلسکی جمهوریخواه با روزولت دموکرات بر سر مقام ریاست جمهوری در رقابت بودند. این گروه، به رهبری لازاراسفلد، در تحقیق میدانی خود در ایالت اوهایو آمریکا به این نتیجه رسیدند که اثر تبلیغات بر روی رای دهندگان بسیار ناچیز است و در عمل، تحقیقات گسترده احزاب تاثیر چندانی بر رای دهندگان نگذاشته بود. آنها به این نتیجه رسیدند که رای دهندگان مدتها پیش از شروع تبلیغات انتخاباتی تصمیم خود را گرفته بودند. به عبارت دیگر رای دهندگان دارای گرایش‌های سیاسی ثابتی هستند که ریشه در محیط خانوادگی، زندگی شغلی و محیط فرهنگی آنها دارد.این گروه نشان داد که با مطالعه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افراد رای دهنده، به راحتی می‌توان جهت گیری سیاسی آنها را پیش‌بینی کرد، زیرا رابطه ای مستقیم بین شرایط اجتماعی و گرایش سیاسی افراد وجود دارد. بدین ترتیب، برای پیش‌بینی جهت گیری سیاسی افراد کافی است به بررسی وضعیت اجتماعی، موقعیت مذهبی و نظایر آن بپردازیم. گروه تحقیقاتی مذکور نشان داد که سه چهارم رای دهندگان روستایی پروتستان و دارای سطح زندگی متوسط به بالا جمهوریخواه هستند. در صورتی که تقریباً همین درصد از شهرنشینان کاتولیک با سطح زندگی متوسط به پایین، به دموکرات ها رای می‌دهند. لازار اسفلد نتیجه می‌گیرد: «فرد از نظر سیاسی آن گونه می اندیشد که از نظر اجتماعی در آن به سر می برد. عوامل اجتماعی تعیین کننده  گرایش‌های سیاسی افرادند.»(لازارسفلد، 1382: 16-7)

تایلور و جانستون در کتاب جغرافیای انتخابات به تاثیر جغرافیای انسانی و مکانی در رفتارهای انتخاباتی پرداختند . از نظر آنها محل سکونت افراد و مجموعه دوستان و همسایگان تاثیر قابل توجهی در گرایش‌ها سیاسی افراد در انتخابات بازی می کند.(تایلور، 1386: 210-172) در این راستا زیگفرید برای اثبات فرضیه خود به مطالعه رفتار رای دهندگان در منطقه غرب فرانسه در سی سال نخست جمهوری سوم پرداخت و به این نتیجه رسید که مناطق مختلف رفتار انتخاباتی پایداری از خود نشان می‌دهند و برای دوران نسبتاً طولانی به جناحی خاص رای می‌دهند. وی در کتاب خود،  با توجه به شرایط جغرافیایی و محیطی رای دهندگان مناطق مختلف  گرایش‌های سیاسی آنها را توضیح دهد. (ایوبی، 1384: 26)

در کشور فرانسه مطالعات جامعه شناسانه توسط جامعه شناسانی چون فرانسوا گوگیل پایه‌ریزی شده است. نامبرده در سال 1951 به همراه گروه مطالعاتی خود مجله‌ای منتشر کرد و در آن به تبیین روش جامعه شناسانه تحلیل رفتار رای دهندگان پرداخت. مرکز مطالعات  زندگی سیاسی در فرانسه با چنین روشی به بررسی انتخابات مختلف می‌پردازد و آن را کاراترین روش تحلیل انتخابات اعلام می‌کند. این مرکز می‌کوشد با استفاده از متغیرهایی چون وضعیت خانواده، گرایش‌های مذهبی، بافت محیط اجتماعی و امثال آن، آرای ساکنان یک منطقه را تحلیل کند. محققان مرکز یاد شده، بلافاصله پس از انتخابات، به پای صندوقهای رای می روند و از رای دهنده می پرسند که کدام جناح سیاسی را برگزیده است؟ سپس با کسب آگاهی از موقعیت اجتماعی، شغلی، مذهبی و خانوادگی او سعی می کنند به تحلیل دلیل انتخاب او بپردازند و ارتباط بین این متغیرها و گرایش سیاسی او را تحلیل نمایند. دسته‌ای دیگر از پژوهشگران که در اصول با دیدگاه جامعه شناسانه در تبیین رفتار انتخاباتی موافقند، در پاره ای از مسائل با نظریات زیگفرید مخالف اند. این عده می کوشند با استفاده از تاریخ و مسائل تاریخی گرایش سیاسی ساکنان یک منطقه در انتخابات را توضیح دهند. تحقیقات پژوهشگرانی چون پل بوآ، ژرژو دپورا، و موریس آگول هرن را می‌توان در زمره این دسته از تحلیل های جامعه شناسانه از انتخابات قلمداد کرد. پل بوآ به مطالعه رفتار رای دهندگان بخشی از فرانسه در سالهای 1789 تا 1783 پرداخت و سعی کرد اثر حوادث مهم تاریخی را در شکل‌گیری گرایش‌های سیاسی افراد مورد مطالعه قرار دهد. وی با مشاهده منطقه سارت ملاحظه کرد که در غرب این منطقه، روستاییانی مرفه زندگی می کنند و از نظر جغرافیایی این منطقه دارای موقعیت خاص است، چرا که در آن زمینهای بسیار وجود داشت که در اختیار کشیشان بود. این کشیشان از اداره درست این زمین ها ناتوان بودند و این امر نارضایتی بسیار به دنبال داشت. در مقابل، در شرق این منطقه شاهد روستاییانی بود که سالیان سال در تنگدستی و سختی امور خود را می گذراندند و کشیشها در این دیار حضور چشمگیری نداشتند. اغلب روستاییان این منطقه فقیرنشین به بافندگی اشتغال داشتند و با واحدهای بافندگی شهری برای فروش محصولات خود در ارتباط دائمی به سر می‌بردند. (ایوبی، 1384: 27)

پل بوآ با مطالعه تاریخ این دو منطقه ملاحظه کرد که حوادث تاریخی متفاوتی در این دو دیار به وقوع پیوسته است و در نتیجه آنها شکافی عمیق میان ساکنان شرق و غرب به وجود آمده است. این رویدادها در ارتباط با انقلابهای متعددی است که کشور به خود دیده است. از مهم‌ترین این رخدادها ملی کردن اموال روحانیت بود که در دوم نوامبر 1789 به وقوع پیوست. این اموال، در سالهای 1790 تا 1792 به فروش رفتند. فروش این دارایی ها موجب تحول و دگرگونی مالکیت اراضی به ویژه در غرب شد. برنده اصلی این پدیده سوداگران شهرها بودند که توانستند از این فرصت نهایت استفاده را ببرند. این در حالی است که روستاییان منطقه غرب از تمکن مالی شایان توجه برخوردار بودند ولی از چنین فرصتی محروم بودند. این امر موجب شد تا این روستاییان از انقلاب دلسرد شده، آن را پدیده‌ای ناخوشایند و نحس تلقی کنند. از سوی دیگر، سیاست‌های مالی ناشی از انقلاب و به ویژه تعرض به روحانیت و به تاراج بردن اموال کلیسا موجب شد ساکنان این منطقه بیش از پیش به انقلاب بدبین شوند. این در حالی بود که هیچ یک از  عوامل بدبینی یاد شده در منطقه شرق وجود نداشت و ساکنان این منطقه به انقلاب به عنوان پدیده ای خوش یمن می نگریستند. به تدریج نارضایی ساکنان منطقه غرب شدت یافت و اهالی این دیار در مقابل انقلاب دست به شورش زدند و جنگ داخلی شدیدی بین ساکنان منطقه شرقی که طرفدار انقلاب بودند و ضد انقلابهای ساکن غرب در گرفت. این جنگ و درگیری سالیان طولانی ادامه یافت و شکافی عمیق را میان اهالی این منطقه ایجاد کرد. این شکاف در دوران انتخابات به خوبی نمایان است. در دوران انتخابات، دو رفتار کاملا متضاد انتخاباتی در این دو منطقه مشاهده می‌شود . منطقه غرب، به جناح راست رای می‌داد و منطقه شرق دارای گرایش‌های چپی است. (ایوبی، 1384: 29-28)

 

ب. نظریه روانشناسی سیاسی

محققان مرکز تحقیقاتی و مطالعاتی دانشگاه میشیگان وجود ارتباط مکانیکی بین شرایط اجتماعی و تصمیمات افراد را، که الگوی جامعه شناختی مدعی آن است، شدیداً مورد انتقاد قرار می‌دهند. از دیدگاه این پژوهشگران، رای دادن قبل از این که پدیده ای اجتماعی باشد یک «عمل سیاسی» است و تابع تلقی افراد از موضوعات سیاسی در جامعه است. پژوهشگران میشیگان در کتاب «رأی دهندة آمریکایی» به مطالعه انتخابات مختلف ریاست جمهوری امریکا پرداختند و به این نتیجه رسیدند که تصمیم رای دهندگان بیشتر تابع عوامل روانی و عاطفی است. از این دیدگاه ، روابط عاطفی موجود میان رای دهندگان و نامزدها و یا رهبران احزاب سیاسی نقشی تعیین کننده دارد و مهم‌ترین متغیر توضیح دهنده آرا افراد، وابستگی حزبی رای دهندگان است. رای دهندگان امریکایی از نظر روحی و احساسات شخصی تمایل به یکی از دو حزب بزرگ امریکا دارند و این ارتباط عاطفی و سیاسی است که رای آنان را تعیین می کند. هرچه این ارتباط عاطفی به حزب خاص بیشتر باشد، تمایل به نامزدهای حزب یاد شده افزایش می‌یابد. اغلب رای دهندگان توجه چندانی به برنامه‌های احزاب و موضوعات یاد شده از سوی نامزدها نمی کنند و بسیاری از آنها چندان علاقه ای به این امور ندارند. حاصل آنکه، رای دهنده، به لحاظ علاقه ای که به حزب سیاسی محبوب خود دارد، درصدد است تا آن را به پیروزی رساند و هدف اصلی او این است که نامزدهای آن حزب در انتخابات پیروز شوند . این پژوهشگران رای دهنده را چون خریدار خودرویی می دانند که از ویژگیهای فنی آن هیچ نمی داند و تنها با نشان کارخانه‌های مختلف آشنایی دارد و به دلیل اعتمادی که به کارخانه مورد علاقه اش دارد در بازار تنها به دنبال آن است. رای دهنده نیز تنها می داند او جمهوری خواه یا دموکرات است و در حقیقت به بستگی و پیوند حزبی خود رای می‌دهد. Campbell, 1960-1968: 5) )

 در قالب همین نظریه رونالد اینگلهارت با تکیه بر اندیشه‌های مازلو معتقد است که رفتار رای دهنده به این مبنا باز می گردد که افراد در کجای سلسله مراتب نیازها قرار گرفته باشند. بدین ترتیب که اقشار کم درآمد باید به افراد و گروههایی که شعارها و اهداف اقتصادی دارند گرایش داشته و اقشار مرفه تر به دنبال افراد و گروه‌هایی باشند که دارای اهداف فرهنگی می‌باشند. (دارابی، 1378: 79) در همین راستا برخی از متفکران بر نوع شناخت و آگاهی افراد از نظام سیاسی، احزاب سیاسی و اهداف ایدئولوژیک به عنوان مهمترین عامل در تعین رتار انتخاباتی افراد تاکید می کنند. (Schacter, 1989: 683-727)

روش تحلیلی نیز مبتنی بر مصاحبه با رای دهندگان است، اما برخلاف نگرش جامعه شناسانه، تاکید بیشتر بر ویژگیهای فردی و انگیزه های شخصی است و کمتر به تعلقات گروهی و اجتماعی رای دهنده توجه می‌شود. این روش به جای اینکه فرد را تابع جبر اجتماعی در نظر بگیرد و به جای رابطه علّی بین شرایط جغرافیایی و اجتماعی زندگی فرد و رای او، به انگیزه های فردی او توجه بیشتری می کند. مرکز مطالعاتی دانشگاه میشیگان چنین تحقیقاتی را در سطح کل کشور به عمل می آورد. پژوهشگران موسسه میشیگان با رای دهندگان مصاحبه می کنند و در مرحله نخست از مصاحبه کننده خواسته می‌شود که جناح سیاسی مورد علاقه خود را تعیین کند و میان مهم‌ترین جناحهای موجود، یعنی جمهوریخواه و دموکرات و نامزدهای مستقل، یکی را برگزیند. همچنین از او خواسته می‌شود درجه وابستگی حزبی خود را از میان گزینه های بسیار قوی، قوی یا ضعیف تعیین کند. سپس در مرحله دوم از او سئوال می‌شود که در انتخابات، نامزدهای خود را از چه جناح سیاسی برگزیده است. محققان میشیگان به سرعت رابطه میان تعلق حزبی و رای این افراد را با این تحقیقات نشان می‌دهند و معتقدند که آراء افراد تابعی از وابستگی و علاقه آنها به حزب یا جناحی خاص است و موضوعات مطروحه در ایام انتخابات اثری در این امر ندارند. به طور خلاصه می‌توان گفت که مکتب میشیگان درباره انتخابات معتقد است که وابستگی حزبی  مهم‌ترین متغیر توضیح دهنده رفتار انتخاباتی است و این وابستگی در طول زمان کمتر دستخوش تغییر می‌شود و دارای استمرار و پیوستگی است. (رضایی، 1377، 120-119)

 

پ. نظریه انتخاب عقلانی

دهه شصت میلادی را باید دهه گرایش به سمت الگوهایی عقلانی در تبیین انتخابات دانست. آنتونی داونز پیشگام در کاربرد نظریه انتخاب عقلایی در رفتار انتخاباتی بود. به نظر وی آرای افراد به طرفداری از یک حزب سیاسی در راستای به دست آوردن بالاترین سود و منفعت ممکن می‌باشد. (Downs, 1975)  استفاده از الگوهای اقتصادی در تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی در این دهه بسیار متداول شد و بسیاری از پژوهشگران کوشیدند با استفاده از نظریات اقتصادی به تحلیل و بررسی پدیده هایی چون مشارکت سیاسی، حرکتهای جمعی و مشارکت حزبی بپردازند. در این نظریات، الگوهای پیشین را مورد انتقاد قرار دادند و به ویژه به تلقی آنها از فرد بسیار معترض بودند. کِی از جمله پژوهشگران به نامی است که در سالهای دهه 60 میلادی نظریات پیشین را سخت مورد حمله قرار داد. وی برآن است که الگوهای جامعه شناختی و روانی- سیاسی، هر دو فرد را زندانی محیط و شرایط اجتماعی یا احساسات روانی خویش می دانند و انسان را اسیر جبر محیطی در نظر می‌گیرند. از این منظر تنها عواملی که خارج از اراده انسان هستند، در تصمیم او دخیل هستند و فرد زندانی عوامل خارجی است. (ایوبی، 1384: 30)

اثر جمعی نی، وربا و پتروسیک تحت عنوان «تغییر عقیده رای دهنده امریکایی» را که در سال 1979م به رشته تحریر درآمده است باید از مهم‌ترین آثاری دانست که در آن مبانی الگوهای پیشین سخت مورد حمله قرار گرفته است و آنها در این کتاب اعلام کردند که دوران تحلیل های جامعه شناختی و روانی از رفتار رای دهنده به سر آمده است و رای دهنده امروز امریکا با رای دهنده سالهای بعد از جنگ جهانی دوم تفاوتی بنیادین دارد، چرا که احزاب سیاسی در عصر حاضر مشروعیت خود را از دست داده اند و با بحرانی عمیق مواجه اند. گواه این مدعا این است که درصد افراد مستقل که هیچگونه وابستگی حزبی ندارند پیوسته در حال تزاید است و آمار و ارقام حاکی از آن است که درصد مستقل ها از 23 درصد در سال 1964م به 40 درصد در سال 1974م افزایش یافته است. (ایوبی، 1384: 30)

برخی از پژوهشگران برای اثبات نظریات خود و نشان دادن میزان عقلانی بودن تصمیم رای دهندگان به بررسی انتخابات در سالهای حکومت آیزنهاور پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رای دهندگان بیشتر به عقاید و طرحهای نامزدها توجه دارند و در عمل بستگی حزبی اثری چندان در تصمیم گیری و رای آنان ندارد. به عبارت دیگر رای دهندگان از میان برنامه های اعلام شده، آن را که تامین کننده منافع آنان است برمی گزینند و گزینش آنها کاملاً جهت دار و حساب شده است. این گروه از پژوهشگران اعلام کردند که رای دادن تصمیمی است فردی که مستقل از پایگاه اجتماعی و احساسات و عواطف و وابستگی های حزبی رای دهندگان است، چرا که رای افراد را موضوعات  مطرح شده در دوران انتخابات، که توسط نامزدها بیان می گردد، رقم می زند. دگرگونی دیگر ناشی از گذر از عصر صنعتی به دوران فراصنعتی است. با همگانی شدن آموزش و فزونی یافتن تعداد با سوادان، مشارکت سیاسی جهتی آگاهانه یافت و شهروندان با بصیرت بیشتر نسبت به برنامه های سیاسی نامزدها به انتخاب آنان اقدام کردند. رای دهنده در بازار سیاست، مانند دیگر بازارهای اقتصادی، به دنبال تامین منافع خود در بالاترین حد ممکن است و می‌کوشد با مطالعه برنامه های احزاب، حزبی را برگزیند که برنامه هایش در راستای حفظ و تامین منافع او باشد. اولیویه ایل تفاوت میان دیدگاه اقتصاد محور و مکتب میشیگان را چنین خلاصه می‌کند: مکتب میشیگان معتقد است که رای دهنده برای تصمیم‌گیری از خود می‌پرسد: ارتباط من مرا به سوی چه کسی هدایت می‌کند؟ در صورتی که بر اساس دیدگاه اقتصاد محور فرد چنین استدلال می کند: کدامیک از احزاب درصدد است برنامه هایی را به اجرا درآورد که بیشترین مطلوبیت را برایم داشته باشد؟ رای دادن از این منظر، عملی است مبتنی بر محاسبات عقلانی و بر اساس محاسبه سود و زیان شخصی. چنانچه ملاحظه می‌شود این دیدگاه مبتنی بر تفکر فرد گرایانه است و از فردگرایی  معرفت شناسانه در تحلیل پدیده های سیاسی استفاده می کند. (ایوبی، 1384: 30)

کرامر از جمله کسانی است که در سال 1971م  کوشید با استفاده از قوانین حاکم بر بازار و منفعت شخصی رفتار رای دهندگان را تبیین کند. در بینش اقتصاد محور نماینده تعریفی جدید می یابد و بر خلاف گذشته که وی را نماینده افکار و اراده عمومی جامعه می دانستند، شایسته است او را برنده و پیروز رقابتی سخت در بازار «بورس  سیاست» نامید. برندگان را باید نمایندگان جریان فکری و سیاسی دانست که در نمایشگاه تجاری انتخاباتی غرفه پرفروش و موفق را از آن خود کرده و بر حریفان پیروز شده‌اند. همان گونه که شرکتهای تجاری با تولید کالاهایی جذاب سعی می کنند با تبلیغات فراوان، میل به مصرف تولیدات جدید خود را در مشتریان ایجاد کنند، احزاب سیاسی و نامزدها نیز می کوشند با گشایش بازار انتخابات، تازه ترین و جذاب ترین و جدیدترین کالاهای تولیدی خود را به مشتریان بازار سیاست عرضه کنند. رای دهندگان در فرصتی محدود، خود را زیر بمباران هجوم تبلیغاتی شرکتهای سیاسی می بینند و در بسیاری موارد به علت پیچیدگی قانون بازی، توان ادامه بازی از آنان سلب می‌شود و ترجیح می‌دهند با غیبت از بازار انتخابات و نرفتن به پای صندوقهای رای ، از ورود به چنین بازار پر جنجال و پر ماجرایی خلاصی یابند. (ایوبی، 1384: 30)

دانیل گاکسی، پژوهشگر فرانسوی که دارای آثار فراوان در جامعه‌شناسی سیاسی و به ویژه انتخابات است، در کتابی به عنوان محدودیتهای پنهان حق رای به بیان وضع امروزی انتخابات پرداخته است . وی معتقد است که امروز نیز به سان گذشته، که برای رای دادن محدودیتهایی از قبیل میزان مشخص دارایی یا سواد لازم بود، محدودیت های پنهانی بر انتخابات حاکم است. از این محدودیتها در زبان فرانسه به "Cens" تعبیر می‌شود و تا قبل از عمومیت یافتن حق رای در این کشور رواج داشت. از دیدگاه گاکسی امروزه نیز به شکلی ناپیدا شاهد این محدودیتها در جوامع غربی هستیم، چرا که پیچیدگی بازیهای انتخاباتی مانع از آن است که همگان بتوانند در این امر مشارکت کنند و درجه ای از سواد و بینش سیاسی لازمه آن است. حاصل آن که ناخودآگاه محدودیتی برای رای دهندگان به وجود آمده است و قشری قابل توجه از حق رای دادن محرومند. امروز نیز چون گذشته، سیاست کار عده ای خاص است که از مهارتها و دانش لازم برخوردار باشند و به سختی می‌توان از عمومیت حق رای سخن راند. (مارش و استوکر، 1378: 132-129)

کنش عقلانی و به دور از احساسات در رفتار انتخاباتی که مورد تاکید این نظریه می‌باشد، توسط دیوید اسنو و همکارانش مورد تعدیل و اصلاح قرار گرفته است. وی معتقد است که آنچه که ما به عنوان انتخاب عاقلانه می شناسیم ممکن است، از یک مضمون به یک مضمون دیگر متفاوت باشد؛ و یک معیار واحد برای صفت عقلانیت وجود ندارد. اسنو با طرح مفهوم «چارچوب‌سازی» تصمیم‌گیری و رفتار عاقلانه را در چارچوب ساختارهای نامرئی مورد توجه قرار می‌دهد که افراد را قادر می‌سازد رخدادهای بیرونی را معنی دار کنند.(دارابی، 1378: 93)

 

ت. نظریه تحلیل گفتمانی

در سال‏های اخیر نظریه گفتمان در حوزه‏های مختلف علوم انسانی کاربرد وسیعی یافته است. شاید بتوان مهم‌ترین دلیل رشد این نظریه را نارضایتی از پوزیتیویسم، به خصوص در رشته‏هایی چون علوم سیاسی و جامعه‏شناسی دانست. رشد این نظریه همچنین تحت تأثیر چرخش زبانی در دهه 1970م و نظریه‏های هرمنوتیک، نظریه انتقادی و پساساختارگرایی در دهه 1960م و 1970م قرار گرفت. نظریه گفتمان اساساً در زبان‏شناسی متولد شد و تاکنون مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. اگرچه زبان‏شناسی مدت‏ها از تحلیل گفتمان غافل مانده بود، اما در سال 1952م زلیگ هریس ، زبان‏شناس ساختگرای آمریکایی، بررسی واحدهای بزرگتر از «جمله» را در کانون توجه زبان شناسی قرار داد و آن را تحلیل گفتمان نامید. در تحلیل گفتمان ساختگرا، گفتمان به مثابه زبان، بزرگتر از جمله تعریف می‏شود. با گسترش نقش‏گرایی در دهه‏های 60 و 70 میلادی، عده‏ای از زبان شناسان، مفهوم بافت را نیز وارد تحلیل گفتمان کردند و گفتمان را به مثابه زبان به هنگام کاربرد در نظر گرفتند. (حسینی‌زاده، 1386: 9-6) امروزه اصطلاح تحلیل گفتمان شامل تحلیل ساختار زبان گفتاری (مانند گفتگو و مصاحبه) و تحلیل متن (ساختار زبان نوشتاری مقاله ها و نوشته‌ها) به کار گرفته شد. این افراد تحلیل گفتمان را در ساختار جمله و کشف روابط و نگریستن به کل معنای به دست آمده را مد نظر داشته در ادامه با گسترش دامنه تحلیل گفتمان برای تشریح معنا ما با زمینه متن   سر وکار نداریم بلکه فراتر از آن و به بافت موقعیتی بافت فرهنگی، اجتماعی وسیاسی آن سر وکار داریم . بنابر نظر فرکلاف در روش تحلیل گفتمانی چگونگی شکل‌گیری معنا و پیام واحد های زبانی در ارتباط با عوامل درون زبانی (زمینه متن، واحد های زبانی) و عوامل برون زبانی (اجتماعی و سیاسی) مورد بررسی قرار می‌دهد. (فرکلاف، 1379: 8-10)

2. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری ایران از منظر نظریه‌های مطروحه

الف. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری از منظر نظریه جامعه‌شناسی سیاسی

از منظر جامعه‌شناسانه پیروزی آقای خاتمی را در حمایت قاطع طبقه متوسط جدید از ایشان می‌دانند که این طبقه توانست با ابزارهای رسانه ای و تبلیغات، توده مردم را نیز به دنبال خود هدایت کند. امری که در انتخابات سوم تیر هرگز به وجود نیامد یعنی طبقه متوسط جدید از یک طرف در حمایت از کاندیدای اصلاح طلب (معین و کروبی) دچار شکاف شده بود، بخشی از اعضای طبقه متوسط جدید دچار انفعال سیاسی شده در انتخابات شرکت نکردند و از طرف دیگر آقای احمدی نژاد بدون حمایت طبقه متوسط جدید و بدون حمایت هیچ حزب سیاسی مستقیماً با مردم ارتباط برقرار کرد و توانست توده های مردم و طبقه پایین جامعه را به طرف خود جذب کند. برای روشن تر شدن بحث به چند نمونه از تحلیل‌های جامعه شناسانه درباره پدیده دوم خرداد اشاره می‌شود.

حمیدرضا جلایی پور به عنوان یک اصلاح طلب به پدیده دوم خرداد از منظر جامعه شناسانه نگریسته و سعی کرده است آن را در غالب جنبشهای اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. ایشان محافظه کاری، اصلاح طلبی و انقلابی گری را به عنوان سه رویکرد رایج جنبشهای اجتماعی در برابر تغییرات اجتماعی مورد توجه قرار می‌دهد. در نظر او«جنبشهای اصلاح طلبانه» خواهان تغییرات تدریجی در داخل نظام سیاسی هستند . این جنبشها را می‌توان به دو نوع «اصلاح از پایین» و «اصلاح از بالا»  تقسیم بندی نمود. در اصلاح از پایین دولت، مطبوعات و احزاب، مکانیسمی را طراحی کرده اند که با انتقادات مداوم، نظرات کارشناسانه و مطبوعات آزاد، جامعه به تدریج در مسیر اصلاح و ترقی و پیشرفت قرار می‌گیرد. اما در اصلاح از بالا، ابتدا دولت به یکسری اصلاحات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دست می زند و ساختار اجتماعی نیروهای اجتماعی را دچار تغییرات بنیادین می کند. (جلایی پور، 1381: 127-105) در نظر وی «جنبشهای انقلابی» با خوش بینی زاید الوصفی از تغییرات بنیادین درعرصه های سیاست اجتماع و فرهنگ استقبال می‌کنند. در نگاه وی  پدیده «دوم خرداد» در هیچ یک از این تقسیم بندی ها جای ندارد. در نظر او جنبش دوم خرداد یک «جنبش اصقلابی» بود . جنبشهایی که هم با جنبشهای اصلاحی ارتباط دارند و هم با جنبشهای انقلابی. زیرا از یک طرف گفتمان اصلاح طلبان مسالمت آمیز و بدون خشونت می باشد و از طرف دیگر ساختار حکومت انسدادی می باشد و تن به تغییرات نمی‌دهد. بنابراین جنبش دوم خرداد سعی می کند مطالبات خود را بیرون از ساختار حکومتی، اما بدون خشونت دنبال کند.

حسین بشیریه واقعه دوم خرداد را حاصل و در عین حال موجد ائتلاف و سازمان یابی طبقات و نیروهای مدرن می دانند. ایشان پس از ذکر فرآیند نوسازی ایران از نیمه دوم قرن نوزده و ناکامی بلوک قدرت مشروطه، از دو روند تاریخی سخن می گوید که موجب ظهور انقلاب اسلامی شد: یکی اینکه ادامه انقلاب مشروطه در جهت محدود سازی قدرت دربار و اجرای قانون اساسی مشروطه بود و بخش عمده ای از طبقات و نیروهای مدرن از خواسته ها حمایت می کردند. حرکت دوم همان حرکت اسلامی با پشتوانه طبقات سنتی و بسیج توده ای بود. دکتر بشیریه تحولات پدید آمده در حوزه قدرت در سالهای پس از انقلاب را در دو گسست مرور می کند: اولین گسست میان نیروها و طبقات سنتی از یک سو و نیروها و طبقات مدرن از سوی دیگر رخ نمود، و گسست دوم در درون طبقات و نیروهای سنتی اتفاق افتاد. گسست دوم امکان انسجام گروههای بیرون از دولت اعم از سنتی و مدرن را فراهم آورد و دوم خرداد حاصل چنین زمینه ای بود. به قول دکتر بشیریه، دوم خرداد در عین حال زمینه ساز ائتلاف جدیدی از طبقات مدرن شد. به این ترتیب به نظر می آید شعارها و ایدئولوژی دوم خرداد بازتاب آن تحولات زیرین تاریخی و جامعه شناختی است. (بشیریه، 1377: 64)

سعید حجاریان نیز با تمسک به رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی، واقعه دوم خرداد را حاصل تلاقی دو روند تاریخی قلمداد می کند: ما در صد ساله اخیر این دو راه را داشتیم: راه جمهوریت و راه مشروطیت. آنها در جایی به هم رسیده اند که آن دوم خرداد است. یعنی دوم خرداد ترکیبی از آن دو بوده است. از یک طرف جمهوریت را به صحنه کشاند با فشار آن 20 میلیون رای از پایین، و از طرف دیگر، نخبگان پیرامونی شده، در مقابل قدرت موجود، آلترناتیوی را مطرح کرد. از دید حجاریان انتخابات دوم خرداد سنتز آنها بوده است که قدرت فوق العاده ای ایجاد نموده است. به نظر وی این نقطه عطف دموکراسی ایران است که به نرمی و سهولت به پیش می رود و دیگر بازگشت ندارد. (حجاریان، 1377: 80-75) در تحلیل‌های جامعه شناختی واقعه دوم خرداد، تحولات سیاسی، باورها و شعارهای مطرح شده را بازتاب بالایی آنچه در پایین رخ نموده، قلمداد می کند. تحلیل آقای رضایی با این الگو سازگار است. وی معتقد است که رای دوم خرداد و شعارها و باورهای سیاسی، بازتاب تحولات واقعی است که درپایین جامعه ما اتفاق افتاده و اکثراً به قدرتمند شدن اقشار محروم و ضعیف تر اجتماعی منجر شده، اما در بالای سیاست بازتاب نیافته است. این رای در واقع اعلام رسمی حضور هویت ها و قدرت اجتماعی جدیدی است که در تحولات اجتماعی دو دهه انقلاب پدیدار شده‌اند و دستگاههای تبلیغی و تولیدکنندگان رسمی دانش آنها را عمدتاً نادیده گرفته اند. (رضایی، 1377: 117-115)

این اشکال جدیداجتماعی با رای دوم خرداد  کوشیدند در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران از راههای قانونی و پذیرفته شده رقابت سیاسی، راه خود را به عرصه سیاسی بگشایند. برنده این انتخابات اندیشه ای بود که بیشتر از دیگران این تحولات اجتماعی را درک کرده و با آن همساز شده بود. رای دوم خرداد تبلور خواست بازتاب یافتن همه این دگرگونی های اجتماعی در عرصه سیاست بود. (حجاریان، 1377: 82-80)

آنچه به قول نویسنده در پایین جامعه رخ داده و در دوم خرداد در بالا بازتاب یافته است، عبارتند از: گسترش سواد و شهرنشینی، گسترش آموزش عالی، گسترش سواد در میان زنان، تحول در حوزه اشتغال، ارتقای وضعیت شغلی زنان، مهاجرت ها به شهرهای بزرگ، بالا رفتن سطح بهداشت و... است و باورهای سیاسی ظاهر شده در صحنه رقابتهای انتخاباتی از سوی جناح آقای خاتمی به دلیل انطباق با این تحولات شیوع و مقبولیت یافت. می‌توان از همین مرور ناقص بر واقعه دوم خرداد استنباط کرد که تحلیلهای عمیق تر این حادثه بیشتر بر ابعاد جامعه شناختی آن متمرکز بوده است.

درباره انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز تحلیل‌های متفاوتی مبتنی بر دیدگاههای جامعه شناسانه انجام گرفته است که از جمله می‌توان به دیدگاه عباس عبدی اشاره کرد که با دیدگاهی منفی گفته بود «صحبت‌کردن از موضوعات حساسی چون فساد اداری و فاصله طبقاتی جذابیت های پوپولیستی دارد.» (روزنامه فجر، 8/4/84) در بیانیه‌ای که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، بعد از انتخابات نهم ریاست‌جمهوری منتشر کرده است، از منظری جامعه شناسانه به تحلیل شکست اصلاح طلبان پرداخته و آورده است که «بخش نخبه و روشنفکر به دلیل سرخوردگی و نارضایتی، برخلاف دوره‌های قبلی، فاقد انگیزه‌های لازم برای حضور پر تکاپو در عرصه انتخابات بود و تلاش اصلاح‌طلبان نهایتاً از حد قانع‌کردن بخشی از این مجموعه، به نفی تحریم و شرکت در انتخابات فراتر نرفت... بنابراین درحالی‌که رقبای اصلاح‌طلبان شعارهای خود را به مشکلات ملموس بخشهای محروم معطوف کردند... آنان از حد طرح شعارهایی که صرفاً می‌توانست برای قشر نخبه جامعه مطلوب باشد، فراتر نرفتند.» (عیوضی،  1385: 15) همچنین در این بیانیه اشاره شده است که«محدودشدن اصلاح‌طلبان به قشر نخبه دانشگاهی، با این امید که همچون خرداد 76 و 78 نخبگان و دانشگاهیان حاملان مطمئن و مطلوبی برای انتقال پیام ایشان در متن جامعه خواهند بود، اشتباه تاکتیکی بود که اصلاح‌طلبان مرتکب شدند.»(روزنامه فجر، 8/4/84)  بر اساس همین دیدگاه یکی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت، ضمن پذیرش شکست در انتخابات نهم، علت این شکست را این‌گونه عنوان کرد:«مخاطب اصلاح‌طلبان همه اقشار جامعه ایرانی نبودند... در شعارها از طبقه پایین‌تر جامعه غفلت شد.» (روزنامه ایران، 8/4/84 )

درباره انتخابات 22 خرداد 88 از دیدگاه جامعه‌شناسی سیاسی تقی آزاد ارمکی معتقد است که انتخابات 88 عرصه مبارزه طبقه متوسط سنتی و طبقه متوسط جدید بود. از نظر وی مفاهیمی همچون منافع ملی، روشنفکری، اعتدال، دمکراسی، آشتی ملی و غیره شعارها و اهداف طبقه متوسط جدید می‌باشد. این در حالی بود که طبقه متوسط سنتی روحانیون به دنبال اهدافی همانند عمل به احکام خداوند، حلال و حرام و حق خداوند بودند؛ بازاریان بر مباحثی چون قانون بازار، تجارت و روابط تجاری بین‌الملل تاکید می‌کردند. (ویژه‌نامه اعتماد، 1388: 18)  

 

ب. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری از منظر نظریه روانشناسی سیاسی

تاثیر گرایش‌ها سیاسی و حزبی بر انتخاب مردم در انتخابات دوم خرداد و همچنین انتخابات سوم تیر بسیار محدود بود. حتی بسیاری از جریانات سیاسی که نقش مهمی در انتخابات در ایران ایفا کرده‌اند از نامیدن خود تحت عنوان حزب امتناع می کنند، به عنوان نمونه ائتلاف آبادگران ایران اسلامی که در جریان انتخابات دور دوم شوراهای اسلامی اعلام موجودیت کرد، حتی از نامیدن تشکل سیاسی خود تحت عنوان حزب خودداری کرده و با سه شعار کلی صداقت در گفتار، سلامت در عمل، خدمت صادقانه توانستند هر پانزده کرسی شورای شهر تهران را به دست آورد. (دارابی، 1388: 244) همچنین دلایل تأثیر اندک گرایش‌ها حزبی و سیاسی در میان مردم را می‌توان در شاخص ها و معیارهای مردم در انتخاب احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی جستجو کرد. بر طبق یافته های آقای رضوانی در اولویت بندی شاخصه های یک کاندیدای اصلح از دیدگاه مردم، اولویتهای سیاسی و حزبی چندان مورد توجه نیستند. به عنوان مثال شاخص های کسانی که به احمدی‌نژاد رای داده اند به ترتیب زیر است: مردمی بودن، دین مداری، استقلال سیاسی، انقلابی بودن، خدمتگزاری، عدالت خواهی، ساده زیستی، فسادزدایی و کارآمدی. در ضمن شاخصهای کسانی که آقای هاشمی را انتخاب کرده‌اند به قرار زیر می‌باشد: برنامه، تجربه، کارآمدی، اعتدال و انقلابی بودن. (رضوانی، 1386: 158-156)

با اندک دقت در این ملاک های ارزیابی دو کاندیدا، متوجه این نکته می شویم که انتخاب مردم به واسطه گرایش‌ها حزبی و سیاسی قبل از انتخابات مشخص نیست و معمولاً مردم ایران در روزهای آخر به جمع بندی نظریات خود درباره کاندیدای اصلح می پردازند؛ نکته قابل توجه اینجاست که حتی اغلب مردم گرایش‌ها حزبی و سیاسی را به عنوان یک ویژگی منفی در نظر  می گیرند، زیرا مردم استقلال سیاسی آقای احمدی‌نژاد از گروهها و احزاب سیاسی و همچنین فراجناحی بودن و عدم گرایش‌ها تند افراطی چپ و راست در آقای هاشمی را به عنوان یکی از مهمترین علل انتخاب خود بیان کرده‌اند. در جریان رقابت انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد و آقای هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری نهم، علیرغم حمایت بسیاری از شخصیتهای سیاسی و حزبی از آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان نتوانست به پیروزی برسد، که این موضوع بیانگر تاثیر محدود گرایش‌ها سیاسی و حزبی در جریان انتخابات است. به عنوان مثال دو روز مانده به انتخابات دوره دوم روزنامه همبستگی لیستی از افراد طیف های مختلف سیاسی از اصلاح طلب گرفته تا ملی مذهبی را منتشر نمود، که همگی از آقای رفسنجانی حمایت کرده بودند که از جمله این افراد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:    مصطفی معین: به هاشمی‌رفسنجانی رای می‌دهم، محسن مهرعلیزاده: برای تداوم اصلاحات به هاشمی رای دهیم، ابراهیم اصغرزاده: حضور هاشمی باعث بقای جمهوریت نظام می‌شود، عبده تبریزی: انتخاب هاشمی منافع سهامداران بورس را تامین می‌کند، احسان نراقی: هاشمی در شرایط موجود مناسب‌ترین گزینه است، پری صابری: به دلایل مختلفی باید به هاشمی رای داد. (روزنامه همبستگی، 1/4/84)

آقای هاشمی در دوره اول چهل در صد آرای زادگاه خود را به دست آورد و علیرغم حمایت اکثریت کاندیداهای دوره اول، در دور دوم تنها توانست چهل و هفت درصد آرا را به خود اختصاص دهد؛ این در حالی بود که آقای احمدی‌نژاد در مرحله اول انتخابات فقط ده درصد آرای کرمانی ها را کسب کرده بود ولی این رقم ظرف دو هفته به پنجاه درصد افزایش یافت. (کلانتری، 1384: 11) این تغییرات آماری در استان اردبیل که آقای احمدی‌نژاد اولین استاندار آن بود بسیار شگفت انگیز می‌باشد. آقای احمدی‌نژاد در دور اول علیرغم آشنایی مردم با وی تنها توانست نزدیک به هفت درصد آراء را به خود اختصاص دهد، اما با وجود حمایت بیشتر کاندیداهای دور اول و بسیاری از شخصیت های سیاسی و مذهبی از آقای هاشمی، آقای احمدی‌نژاد در دور دوم توانست بیش از پنجاه و شش درصد از آرای اردبیلی ها را به خود اختصاص دهد. نکته قابل توجه این بود که آقای هاشمی در دور اول نزدیک به بیست درصد آرای اردبیلی ها را به خود اختصاص داده بود و با وجود حمایتهای همه جانبه در دور دوم تنها توانست سی و چهار در صد آرا را کسب کند (کلانتری، 1384: 12-10) این شگفتی در انتخابات 22 خرداد 88 نیز تکرار شد و نشان داد که وابستگی های حزبی و جناحی نمی‌تواند رفتار انتخاباتی مردم ایران را تحلیل کند. اگرچه فضای دوقطبی در انتخابات 22 خرداد تا حدود زیادی شبیه به فضای دوقطبی در دوم خرداد 76 بود و انتظار می رفت جناح اصلاح طلبان به پیروزی برسند اما نتیجه انتخابات نمایانگر این نکته مهم بود که مردم ایران در تعیین اولویتهای رای دهی به گرایش‌ها حزبی و سیاسی چندان توجهی نمی کنند.

 

پ. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری از منظر نظریه انتخاب عقلانی

به نظر می‌رسد در تجزیه و تحلیل انتخابات ایران بویژه در دوم خرداد و سوم تیر، از این نظریه نسبت به نظریه‌های دیگر  بهتر بشود استفاده کرد. اما از میان ادبیات موجود در زمینه انتخابات تنها آقای رضوانی در مقاله تحلیل رفتار انتخاباتی از این نظریه استفاده کرده است.  بر اساس یافته های آقای رضوانی تنها بیست درصد از مردم قبل از انتخابات با آقای احمدی‌نژاد آشنایی داشته و هشتاد درصد از آشنایی مردم در دوران انتخابات به وجود آمده است؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مردم ایران دارای گرایش‌ها حزبی، قومیتی، جنسیتی، طبقاتی کمی هستند و معمولاً تلاش می کنند تا به صورت مستقل و بر اساس شناختی که در دوران انتخابات پیدا می کنند، بهترین فرد در جهت تامین بیشترین سود و کمترین ضرر را انتخاب کنند.(رضوانی، 1386: 160)

درباره انتخابات 88 می‌توان گفت که در این انتخابات مردم ایران فارغ از گرایش‌ها سیاسی، حزبی، قومیتی و طبقاتی رفتار انتخاباتی خود را نشان دادند. شعارهای عدالت‌طلبانه و مبارزه با تبعیض احمدی نژاد برای بسیاری از اقشار جامعه بویژه طبقات پایین جذابیت داشت و احساس می‌کردند که با انتخاب ایشان منافع آنها بهتر تامین خواهد شد؛ از طرف دیگر اقشار متوسط جامعه که بیشتر به دنبال آزادیهای سیاسی بودند احساس می‌کردند با آمدن موسوی منافع و علایق آنها بهتر تامین خواهد شد.

 

ت. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری از منظر نظریه تحلیل گفتمانی

در تحلیل گفتمانی انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد سال 76  باید ابتدا به گفتمان اقتصاد محور جناح راست اشاره شود. در صحنه ای که به طور حساب شده طراحی شده بود جناح راست نه تنها خود را نیازمند ائتلاف با جناحی نیافت بلکه حاضر به اعطای کمترین امتیاز به جناح کارگزاران سازندگی نیز نشد. قواعد گفتمانی رسوب شده توسط الگوی رسمی، انتخابات را بیشتر به یک بازی پیشاپیش آرایش داده شده بزرگان شبیه ساخته بود. اما در مجموع این پدیده تازه را جناح چپ بیش از جناح راست جدی گرفت. جناح راست با کناره گیری مهندس موسوی از صحنه، نفس آسوده ای کشید و احساس راحتی کرد. اما کناره گیری موسوی جناح چپ را دچار مشکل ساخت. این جناح چهره های کم و بیش مبرزی داشت اما آنها هیچ کدام نزد مردم شناخته شده نبودند و خاطره خوشی برنمی انگیختند.

جناح چپ با کناره گیری آقای موسوی چشم به سوی آقای خاتمی دوخت و ایشان ناشناخته بودند. کمتر کسی از ایشان خاطره درخشانی داشت، به جز گروه معدود هنرمندان و نویسندگان و روشنفکرانی که در دوره وزارت ایشان در منصب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فضاهای تازه ای برای عمل یافته بودند. اما مردم سرو کاری با این وزارتخانه نداشتند و بسیاری حتی نام ایشان را به خاطر نداشتند. نظام گفتاری تازه ای با آقای خاتمی به میدان آمد، که اولین و مهم‌ترین مشخصه آن، تازگی اش بود. این گفتار اولاً محور گفتارهای تبلیغاتی را از اصلاحات در عرصه اقتصاد به اصلاحات در عرصه فرهنگ و سیاست کشانید. ثانیاً جامعه مدنی، آزادی، حکومت قانون، پرهیز از خشونت، آزادی بیان، ضدیت با استبداد و خودکامگی، توسعه سیاسی، تنوع، اراده آزاد، حق نظارت مردم بر حکومت، مشارکت جمعی و...مجموعه واژگان تازه ای بود که حتی برای بخشهایی از مردم که شاید درکی از مضامین آن نداشتند از این حیث که تازه بود جذابیت داشت. ویژگی دیگر گفتار آقای خاتمی، چشم اندازی بود که رو به آینده می گشود. این گفتار کم و بیش نگاهی نقاد به وضع موجود و سالهای گذشته داشت. دوگانه سازی های گفتاری ایشان به دلالات مصرح یا ضمنی از وضع جاری تصویری نامطلوب می ساخت و وعده تحولات تازه ای در آینده می گشود. تازگی کلام آقای خاتمی خود به این چشم انداز رو به آینده کمک مضاعف می‌کرد. (کاشی، 1376: 201-200)

در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد نیز گفتمانی را مطرح نمودند که همانند گفتمان آقای خاتمی جذابیت داشت و توانست در بین گفتمانهای رقیب از مقبولیت بیشتری برخوردار شود. این در حالی است که معین، کروبی، هاشمی رفسنجانی و حتی قالیباف و لاریجانی در چارچوب گفتمان دوران اصلاحات مباحثی همچون اجتناب دولت در دخالت در امور خصوصی، حمایت از ایرانیان خارج از کشور، پیشبرد اصلاحات، تقویت آزادی بیان و قلم، تقویت بخش خصوصی و اقتصاد آزاد، آزادیها و حقوق زنان و.....مطرح نمودند. (شرق، 7/10/83) این کاندیداها با گفتمانها و شعارهای انتخاباتی همچون «هوای تازه با دولت مدرن» توسط لاریجانی، «دوباره می‌سازمت وطن»توسط معین، «دولت رفاه (اقتدار، آرامش و کارآمدی)» توسط مهرعلیزاده، «دولت عشق»توسط رضایی، «با هم کار برای سربلندی ایران» توسط هاشمی رفسنجانی مطرح کرده بودند، اما در طرف دیگر گفتمان آقای احمدی‌نژاد از جنسی دیگر بود؛ وی با شعار انتخاباتی «می‌شود، می‌توانیم (کابینه هفتاد میلیونی) و دولت اسلامی» وارد فضای انتخابات شد و با مطرح کردن گفتمان عدالت خواهی و خدمت صادقانه وارد چالش با گفتمان رقبا گردید. ایشان در چارچوب گفتمان خود مباحثی همچون مبارزه با تجمل گرایی، انحصار گرایی، تبعیض، فساد و لذت جویی مدیران دولتی را مطرح نموده و خواهان تشکیل یک مدیریت انقلابی و بسیجی بر اساس دولت شهید رجایی شدند. (ابوالحسنی، 1384: 41-37)

در انتخابات خرداد 88 نیز مبارزه بین دو گفتمان کاملاَ متمایز از همدیگر بود که به صورت اشعار و شعارهای انتخاباتی بین طرفداران موسوی و احمدی‌نژاد در خیابانها جریان داشت. به عنوان مثال طرفداران احمدی‌نژاد این شعارها را می‌دادند: «چپ، راست، کارگزار علیه خدمتگزار» «موسوی، هاشمی، پیوندتان مبارک» «آزادی اندیشه با چیز چیز نمی شه» « دزدگیر خوب آوردیم آبروتون رو بردیم» در مقابل هم طرفداران موسوی این شعارها را می‌دادند که: «آزادی اندیشه بی موسوی نمی شه» «الان داره برف میاد اسنادشم موجوده» «رای ما یک کلام نخست وزیر امام».(ویژه نامه اعتماد، 1388: 53)

 

ث. تحلیل انتخابات ریاست جمهوری از منظر توطئه‌گرایان

یکی از اولین تحلیل‌هایی که معمولاً پس از هر انتخابات در ایران حجم قابل توجهی از تحلیل ها را به خود اختصاص می‌دهد، نظریه توطئه می باشد. معمولا جناح و گروهی که در انتخابات شکست خورده است ابتدا سعی می کند پیروزی رقیب را ناشی از تخلفات انتخاباتی، زد و بندهای پشت پرده، جنگ روانی، موج سواری، شارلاتانیزم و جنگ نابرابر تبلیغاتی دانسته و در مرحله بعد با کمرنگ کردن پیروزی رقیب، خطرات دیدگاههای گروه رقیب را برای انقلاب و کشور برجسته سازد. با بررسی عکس العمل جناح شکست خورده در انتخابات دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 متوجه می شویم هر دو جناح چپ و راست به زبانهای متفاوتی یک نوع تحلیل را ارائه می‌دهند.

در جریان انتخابات دوم خرداد جناح راست ابتدا تخلفات انتخاباتی را پیش کشیدند، آنها حمایت روزنامه همشهری را به عنوان سوء‌استفاده از امکانات دولتی به نفع یک کاندیدا مورد توجه قرار دادند. (کاشی، 1376: 237 ) از طرف دیگر برای زایل کردن اعتبار سیاسی رقیب اقدام به افشای عملکرد مالی شهرداری ها به عنوان مهم‌ترین حامی آقای خاتمی نمودند. روزنامه رسالت در اسفند 1375 سلسله مقالاتی تحت عنوان «سازندگی دستهای پاک می طلبد» در پی این بود که نشان دهد گروه کارگزاران به عنوان حامیان خاتمی مسئول بسیاری از حیف و میل ها و فشارهای اقتصادی بر مردم می‌باشند. (رسالت، 8/12/ 1375)

یکی دیگر از محور های بحث جناح راست این بود که آقای خاتمی با زد و بندهای سیاسی پشت پرده به قدرت رسیده است و دلیل آن را ائتلاف گروه کارگزاران و جامعه روحانیون مبارز می دانستند، زیرا این دو گروه دارای خط مشی‌های متفاوتی به خصوص در زمینه اقتصادی بودند. به عنوان نمونه نفیسه فیاض بخش، نماینده تهران، معتقد بود که تنها نقطه اشتراک کارگزاران و مجمع روحانیون مبارز در کسب قدرت بوده است.(رسالت، 26/12/1375) در همین راستا جامعه روحانیت تهران در بیانیه‌ای ضمن مقایسه دوران انتخابات با دوران بعد از انقلاب، خطر بازگشت بنی صدر را به مردم گوشزد نمود.(کیهان، 22/2/1376) همچنین جناح راست تبلیغات وسیعی را بر علیه هواداران خاتمی به پا کرد. حمایت دکتر پیمان، مهندس سحابی و ... و حمایت رسانه های غربی، واکنش منفی مخالفان خاتمی را در پی داشت. آنها شعارهای خاتمی را همسو با معارضان و دشمنان نظام قلمداد می نمودند و ایشان را جاده صاف کن گروههای معارض نظام می دانستند (کاشی، 1376: 234 )

در انتخابات سوم تیر 84 دوباره همین تفکرات توطئه محور در جریان شکست خورده انتخابات به وجود آمد، اما طنز تلخ تاریخ این بود که این دفعه جناح شکست خورده چپ برای توجیه و تفسیر انتخابات به نظریه توطئه و تخریب نامزد پیروز دست زده بودند. ابتدا آقای کروبی صحت انتخابات را زیر سئوال برد و پیروزی آقای احمدی نژاد را ناشی از زد و  بندهای سیاسی و دخالت نیروهای نظامی در روند انتخابات قلمداد نمود. در ادامه جناح چپ به تخریب گسترده چهره آقای احمدی نژاد پرداخت. در حالیکه اقبال مردم به خاتمی را نشانه شعور بالای مردم می دانستند اما در این مقطع اقبال مردم را یک «پوپولیسم فریبکارانه» خواندند و حتی ابراهیم یزدی به صراحت اعلام نمود که مردم اشتباه کردند. (شرق: 3/4/1385)

همچنین در بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بعد از انتخابات منتشر گردید به همین فرضیه توطئه دامن زده و اینطور آمده است که: «یک (تشکیلات) در سراسر کشور همچون یک حزب سیاسی فراگیر و در قالب طرحهایی عملیاتی به هدایت و جهت‌دهی آرا در سطح کشور و به‌ویژه شهرهای کوچک و مناطق روستایی، که احزاب سیاسی در آن‌جا حضوری ندارند، پرداخته است.»(روزنامه فجر، 8/4/84) محمد قوچانی به عنوان نظریهسین جناح چپ ، جناح احمدی نژاد را «سوسیالیستهای تخیلی» نامید، که قصد دارند شعارهای جناح چپ اسلامی «سوسیالیسم واقعی» را به نفع جناح راست مصادره کنند. تحلیل وی این بود که تفاوت میان چپ اسلامی و دولت احمدی نژاد، تفاوت میان سوسیالیسم و پوپولیسم می باشد. بدین معنا که چپ اسلامی، نگاهی از سر اجتهاد پویا به مسائل اقتصادی دارد اما پوپولیسم اسلامی بدون دگرگونی اساسی، در مبانی اجتهادی خود تلاش می کند با بی عدالتی ها و فسادها مبارزه کند. در نظر او سوسیالیسم اسلامی نوعی اجتهاد در اصول فقه می باشد در حالی که پوپولیسم اسلامی به رفوگری اکتفا می کند.(شرق، 3/4/1385) در چهارچوب همین نظریه توطئه، جناح چپ انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران را یک تاکتیک سیاسی جناح راست برای کسب کرسی ریاست جمهوری تفسیر نمود و بعد از انتخابات درباره دخل و خرج های شهرداری و ارتباط آن با انتخابات سئوالات زیادی را در مطبوعات وابسته به خود مطرح نمودند.

نظریه توطئه در جریان انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 و حوادث بعد از انتخابات به خوبی خودش را در میان دو گروه رقیب نشان داد. از یک طرف طیف احمدی‌نژاد (همانند روزنامه کیهان، وطن امروز، ایران و سایتهای رجا نیوز، ثانیه نیوز، الف) مخالفان خود را به عنوان گروههای برانداز قلمداد می‌کردند که از طریق توطئه و ارتباط با بیگانگان به دنبال انقلاب مخملی می‌باشند؛ در مقابل نیز طیف موسوی( همانند روزنامه اعتماد ملی، اعتماد و سایتهای کلمه، سهام نیوز) جناح پیروز را به تقلب گسترده و دستکاری آرا متهم می‌نمودند. 

 

3. عملیاتی کردن مفاهیم تحقیق

برای عملیاتی کردن مفاهیم دخیل در انتخابات ابتدا به تعریف مفهومی پرداخته و سپس هر کدام از این رهیافت ها و مفاهیم شاخص سازی شده،  شاخص های به دست آمده از طریق سوالات پرسشنامه به آزمون گذارده شده است. به عنوان مثال مفهوم رهیافت جامعه‌شناسی سیاسی، از طریق شاخص هایی همچون تأثیر روحانیون و تشکیلات مذهبی، تأثیر روزنامه ها احزاب و روشنفکران در انتخابات مورد بررسی قرار گرفته و برای فهم بهتر این شاخص ها از طریق «اندازه‌گیری فاصله‌ای» اقدام شده است. یعنی برای اینکه ابزار اندازه گیری ما بتواند به شکل مناسب تری واقعیات را نشان دهد، از «اندازه‌گیری فاصله‌ای» استفاده شده و با استفاده از اعداد 1 تا10 تلاش شده است تا دیدگاه های مردم به صورت کمی به نمایش درآید. درواقع دراین نوع اندازه گیری پاسخ دهنده ای به سوالات پرسشنامه یک عددی انتخاب می‌کند که ما می‌توانیم با استفاده از اعداد به دست آمده و استفاده از آزمون آماری پیرسون عملیات‌های آماری مختلفی همچون نما، میدان، میانه، میانگین و انحراف معیار را بررسی کنیم. و در ادامه با استفاده از اعداد و فراوانی‌های به دست آمده به مقایسه رهیافت‌های مختلف در زمینه انتخابات بپردازیم. (سنجابی، 1385: 158) از بین روش‌ها و رویکردهایی که برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گیرند روش نگرش سنجی (پرسشنامه) برای تجزیه وتحلیل اطلاعات سیاسی دارای مزیت های زیادی است که آن را از دیگر روشهای جمع آوری اطلاعات متمایز می‌کند. روشهای آزمایشی و نیمه آزمایشی، روش تحقیق میدانی، روش تاریخی، روش تحلیل محتوا، و روشهای غیر مستقیم جمع آوری اطلاعات برای تجزیه وتحلیل انتخابات ابزار مناسبی محسوب نمی‌شوند.

در این تحقیق پرسشنامه‌ها توسط 200 نفر  تکمیل شد (صد نفر بعد از انتخابات 84 و صد نفر دیگر بعد از انتخابات 88) و در جمع‌آوری داده‌ها تلاش کردیم تا از اصناف و گروههای مختلف مردم بادرآمدهای مختلف و مکان‌های سکونت مختلف در آمارگیری به صورت نمونه‌گیری تصادفی شرکت دهیم تا جامعه آماری ما دارای ویژگی‌های کل جامعه باشد.

برای دریافت میزان انطباق رهیافت‌ها و نظریه‌های انتخابات با واقعیات سیاسی جامعه ایران با استفاده از پرسشنامه پیش گفته، نتایجی به دست آمده است که در جداول صفحه بعد قابل مشاهده است.

جدول ضریب همبستگی

 

 

تبلیغات و شعارهای کاندیداها به چه میزان در انتخاب شما موثر بوده است ؟

برنامه های کاندیداها به چه میزان در انتخاب شما موثر بوده است ؟

در تعیین نامزد مورد نظر خود به چه میزان به تامین منافع فردی و گروهی توجه داشته اید؟

دیدگاها و سلایق جناحی و سیاسی شما تا چه میزان در انتخاب نامزد مورد نظر تان موثر بوده است ؟

تبلیغات و شعارهای کاندیداها به چه میزان در انتخاب شما موثر بوده است ؟

ضریب پیرسون

1

.562(**)

.164(*)

.313(**)

Sig. (2-tailed)

 

.000

.021

.000

تعداد

198

198

196

196

برنامه های کاندیداها به چه میزان در انتخاب شما موثر بوده است ؟

ضریب پیرسون

.562(**)

1

.186(**)

.337(**)

Sig. (2-tailed)

.000

 

.009

.000

تعداد

198

200

198

198

در تعیین نامزد مورد نظر خود به چه میزان به تامین منافع فردی و گروهی توجه داشته اید؟

ضریب پیرسون

.164(*)

.186(**)

1

.153(*)

Sig. (2-tailed)

.021

.009

 

.033

تعداد

196

198

198

196

دیدگاها و سلایق جناحی و سیاسی شما تا چه میزان در انتخاب نامزد مورد نظر تان موثر بوده است ؟

ضریب پیرسون

.313(**)

.337(**)

.153(*)

1

Sig. (2-tailed)

.000

.000

.033

 

تعداد

196

198

196

198

همسر شما چه میزان در تصمیم گیری شما موثر بوده است ؟

ضریب پیرسون

.070

.068

.011

.070

Sig. (2-tailed)

.369

.381

.887

.364

تعداد

168

169

169

168

به نظر شما ذهنیت منفی نسبت به آقای هاشمی تا چه میزان توانسته بود رای مردم را به سوی احمدی نژاد بکشاند؟

ضریب پیرسون

.160(*)

.105

.180(*)

.191(**)

Sig. (2-tailed)

.025

.139

.011

.007

تعداد

197

199

197

197

به نظر شما تا چه میزان دخالت نظامیان و دستهای پشت پرده باعث پیروزی احمدی نژادشده است ؟

ضریب پیرسون

-.060

-.167(*)

.154(*)

-.033

Sig. (2-tailed)

.404

.019

.032

.653

تعداد

193

195

194

193

علائق مذهبی و انقلابی شما به چه میزان در گرایش شما به نامزد مورد نظر موثر بوده است ؟

ضریب پیرسون

.217(**)

.267(**)

.223(**)

.239(**)

Sig. (2-tailed)

.003

.000

.002

.001

تعداد

189

191

189

189

تاثیر روحانیون و تشکلات مذهبی را در انتخابات تا چه میزان ارزیابی می کنید؟

ضریب پیرسون

.344(**)

.133

.091

.181(*)

Sig. (2-tailed)

.000

.066

.212

.012

تعداد

191

193

191

191

به نظر شما روزنامه احزاب و روشنفکران تا چه میزان در انتخابات موثر بوده اند؟

ضریب پیرسون

.329(**)

.118

.020

.215(**)

Sig. (2-tailed)

.000

.099

.785

.003

تعداد

193

195

193

193

 

همسر شما چه میزان در تصمیم گیری شما موثر بوده است ؟

به نظر شما ذهنیت منفی نسبت به آقای هاشمی تا چه میزان توانسته بود رای مردم را به سوی احمدی نژاد بکشاند؟

به نظر شما تا چه میزان دخالت نظامیان و دستهای پشت پرده باعث پیروزی احمدی نژادشده است ؟

علائق مذهبی و انقلابی شما به چه میزان در گرایش شما به نامزد مورد نظر موثر بوده است ؟

تاثیر روحانیون و تشکلات مذهبی را در انتخابات تا چه میزان ارزیابی می کنید؟

به نظر شما روزنامه احزاب و روشنفکران تا چه میزان در انتخابات موثر بوده اند؟

میزان استقلال فکری شما در انتخاب نامزد موردنظر چقدر بوده است ؟

.070

.160(*)

-.060

.217(**)

.344(**)

.329(**)

.040

.369

.025

.404

.003

.000

.000

.575

168

197

193

189

191

193

195

.068

.105

-.167(*)

.267(**)

.133

.118

.036

.381

.139

.019

.000

.066

.099

.615

169

199

195

191

193

195

197

.011

.180(*)

.154(*)

.223(**)

.091

.020

.053

.887

.011

.032

.002

.212

.785

.459

169

197

194

189

191

193

195

.070

.191(**)

-.033

.239(**)

.181(*)

.215(**)

.061

.364

.007

.653

.001

.012

.003

.399

168

197

193

189

191

193

195

1

-.202(**)

-.077

.290(**)

.126

-.133

-.177(*)

 

.008

.319

.000

.106

.086

.022

169

168

169

164

167

167

168

-.202(**)

1

.145(*)

-.003

.083

.171(*)

.220(**)

.008

 

.044

.962

.251

.017

.002

168

199

194

190

192

194

196

-.077

.145(*)

1

-.144(*)

.051

-.040

.242(**)

.319

.044

 

.050

.486

.578

.001

169

194

195

187

191

191

193

.290(**)

-.003

-.144(*)

1

.340(**)

-.073

.127

.000

.962

.050

 

.000

.321

.081

164

190

187

191

187

189

190

.126

.083

.051

.340(**)

1

-.117

.068

.106

.251

.486

.000

 

.107

.347

167

192

191

187

193

191

192

-.133

.171(*)

-.040

-.073

-.117

1

.164(*)

.086

.017

.578

.321

.107

 

.022

167

194

191

189

191

195

195

-.177(*)

.220(**)

.242(**)

.127

.068

.164(*)

1

.022

.002

.001

.081

.347

.022

 

168

196

193

190

192

195

197

 

 در جدول ضریب همبستگی بالا، رابطه بین تک تک سوالات به عنوان متغیر مستقل با سوالات دیگر به عنوان متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفته است. هر کجا که درکنار اعدادضریب رگرسیون ستاره وجود دارد، نشانگر این است که ضریب رگرسیون بیشتراز 01/. درصد بوده، بنابراین بین دو متغیررابطه قوی وجوددارد. به عنوان مثال زمانی که سوال میزان تأثیر احزاب وروشنفکران را به عنوان متغیر مستقل درنظرمی گیریم وبا سوالات دیگر مقایسه می کنیم به نتایج جالب توجهی می رسیم.  ضریب رگرسیون نشان می‌دهد افرادی که بیشتر تحت تأثیر احزاب وروشنفکران قرار دارند توجه چندانی به تأمین منافع فردی وگروهی ندارند (020/.) وهمچنین این افراد چندان علاقه ای به روحانیون وتشکل های مذهبی ندارند (117/.-) ودرضمن افراد یاد شده چندان اعتقادی به دخالت نظامیان درانتخابات ندارند. بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که افرادی که بیشتر تحت تأثیر احزاب وروشنفکران قرار دارند به سوالاتی همچون تأثیر روحانیون، تأثیر علایق مذهبی وانقلابی نمره پایینی بدهند. اما درعوض این افراد به سوالاتی که درباره تأثیر تبلیغات وشعارهای کاندیداها، تأثیر علایق جناحی وسیاسی و همچنین میزان استقلال فکری نمره بالایی رابدهند. همان گونه که درجدول مذکور آمده است ضریب همبستگی میان تأثیر روزنامه ها واحزاب با سوال میزان تأثیر تبلیغات وشعارهای کاندیداها عدد (326/.) نشان میدهد که نشان دهنده رابطه بسیار قوی بین این دو متغیر می باشد. این بدین معناست که هرکس بیشتر تحت تأثیر روزنامه ها و احزاب باشد احتمال اینکه بیشتر تحت تأثیر تبلیغات وشعارهای کاندیداها قرارگیرد بسیار زیاد است.

 

نتیجه‌گیری

قبل از رفتن به سراغ آمار و نتایج به دست آمده از جمع آوری اطلاعات درسه دوره انتخابات خرداد 76، تیر84 و خرداد 92  باید به این نکته مهم اذعان شود که جامعه ایران مناسب با روش های کمی پیمایشی (مصاحبه ،پرسشنامه)نیست و به علت فرهنگ سیاسی خاصی که در ایران حاکم است مردم کمتر واقعیات ذهنی خود را بیان می‌کنند.

سوال و دغدغه اساسی که همواره به این تحقیق جهت داده است، این است که غافلگیری نخبگان سیاسی و دانشگاهی در تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی انتخابات ناشی از پیش‌بینی ناپذیری رفتار سیاسی مردم ایران است و یا ناشی از ناکارآمدی رهیافتها و ابزارهای تجزیه و تحلیل انتخابات می‌باشد. به عنوان مثال بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق استفاده از رهیافت توطئه و رهیافت فمینیستی دارای اعتبار چندانی در تجزیه و تحلیل انتخابات نیستند. در حالی که تحلیلگران سیاسی از این دو رهیافت استفاده زیادی می‌کنند. از طرف دیگر محقق در این پژوهش به دنبال رد فرضیه رقیب می‌باشد. فرضیه رقیب عنوان می‌نمود که مردم ایران به جهت احساساتی بودن غیرقابل پیش‌بینی هستند و با هیچ گونه ابزار تحلیلی نمی‌توان رفتار سیاسی آینده آنها را پیش‌بینی و یا تخمین زد. اما نتایج به دست آمده در این تحقیق نشان می‌دهد نه تنها مردم بر اساس تعریف دقیق اهداف و منافع و وسایل دسترسی به اهداف، کاملاً عقلانی فکر می‌کنند، بلکه حتی می‌توان بر اساس روش رگرسیونی به پیش‌بینی انتخاب های آینده مشارکت کنندگان مبادرت کرد. به عنوان مثال در این جا سوال میزان تاثیر تبلیغات و شعارهای انتخاباتی با تمام سوال‌های دیگر مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که شدید ترین رابطه رگرسیونی بین میزان تاثیر تبلیغات و شعارهای انتخاباتی با سوال میزان تأثیر برنامه های کاندیداها وجود دارد(562/ .). همچنین سوال یک با متغیر تأثیر سلایق جناحی و سیاسی (313/ .)، متغیر تاثیر روحانیون وتشکیلات مذهبی (344/ .) و متغیر تاثیر احزاب وروشنفکران (322/.) دارای رابطه قوی رگرسیونی می باشد. همچنین این جداول نشان می‌دهدکه آنهایی که نسبت به میزان تاثیر تبلیغات نظر مساعدی داشته اند، نمره آنها به سوال میزان استقلال فکری بسیار پایین بوده است (040/.). همان گونه که این افراد چندان روی خوشی به سوال میزان دخالت نظامیان نشان نداده‌اند (60/ .-).

در واقع با توجه به این سوال متوجه می شویم که ما می‌توانیم بر اساس پاسخی که به یک سوال داده شده است پاسخ های دیگر را تا حدودی حدس و پیش‌بینی کنیم، بنابراین می‌توان بر اساس ابزارها و نظریه‌های تحلیلی به تجزیه و تحلیل انتخابات پرداخت و نمی‌توان احساساتی بودن و غیرقابل پیش‌بینی بودن ایرانیان را دلیلی بر ناکارایی همه ابزارهای تجزیه و تحلیل سیاسی دانست. از طرف دیگر با وجود رابطه بسیار قوی میان رهیافت های عقلایی، روانشناسی و جامعه‌شناسی وجود دارد می‌توان اذعان نمود که پیش‌بینی انتخاب های شرکت کنندگان درانتخابات قابل پیش‌بینی می باشد به شرط اینکه به جای استفاده از نظریه‌های تک بعدی برای تحلیل انتخابات از یک نظریه ترکیبی و رگرسیونی برای تحلیل انتخابات استفاده نمود. یعنی به جای اینکه رای دادن مردم را فقط از طریق رهیافت روانشناسی مورد تجزیه و تحلیل قراردهیم، یک نمودار رگرسیونی تشکیل داده که در آن نشان دهیم که چندین نظریه و رهیافت مختلف با درجه تاثیر گذاری مختلف در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مردم دخیل می‌باشد. به عنوان مثال در این مدل رگرسیونی رهیافت روانشناسی، عقلایی و جامعه‌شناسی دارای بیشترین تاثیر و رهیافت‌های فمینیستی توطئه دارای کمترین تاثیر می‌باشد.

از نتایج به دست آمده این است که هر کدام از سوالات پرسشنامه می‌تواند به عنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفته شود و تاثیر سولات دیگر به عنوان متغیر وابسته از طریق ضریب همبستگی مورد ارزیابی قرار گیرد به عنوان مثال در این تحقیق سوال میزان تاثیر استقلال فکری داوطلبان به عنوان متغیر مستقل با تمام سوالات دیگر مورد (به عنوان متغیر وابسته ) مورد برسی قرار گرفته است و نمودار پراکنش وجدول ضریب پیرسون ومقدار P-value به صورت جداگانه ترسیم شده است و با استفاده از این روش نتایج قابل توجهی به دست آمده است . به عنوان نمونه بین دو متغیر مستقل یعنی میزان استقلال فکری و متغیر وابسته، تبلیغات و شعارهای کاندیداها یک رابطه نسبتاً ضعیفی وجود دارد. ضریب پیرسون که درجدول آمده است، ضریب همبستگی را (040/0) نشان می‌دهد که این رابطه بسیار ضعیف می‌باشد، از جدول پراکنش و ضریب پیرسون این نتیجه را می‌توانیم استخراج کنیم که هرچه میزان استقلال فکری انتخاب کنندگان بیشتر باشد تأثیر شعارهای کاندیداها کاهش می یابد. در مورد دیگر در بررسی رابطه میان استقلال فکری و متغیر دخالت نظامیان در انتخابات رابطه معنی داری وجود دارد و جدول پراکنش مربوطه به خوبی منعکس کننده این رابطه  می باشد، به دلیل اینکه نقاط جدول پراکنش به خط رگرسیون نزدیک بوده و همچنین ضریب رگرسیون عددی بالاتر از 1./. می‌باشد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که هر چه قدر افراد دارای استقلال فکری بیشتری باشند نقش عوامل بیرونی ودخالت نظامیان کاهش معناداری پیدا می‌کند.

به طور کلی می‌توان نتیجه‌گیری نمود که نظریه‌های مختلفی که به عنوان ابزارهای تجزیه وتحلیل انتخابات مورد استفاده قرار می‌گیرند هیچ یک به تنهایی قادر به نشان دادن ابعاد چند وجهی پدیده انتخابات در ایران نیستند. در واقع بر اساس یافته های این تحقیق واقعیات سیاسی جامعه ایران برای تبیین نیاز به رهیافت ها و نظریه‌های جامع نگر و چند وجهی می باشد تا بتوانند پدیده چند وجهی انتخابات را از زوایای مختلف مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. همچنین از بین نظریه‌های مورد بررسی نظریه‌های روانشناسی وعقلایی با واقعیات ایران انطباق بیشتری دارد در حالی که نظریه توطئه چندان با واقعیات سیاسی ایران انطباق ندارد.

 

منابع فارسی

- ابوالحسنی، سیدرحیم (1384)، «نگرش و گرایش‌های سیاسی مردم: اصلاح‌طلبی یا محافظه‌کاری)»، فصلنامه سیاست، شماره 69 .

- ایوبی، حجت‌الله (1384)، «الگوهای تحلیل انتخابات»، ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی. شماره‌های 213-213.

- بدیع، برتران و پی‌یر بیرن بوم (1379)، جامعه‌شناسی دولتی، ترجمه احمد نقیب‌زاده، تهران، انتشارات باز.

- بشیریه، حسین (1377)، «انتخابات سال 1376 از چشم انداز مبارزه طبقاتی»، هفته‌نامه راه نو، شماره 8.

- بشیریه، حسین (1382)، عقل در سیاست، تهران:، نشر نگاه معاصر.

- بشیریه، حسین(1381 )، جامعه‌شناسی سیاسی، تهران، نشر نی.

- تایلور، پی‌.جی. و آر.جی. جانستون، (1386)، جغرافیای انتخابات، ترجمه زهرا پیشگاهی‌فرد، تهران، نشر قومس.

- جلایی‌پور، حمیدرضا (1381)، جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

- حجاریان، سعید (1377)، تلاقی جمهوریت و مشروعیت، تهران، انتشارات طرح نو.

- حسینی زاده، محمدعلی (1386)، اسلام سیاسی در ایران، قم، انتشارات دانشگاه مفید.

- دارابی، علی (1378)، «جامعه‌شناسی انتخابات و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسلامی»، فصلنامه مطالعات سیاسی، پیش شماره دوم.

- دارابی، علی(1388)، جریان‌شناسی سیاسی در ایران، تهران، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی.

- رضایی، علی (1377)، انتخاب نو؛ نیمه پر لیوان، تهران، نشر طرح نو.

- رضوانی، محسن (1386)، «تحلیل رفتار انتخاباتی، انتخابات نهم ریاست جمهوری»، فصلنامه معرفت، سال شانزدهم، شماره 123.

- روزنامه اعتماد (1388)، ویژه نامه نوروز.

- روزنامه ایران (1384)، 8 تیر.

- روزنامه رسالت (1375)، 26 اسفند.

- روزنامه رسالت (1375)، 8 اسفند.

- روزنامه شرق (1385)، ضمیمه سوم خرداد.

- روزنامه فجر (1384)، 8 تیر.

- روزنامه کیهان (1376)، 22 اردیبهشت.

- ریتزر، جرج (1374)، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.

- سروش، عبدالکریم (1374)، درس‌هایی از فلسفه علم الاجتماع، تهران، نشر نی.

- سنجابی، علیرضا (1385)،  روش‌شناسی در علم سیاست، تهران، نشر قومس.

- عضدانلو، حامد (1375)، «درآمدی بر گفتمان یا گفتمانی درباره گفتمان»، ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره‌های 104-103، فروردین و اردیبهشت.

- عیوضی، محمدرحیم (1385)، .«انتخاب نهم»، ماهنامه زمانه، شماره 35.

- فرکلاف، نورمن (1379)، تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه شایسته پیران و دیگران، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

- کلانتری، صمد (1384)، «انتخابات شگفت‌انگیز و گیج‌کننده»، ماهنامه اطلاعات اقتصادی- سیاسی، شماره‌های 214-213.

- کاشی، غلامرضا (1376)، جادوی گفتار، تهران، موسسه آینده‌پویان.

- لازارسفلد، بل‌اف و برنارد برلسون (1382)، انتخاب مردم؛ مردم چگونه در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم‌گیری می‌کنند، ترجمه محمدرضا رستمی، تهران، انتشارات تبلور.

- مارش، دیوید و جورج استوکر (1378)، روش و نظریه در علوم سیاسی، ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.

- هانتینگتون، ساموئل (1381)، موج سوم دمکراسی، ترجمه احمد شهسا، تهران، انتشارات روزنه.

English Source

- Campbell, A., Miller Converse and Stokes (1960), American Voter, New York, John Wiley.

- Downs, A. (1957), An Economic Theory of Democracy, New York, Harper& Row.

- Heywood, Andrew (2002), Politics, London, Pal grave.

- Nye, Norman H., Sidney Verba & John R. Petrocik (1979), The Changing American Voter, New York, Harvard University Press.

- Schacter, Daniel (1989), Memory in Foundations of Cognitive Science, Cambridge, MIT Press.