بررسی مقایسه‌ای نقش روسیه و انگلستان در دو جنبش اجتماعی معاصر ایران: جنبش تنباکو و جنبش مشروطیت

نوع مقاله: مقاله مستقل پژوهشی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آشتیان، گروه علوم سیاسی، ایران، آشتیان

چکیده

در متون تاریخی ابهام‌هایی در مورد نقش انگلستان در شکل‌گیری جنبش مشروطه ایران وجود دارد. این مسئله به شکل این پرسش که «چرا قدرت‌های اروپایی در جنبش‌های اجتماعی ایران مداخله کرده اند؟» مطرح شده فرضیه پژوهشی این است که «مداخله قدرت‌های اروپایی در عرصه سیاسی کشورهای دیگر در چارچوب منافع ملی آنها در نظام بین‌المللی قابل توجیه است و همسویی آنها با با بازیگران داخلی تابعی است از متغیر منافع مذکور.» روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و در پایان به این نتیجه رسیده است که حمایت روسیه از جنبش تنباکو  و حمایت دولت انگلستان از جنبش مشروطه در قالب مفهوم «اتحاد طبیعی» و در جهت منافع آن قدرت‌ها قابل توضیح است. و در یک داوری علمی و بی‌طرفانه می‌توان گفت: این جنبش‌ها، رهبران و شرکت کنندگان در آنها صرفا ناشی از اراده قدرت‌های بیگانه نبوده اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه

در تاریخ معاصر ایران جنبش مشروطه خواهی رویداد مهمی است که از سوی پژوهشگران بسیار از ابعاد مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و همچنان قابلیت کنکاش و مطالعه را دارد.  از نکات عمده ای که از دیرباز ابهاماتی را پیرامون مشروطه بوجود آورده نقش بازیگران خارجی در این جنبش بوده است، تا جایی که منتقدانی که با اساس تفکر مشروطه خواهی مخالفت داشتند یا دارند، و یا به نوعی وارثان فکری مخالفان جدی جنبش مشروطه اند، که در به بن بست رساندن این جنبش نقش عمده ای داشته اند، پیدایش و روند و محتوای جنبش را به بیگانگان نسبت داده اند.  در صورتی که در یک بررسی مقایسه‌ای میان این جنبش با سایر جنبش‌ها از نظر مداخله گری و ایفای نقش عامل خارجی شباهت هایی قابل ذکر است که می‌تواند مبنایی باشد برای زدودن  ابهامات و پاسخی برای اتهامات منتقدانی که با گذشت بیش از یک سده همچنان بیگانگان را «به ویژه انگلستان» ایجاد کننده و عامل اصلی جنبش مشروطیت ایران  معرفی می‌کنند. مسئله پژوهشی در قالب این پرسش بررسی خواهد شد که: «بازیگران بین‌المللی چرا و با چه اهدافی در جنبش‌های اجتماعی ایران (جنبش تنباکو و جنبش مشروطیت) مداخله و ایفای نقش نموده اند؟» در پاسخ به پرسش پژوهشی فرضیه این است: مداخله و ایفای نقش بازیگران  و قدرت‌های بزرگ (روسیه و انگلستان) در عرصه های مختلف سیاسی کشور ایران از جمله جنبش‌های اجتماعی در چارچوب «استراتژی کلان سیاست خارجی و منافع ملی آنها در منطقه و ایران» بوده و همسویی و همراهی آنها با بازیگران داخلی درواقع تابعی است از متغیر منافع ملی آنها. به عبارت دیگر اقتضای پیگیری منافع ملی آنها این بوده که گاه از حکومت ایران و گاه از نیروهای اجتماعی حمایت کنند. و کنار هم قرار گرفتن بازیگران داخلی و خارجی بیش از انکه بیانگر رابطه ی پایدار وابستگی و دست نشاندگی و ... باشد از «اتحاد طبیعی» و پیمان نانوشته ای که همسویی منافع آنها موجب آن می‌شده سرچشمه گرفته است.

روش پژوهش توصیفی تحلیلی خواهد بود در طی پژوهش سعی می کنم با استفاده از منابع و متون موجود و فراهم کردن داده هایی که بتوان در یک تحلیل مقایسه‌ای بکار بست و با مقایسه یارگیری های بازیگران داخلی و خارجی در دو جنبش مورد بررسی و جابه‌جایی معناداری که در حضور دو بازیگر خارجی در هر یک از این جنبش‌ها روی داده است فرضیه خود را به آزمون بگذارم. مقاله حاضر شامل چکیده، مقدمه، مبانی نظری، تاریخچه موضوع پژوهش، بحث و تحلیل و نتیجه گیری پایانی خواهد بود.

1.مبانی نظری

پیش از ورود به بحث و تحلیل موضوع لازم است ضمن روشن کردن منظور خود از بعضی مفاهیم نظیر «جنبش اجتماعی» و «اتحاد طبیعی» نظریه ای را که قرار است مبنای تحلیل خود در این پژوهش قرار دهم معرفی نمایم.

«جنبش اجتماعی» عبارتست از تلاش مداوم و متمرکز یک گروه اجتماعی برای رسیدن به اهداف مشترک نظیر اصلاح، حفظ، تغییر و یا از بین بردن نظام اجتماعی موجود  (آقابخشی، 1366: 236). «هنگامی که گروهی سازمان یافته درصدد تغییر یا حفظ عناصری از جامعه برآید» یک جنبش اجتماعی شکل گرفته است که معمولا سازمان یافته تر و پایدارتر از رفتار جمعی است. (کوئن، 1372: 405 ).

« اتحاد طبیعی» در دسته بندی اتحادها و ائتلاف ها به آن دسته از اتحاد ها گفته می‌شود که دو یا چند بازیگر در حوزه خاص دارای منافه مشترکی باشند اما به علت آنکه خواست ها و منافع یکی از طریق دیگری تامین می‌شود بازیگران ضرورتی نمی بینند که خود را در قالب یک پیمان مکتوب به یکدیگر متعهد نمایند. (قوام، 1384: 182) به عبارت دیگر دو یا چند بازیگر بدون هیچ پیمان و قرار مشخص و مکتوب منافع خود را در همکاری و همسویی یکدیگر می بینند و طبیعتا متعهدند و نه رسما.

«نظریه سیستمی» در تحلیل روابط میان بازیگران در عرصه سیاست داخلی و سیاست بین‌المللی می‌توانند قالب تئوریک مفیدی باشند . در نظر گرفتن نیروهای موثر در عرصه یک جامعه سیاسی و یا جامعه جهانی به عنوان یک سیستم (نظام) به این معنی است که هر یک از مجموعه ی بازیگران درون یک جامعه (ملی- بین‌المللی ) اجزاء یک کل یکپارچه اند که از رفتار سایر بازیگران تاثیر می پذیرند و بر رفتار آنها هم تاثیر می گذارند. در عرصه نظام ملی بازیگران متعدد با توجه به توان بسیج اجتماعی و ابزارهای کارآمد پیکار وزنه و جایگاه متفاوتی دارند. در نظام بین‌الملل هم بازیگران مختلف با یکدیگر دارای تعامل اند و بسته به قدرت ملی، موقعیت جغرافیایی و اهمیت استراتژیکی، ویژگی های رهبران و توان ایدئولوژیکی جایگاه خاصی در ساختار قدرت دارند. درک فرآیندهای تصمیم گیری و سیستم ها در سطح ملی برای فهم رابطه میان واحد های ملی و سیستم بین‌المللی اهمیت اساسی دارد. متمرکز شدن تصمیم گیری ملی به معنی بررسی یک فرد و سیستم از سیستم بین‌المللی است. سیستم بین‌المللی نیز در کانون خود تحقیق در مورد تعامل میان سیاست های خارجی یک سلسله از واحد های ملی را دارد. (دوئرتی و فالتزگراف، 1372: 241).

چالمرز جانسون در بررسی و توضیح چرائی بروز انقلاب‌ها و جنبش‌های اجتماعی معتقد است دو دسته عوامل داخلی کلی و بین‌المللی می‌تواند بر محیط مادی و محیط ارزشی یک جامعه سیاسی تاثیر گذاشته و زمینه بروز جنبش‌ها را فراهم نماید. عوامل داخلی موثر بر محیط مادی ، عوامل داخلی موثر بر محیط ارزشی و عوامل خارجی یا بین‌المللی موثر بر محیط مادی و عوامل بین‌المللی موثر بر محیط ارزشی (بشیریه، 1372: 52).

مورتون کاپلان به لحاظ تاریخی مدل های بین‌المللی را در شش عنوان نظام موازنه قدرت، نظام دو قطبی متصلب ، نظام دو قطبی منعطف ، نظام عالمگیر، نظام سلسله مراتبی و نظام با حق وتو، دسته بندی کرده، معتقد است نظام «موازنه قدرت» بیانگر نظام حاکم بر روابط بین‌المللی طی قرون هجده و نوزده بوده است. (سیف زاده، 1378: 73).

در نظام موازنه قدرت اعضاء قدرتمند سعی دارند از افزایش قدرت سایر قدرت‌ها ممانعت کنند تا هیچ قدرتی نتواند به صورت قدرت مسلط  (هژمون) درآید. برای تحقق حفظ توازن قوا از راه هاو ابزارهای مختلفی نظیر رقابت تسلیحاتی، تصرف اراضی دیگر بازیگران، ایجاد مناطق حائل، مداخله در امور داخلی دیگر بازیگران، ایجاد تفرقه میان متحدین طرف مقابل (سیف زاده، 1378: 59-58) و سازش و همگرایی دو یا چند بازیگر برای کنترل قدرت تهدید کننده موازنه استفاده می‌کنند.

در این پژوهش رفتار روسیه و انگلستان در همسویی و رویارویی آنها با یکدیگر و با بازیگران داخلی و نیروهای اجتماعی ایران متاثر از جایگاه و منافع ملی آنها در نظام بین‌الملل که در مقطع مورد بررسی « موازنه قوا» همخوانی داشته توضیح داده خواهد شد.

 

2. تاریخچه دو جنبش تنباکو و مشروطه

برای ورود به بحث و بررسی تطبیقی در مورد نقش بازیگران و قدرت‌های خارجی در دو جنبش مورد نظر این مقاله لازم است ابتدا به طور خلاصه به بیان و نحوه بروز این دو رویداد در تاریخ معاصر ایران اشاره می‌شود.

 

الف. جنبش تنباکو

 در سال 1269 خورشیدی (1890 میلادی) ناصرالدین شاه قاجار امتیاز بهره برداری و تجارت انحصاری توتون و تنباکوی ایران را به مدت پنجاه سال به یک نظامی تبعه دولت انگلستان واگذار کرد. سرگرد جرالد تالبوت با ایجاد یک شرکت (شرکت شاهنشاهی تنباکوی ایران) درصدد  استفاده از امتیاز انحصار دریافت شده اش برآمد(عیساوی، 1369: 385). واگذاری این امتیاز موجبات نارضایتی اقشاری از مردم ایران را در پی داشت که با فتوای میرزای شیرازی مجتهد برجسته شیعه در عراق مبنی بر تحریم استعمال توتون و تنباکو حکومت ایران را در معرض یک بحران و بی ثباتی و اعتراض گسترده مردمی قرار داد. در ایالات و شهرهای مختلف نارضایتی مردم به اشکال مختلف نشان داده شد و در نهایت حکومت ناصرالدین شاه مجبور شد امتیاز را لغو نموده،  خسارت شرکت انگلیسی را از طریق دریافت وام خارجی بپردازد. این رویداد را از اعطای امتیاز تا نارضایتی های مردمی و لغو امتیاز جنبش تنباکو نامیده اند. (ناظم الاسلام کرمانی، 1379: 37- 36) و (امینی و شیرازی، 1382: 145-144).

 

ب. جنبش مشروطه

جنبشی سیاسی اجتماعی و در مقایسه با جنبش تنباکو فراگیرتر، طولانی تر و با آثار و تبعات ماندگارتر بوده است که در زمینه هایی از نارضائی اقشاری از مردم شهرهای بزرگ، نخبگان مذهبی، روشنفکران و همچنین رویدادهایی که در همین سال ها در سایر نقاط جهان و بعضی کشورهای نزدیک روی داده یا در شرف روی دادن بود شکل گرفت و پس از کشمکش هایی حکومت قاجار و مظفرالدین شاه را وادار نمود به محدود شدن قدرت پادشاه، تنظیم قانون اساسی، تشکیل مجلس نمایندگان منتخب مردم و به‌طور کلی جایگزین کردن حکومت مشروطه و مبتنی بر قانون اساسی بجای حکومت استبدادی فردی تن دهد و با صدور فرمان معروف به فرمان مشروطه ایران را به جمع کشورهایی که دارای قانون اساسی بودند وارد نماید. (موثقی، 1388: 173). چون بررسی و تحلیل روند کلی و تفصیلی این دو جنبش مورد نظر این نوشته نیست از پرداختن به آن پرهیز و خواننده را به مطالعه منابع متعدد در این خصوص ارجاع می دهم.

 

3. مقایسه نقش روسیه و انگلستان در دو جنبش تنباکو و مشروطیت

بررسی رویدادهای تاریخی و اجتماعی از ابعاد مختلف و با استفاده از چارچوب های متفاوتی امکان پذیر است. جنبش‌های اجتماعی دارای ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و به‌طور کلی جامعه شناختی اند اما در این پژوهش که هدف آن بررسی نقش قدرت‌های خارجی در روند این جنبش‌هاست بیشتر از منظر سیستمی و با تاکید بر سیستم بین‌المللی موازنه قوا به موضوع نگریسته می‌شود.

در هر جنبش اجتماعی می‌توان سه عنصر و جزء اصلی را مشخص نمود: ایدئولوژی، رهبری و سازمان مردمی. این سه جزء با وجود تفاوت های شکلی و محتوایی برحسب ماهیت جنبش تقریبا در همه جنبش‌ها قابل بررسی است ( بشیریه، 1372: 81).

 

الف. ساختار جنبش تنباکو

1) ایدئولوژی

اگر ایدئولوژی جنبش را دستورالعمل، باید و نباید ها و الگوهای عمل در متن جنبش بدانیم ممکن است  ایدئولوژی یک جنبش بر اساس گروه‌های مختلف شرکت کننده در بدنه اجتماعی آن، یکپارچه یا مرکب باشد. جنبش تنباکو از این حیث دارای دستگاه فکری و ایدئولوژی منسجم و یکپارچه ای نبود، زیرا لایه های مختلف شرکت کننده در جنبش دارای منافع و باید و نباید ها و اهداف متفاوت بودند. اما روحانیون که نقش تعیین کننده در جهت‌گیری و سرانجام جنبش داشتند در قالب گفتمان اسلامی و مفاهیم مذهب تشیع به اقدام در عرصه جنبش پرداختند. درحالیکه اقشاری نظیر تاجران عمده، زمین داران بزرگ، مصرف کنندگان دخانیات دارای اهداف و منافع خاص نیز بودند بیشتر تحت تاثیر اعلامیه ها و مواضع و دستورات روحانیون بودند.

2) رهبری

در اینکه فتوای میرزای شیرازی سرنوشت جنبش را تعیین کرده تاریخ نگاران اجماع دارند. اما با توجه به عدم حضور ایشان و تاثیر گذاری روند نارضایتی مردم و بعضی روحانیون در داخل و خارج بر موضع گیری میرزای شیرازی و صدور فتوای تحریم تنباکو و فقدان تشکیلات و ساختار و امکانات ارتباطی وحدت بخش میان مردم و ایشان شاید نتوان به صراحت از رهبری در این جنبش صحبت کرد، به عبارت دیگر در شهرهای مختلف نارضایتی مردم به شکل های مختلف  و با پیشگامی افراد مختلف که البته اکثرا از روحانیون شیعه بودند، بروز می کرد و از نظر روش و زمان هم ناهمخوانی هایی میان آنها وجود داشت. ضمنا از سخنان یک روحانی تبعیدی از شیراز به عراق و همچنین نامه سید جمال الدین اسدآبادی به میرزا درخصوص ضرورت موضع گیری در قبال امتیاز نباید غافل بود (موثقی، 1388: 176- 174) علما در راس جنبش اعتراضی ای قرار گرفتند که رهبری مردم برای تحریم خرید و فروش توتون و تنباکو را به شکلی موثر بر عهده داشت. تعدادی از روشنفکران با حمایت قوی تجار مهم توانستند توان بالای خود را در استفاده از هژمونی علما برای بسیج توده ای آشکار کنند. (اسپوزتیووال، 1389: 113).

3) سازمان مردمی

طیف گسترده‌ای از گروه‌های مردمی که از امتیاز واگذار شده زیان دیده بودند در بدنه جنبش تنباکو حضور داشتند، تجار بزرگی که پس از انحصار تجارت و صادرات تنباکو منافع خود را از دست می دادند، تجار خرده پا و متوسط که تجارت و خرید و فروش کالای  دخانی را در داخل انجام می دادند. قشر دیگری بودند که از امتیاز زیان می دیدند. ارتباط موجود و تاریخی میان بازاریان (تجار عمده- تجار متوسط) و روحانیون و نقش آنها در تحریک روحانیون به مداخله نباید از نظر دور داشته شود. زمین داران بزرگ که با رشد کشاورزی تجاری بخش زیادی از اراضی خود را در فارس، اصفهان، کردستان، کرمانشاه و گیلان به زیر کشت تنباکو می بردند. (عیساوی، 1369: 384) خود و رعایاشان از انحصار زیان می دیدند. و سرانجام خیل عظیم مصرف کننده توتون و تنباکو که از این به بعد می بایستی  به قیمتی که از طرف شرکت صاحب انحصار تعیین می‌شدتن دهند از ناراضیان از  واگذاری امتیاز بودند. (موثقی، 1388: 172) آنچه که کدی «ائتلاف عجیب و ناپایدار» مینامد روحانیت، بازرگانان، صنعتگران، دکان داران، روشنفکران و تهیدستان شهری را در بر می گرفت (فوران، 1378: 250).

4) عامل خارجی در جنبش

معمولا ساختار جنبش‌ها و انقلاب های اجتماعی از همان سه جزء پیش گفته تشکیل می‌شود. اما با توجه به رویکرد این پژوهش توجه به نقش قدرتها و بازیگران خارجی که در چارچوب منافع ملی خود به یارگیری از میان بازیگران جنبش اجتماعی و یا حکومت که در مقابل جنبش می ایستد، دارای اهمیت است. در جنبش تنباکو دولت روسیه که از دهه سوم قرن 19 و پس از قرارداد ترکمانچای نفوذ گسترده‌ای در دولت و سیاست ایران پیدا کرده بود از واگذاری امتیاز انحصار توتون و تنباکوی تمام ایران بشدت ناراضی بود، اولین مخالفت با امتیاز از جانب سفارت روسیه در ایران و طی یک اعتراض رسمی صورت گرفت. از نظر سفارت روسیه این امتیاز اصل آزادی تجارت مطرح در قرارداد ترکمانچای را نقض می کرد. (فوران، 1378: 251) مخالفت روسیه با امتیاز نه به خاطر منافع دولت ایران بود و نه در جهت محافظت از تسلط بیگانگان بر منافع و منابع اقتصادی ملت ایران بلکه تنها در چارچوب مصالح دولت روسیه بود که احساس می کرد در رقابت با انگلستان دچار زیان و شکست شده اند، بویژه که پای یک شرکت انگلیسی به محدوده  ی امنیتی و انحصاری آنها در ایالات شمالی ایران کشیده می‌شد. بعدها که انحصار صادرات به یک شرکت فرانسوی که دفترش در استانبول بود واگذار شد روس ها اعتراض نکردند (فوران، 1378: 259) . زیرا در عرصه ایران فرانسه برای روسیه رقیب محسوب نمی‌شد.

 

 جدول شماره 1 بازیگران داخلی و خارجی موافق و مخالف در جنبش تنباکو را نشان می‌دهد:

 

    موافقان نیروهای جنبش تنباکو

     مخالفان جنبش تنباکو

بازیگر داخلی

روحانیون و مراجع تقلید تشیع

تجار بزرگ

تجار متوسط و خرده پا

کشاورزان و زمین داران بزرگ

توده های مصرف کننده دخانیات (مردم شهرهای بزرگ)

دربار سلطنت استبدادی

عاملان حکومت

عاملان شرکت انحصار تنباکو

بازیگر خارجی

سفارت و دولت روسیه

دولت انگلستان

 

ب. ساختار جنبش مشروطه

1) ایدئولوژی

در خصوص ایدئولوژی جنبش مشروطیت هم، با توجه به اقشار مختلف نیروهایی که در جنبش شرکت داشتند، می‌توان گفت ترکیبی بود از ایدئولوژی اقشار عمده و پیشگام، روشنفکرانی که درصدد گسترش حقوق و آزادی های فردی بودند چه در داخل و چه در خارج از کشور و از طریق روزنامه به گسترش اندیشه آزادی خواهی کمک می کردند. روحانیون شیعه با استناد به متون و روایات دینی ضرورت مبارزه با استبداد را ترویج و حمایت می کردند. بازرگانان هم که رویه ی دولت استبدادی را عامل تسلط بیگانگان بر اقتصاد و علت عقب ماندگی کشور و ضایع شدن منافع خود می دانستند نوعی ناسیونالیسم را بویژه در حیطه اقتصادی ترجیح می دادند. توده های مردم هم ایده ها و روش خود را از این گروه‌های مرجع می‌گرفتند. وجه مشترک همه این اقشار باور به ضرورت محدود سازی قدرت استبداد قاجار و برپایی نظام پارلمانی در ایران بود.

2) رهبری

همان‌گونه که در مورد رهبری در جنبش تنباکو گفته شد، درجنبش مشروطه هم رهبری در فرد واحد و یا حزب و گروه مشخصی تمرکز نداشت. اما با توجه به نفوذ کلام روحانیون در توده مردم و همچنین اهمیت جایگاه آنها نزد مقام سلطنت از سویی و ضعف نفوذ پایگاه اجتماعی روشنفکران از سوی دیگر، روشنفکران و بازاریان تمام تلاش خود را در تحریک و به میدان آوردن روحانیون به کار بردند تا اهداف فکری و مادی خود را از طریق آنها بیان کنند و بدین طریق با بسیج توده ها، حکومت را وادار به عقب نشینی نمایند (آجودانی، 1382: 122) و (آبراهامیان، 1377: 103-97).

3) سازمان مردمی

به‌طور کلی گروه‌هایی که موقعیت خود را از دست می دهند و یا از بهره مندی از امتیازات اجتماعی منع می‌شوند پایگاه اجتماعی جنبش‌های اجتماعی محافظه کار و رادیکال را تشکیل می دهند. سازماندهی به منافع گروهی لازمه بسیج و خود به معنی بسیج منابع و نیروهاست.  منابع می‌تواند شامل منابع وسایل اجبار ، منابع اقتصادی و منابع ارزشی باشد. هنگامی که بسیج از حد سازمان گروهی فراتر رود و بخشی از جمعیت را به اعطای منابع خواسته شده برای دستیابی به هدف مطلوب برانگیزندجنبش پدید می آید. (بشیریه، 1372: 79). درجنبش مشروطه  گروه‌های مختلف از مردم شهری حضور داشتند. طبقات رو به زوال ماقبل سرمایه داری، اصناف و پیشه وران، دو طبقه خرده سرمایه دار، کارگر و روشنفکر، بخش گسترده‌ای از طبقه ی تجار و تعدادی از روحانیون طراز اول مقیم ایران و نجف از اصلی ترین گروه‌های بدنه ی جنبش بودند.  انگیزه ها و اهداف و مطالبات هریک متفاوت بود اما در مبارزه با وضع موجود با هم همراه بودند بدینگونه جنبشی مردمی، دموکراتیک و توده ای و شهری را راه انداختند (فوران، 1378: 278-271).

4) عامل خارجی

با توجه به رویکرد فرضیه پژوهش در مورد تبعیت و تاثیر پذیری شدید و مداخله قدرت‌های بزرگ در جنبش‌های اجتماعی ایران از منابع کلان و استراتژی جهانی آنها وضمن اقرار به اهمیت عوامل و زمینه های داخلی جنبش‌ها در این قسمت بحث را که به نوعی تلاش برای محک زدن فرضیه ی پژوهش با کمک داده‌های تاریخی است با تفصیل بیشتری، در قیاس با توضیح زمینه ها و عواملی داخلی، پی می‌گیرم.

اختلاف استراتژیک و تاریخی میان روسیه و انگلستان در نظام بین‌المللی و منطقه و پیدایش تحولاتی در ساخت قدرت نظام بین‌المللی از سوی دیگر نقش تعیین کننده، در روند و نتایج رقابت و نهایتاً سازش میان دو قدرت و در نتیجه روند نتایج جنبش مشروطیت ایران داشت. نفوذ روسیه در دربار قاجار و مقام سلطنت و حمایت از تخت و تاج قاجار براساس قرارداد ترکمانچای در عصر رقابت مسالمت آمیز یا عصر امتیازات (از 1872 میلادی به بعد) رقابت بین دو قدرت را تشدید کرده بود. مخالفت روسیه با گسترش نفوذ امتیازات انگلیسی ها بخصوص در باب امتیاز واگذار شده به ژولیوس رویتر (1872 م) و امتیاز انحصاری تنباکو (1890م) و فشار آن دولت به حکومت ایران به لغو هر دو امتیاز و گسترش تسلط روسیه در ایران منجر شده بود. (عیساوی، 1369: 269) نقش روسیه در لغو امتیاز رویتر آنقدر مهم بوده که شاه با وجود اینکه بسیار به امتیاز دل بسته بود با درخواست و اصرار روس ها آن را لغو نمود  و بارها به روس ها می گفت که این عمل را بواسطه ی قولی که در سن پترزبورگ به صدراعظم روسیه داده ام انجام دادم. (تیموری، 1332: 114 ، 119، 121)

گشترش نفوذ روسیه در دربار ایران و رشد تهدید های آن کشور در آسیای مرکزی و افغانستان تهدیدی علیه منافع انگلستان در ایران و منطقه بود (محمود، 1345 ج5: 145-144) روسیه همچنین با گسترش شبکه راه آهن خود از طریق خاک چین به اقیانوس آرام منافع خود را در خاور دور افزایش داده و با منافع انگلستان و ژاپن اصطکاک پیدا کرد. (لیتل فیلد، 1351: 114).

تحول مهمی که در این دوران در ساخت قدرت بین‌المللی روی داده بود ظهور قدرت جدید و تجدید نظر طلب امپراطوری آلمان بود. با توجه به اینکه انگلستان حافظ نطام موازنه ی قوای بین‌المللی بودهرگونه تجدید نظر طلبی در ساختار قدرت موقعیت انگلستان را به‌طور جدی تهدید می کرد. نیروی دریایی آلمان با هدف تغییر در وضعیت موجود و افزایش قدرت آلمان به سرعت توسعه و تجهیز یافت. (گریمبرگ، 1370 ج 11: 283-282) امپراتور آلمان اعلام کرد : ما باید عصای سه دندانه نپتون (رب النوع دریاها به عقیده رومیان) را به تصرف درآوریم و این گفتار کسانی را که عصای مذکور یعنی سیادت بر دریاها را در دست داشتند به تفکر وا می داشت. (موروا، بی‌تا: 623 ).

جدی بودن تهدید آلمان برای انگلستان آنقدر مهم بود که در دهه نخست قرن 20 بخش زیادی از تلاش و فشار رقابت رویارویی اش بر روس را در جهت وادار آن کشور به ائتلاف با خود در جهت ممانعت از قدرت یابی و هژمونی آلمان بکار می بست. حمایت از ژاپن در جنگ با روسیه (1904) پیمان دوجانبه با ژاپن (1902) و مهم تر از همه حمایت از مخالفان دربار و سلطنت قاجاریه که تا حد زیادی تحت نفوذ و حمایت روسیه بود همگی در جهت جلب نظر و اجبار روسیه با همسویی با انگلیس در تقابل با آلمان و قدرت روز افزون آن صورت می گرفت. انگلستان درصدد حل مسالمت آمیز اختلافات خود با روسیه بودتا بتواند با آسودگی بیشتر و با حمایت روسیه در مقابل آلمان بایستد (وایت، 1375، 35).  پیشنهاد حل اختلاف با روسیه را در سال 1903 وزیر خارجه انگلستان با سفیر روسیه و در سال 1904 پادشاه انگلستان به سفیر کبیر روسیه در لندن ارائه کرد. اما روسیه هنوز حاضر به پذیرش نبود. (ترنزیو، 1359: 127 و 134).

تا پیش از آنکه فشارهای انگلستان روسیه را به پذیرش حل اختلافات وادار نماید انگلستان در عرصه ی ایران و جنبش مشروطه خواهی بود و ظاهراً از مشروطه شدن ایران حمایت می کرد. آنچه را که در تاریخ مشروطه ایران به حمایت انگلستان از مشروطه ایران معروف شده و زمینه  اتهام ایجاد مشروطه توسط دولت و سفارت انگلستان را فراهم نموده  است  را میتوان در چند مورد خلاصه کرد:

الف) اجازه ورود و استقرار در سفارت خانه انگلستان به مشروطه خواهان پس از مهاجرت روحانیون و معترضان مذهبی به قم (خرداد 1285) آمار و ارقام متفاوتی از تعداد تحصن کنندگان در سفارتخانه ارائه شده است.روزهای متوالی و تقریبا تا هنگام توافق شاه به صدور فرمان مشروطه و بازگشت روحانیون از قم تحصن در سفارتخانه تداوم یافت (فوران، 1387: 283).

ب) انگلستان که خود دارای رژیم مشروطه و پارلمانتاریزم قانونی بود با روح و فلسفه ی مشروطه در ایران همسویی داشت (زیباکلام، 1379: 506).

پ) بعضی از افراد که از مشروطه و حمایت خود از آن دچار سرخوردگی شده بودند به این تحلیل رسیدند که کل انقلاب توطئه ای بود که انگلستان برای کوتاه کردن دست روسیه از انقلاب راه انداخته بود (کاتوزیان، 1379: 56).

ت) رابطه انگلستان با سران ایلات و قبایل و نقشی که ایلات در فتح تهران پیدا کردند نیز به این قضاوت منجر شده است که انگلستان از طریق وابستگان خود توانست بر مشروطه و زمامداران آن مسلط گردد. و فتح تهران و خاتمه استبداد صغیر (تیر 1288) اقدام انگلستان از طریق عواملش بوده است (رواسانی، بی‌تا، 90-88)

در پاسخ مختصر به موارد فوق می‌توان گفت اقدام سفارتخانه در اجازه تحصن به ناراضیان با توجه به فضای هراس آلودی که پس از خروج روحانی ها از تهران بوجود آمده بودو بویژه با توجه به ضدیت روسیه با مشروطه و احتیاط سفارت عثمانی در پناه دادن به ناراضیان و تاخت و تازهای آن کشور در مرزهای ایران همزمان با رویدادهای مشروطه تلاشی بود از جانب سفارت انگلیس برای مبارزه با روس و نزدیک نشان دادن خود با اهداف مشروطه خواهان (ملک زاده، 1329 ج 2: 368-367). هرچند پیش از ورود ناراضیان کاردار انگلستان برای متهم نشدن به مداخله در امور داخلی ایران از دولت ایران درخواست کرد مانع ورود آنها به سفارت انگلستان شود. ضمنا درخواست تلگرافی سید عبدالله بهبهانی از سفارت برای پناه دادن به ناراضیان هم در اقدام مذکور موثر بوده. البته سنت بست نشینی و تحصن در ایران، که فاقد هرگونه قانون حمایت از اتباع در برابر حکومت بود کاملا جا افتاده بود و قبل از آن هم بارها در دفاتر تلگراف، مساجد و منزل مراجع اتفاق افتاده بود.

انگلستان دارای رژیم پارلمانی و مشروطه بود اما خواهان شکل‌گیری حکومت قانونی و مردمی در مناطق نفوذ و مستعمرات خود نبود، اشتباه است اگر فکر کنیم آنها حاضر می‌شدند در کشوری نظیر ایران بجای چیرگی بر یک دولت استبداد فردی خواهان گسترش و ایجاد مشروطه خواهی و حکومت مشروطه بوده باشند. بلکه این منافع مقطعی و بین‌المللی بود که آنها را مدتی (تا قبل از رضایت روسیه به بستن پیمان 1907)  در کنار مشروطه قرار داد. زیرا پس از قرارداد آنها با سکوت و تایید دست درازی های روسیه علیه مشروطه ی نوپای ایران از عوامل شکست و بن بست آن شدند.

در ماجرای فتح تهران هم تلاش انگلستان برای منصرف کردن سپاهیان گیلان و بختیاری از فتح پایتخت و برکناری پادشاه بی نتیجه ماند، پس نمی‌توان گفت فتح تهران به تحریک انگلستان بود. زیرا در این هنگام انگلستان و روسیه در قالب اتفاق سه گانه هم پیمان بودند و ایران را میان خود تقسیم کرده بودند.

ادعا یا فرضیه ی دخالت یک عامل یا مانع خارجی را به صورت علمی و روشمند می‌توان بررسی و تایید یا رد کرد زیرا عامل خارجی هم در کنار سایر عوامل می‌تواند از طرق مختلف بر یک رویداد اجتماعی تاثیر بگذارد. اما ضرورت علمی و روشی ایجاب می کند تنها در حد معقول و واقعی به آن بها داده شود.

تمام رویارویی های انگلستان با روسیه از جمله قرار گرفتن آن کشور در کنار مشروطه خواهان ایران را تا پیش از توافق نهایی دو کشور در حل اختلافات خود در شرق و ایران (اوت 1907) می‌توان بخشی از فشارهای انگلستان برای وادار روسیه برای توافق با آن کشور دانست. همان‌گونه که پس از قرارداد 1907 که در جهت منافع دو طرف بود انگلستان با تغییر موضع از حمایت مشروطه خواهان دست برداشت و در کنار دربار سلطنتی و روسیه قرار گرفت تا مشروطه و هواداران آن در برابر استبداد خواهان داخلی و دو قدرت روسیه و انگلستان تنها بمانند و این تغییر موضع و همسویی انگلستان و روسیه در ناکامی ها و بن بست مشروطیت ایران نقش اساسی  ای ایفا نمود.

پیامد قرارداد 1907 در بعد بین‌المللی برای انگلستان بسیار حائز اهمیت بود زیرا با توافق مذکور ضلع سوم اتفاق سه گانه در برابر اتحاد سه گانه ای که آلمان تشکیل داده بود تکمیل شد و روسیه و انگلستان و فرانسه در جهت کنترل هژمونی خواهی آلمان و متحدانش با یکدیگر به همکاری پرداختند . قبلا در 1892 روسیه با فرانسه و در 1904 انگلستان و فرانسه  اختلافات خود را برای اتفاق در برابر آلمان حل کرده بودند.

روسیه پس از 1907 در ایران و برای حمایت از مستبدان  در راس آنها محمد علی شاه دخالت های خود را گسترش داد و قرارداد مذکور را تقسیم واقعی ایران می دانست (ذوقی، 1368: 66) انگلستان با رعایت احتیاط در جهت حفط اتفاق با روسیه سکوت همراه با رضایت خود را از رفتار روسیه در ایران در پیش گرفت و این رویه دست درازی های روسیه را شدت بخشید (     محمود، 1345 ج 8 : 137- 136).

 

جدول 2 نشان دهنده صف‌بندی بازیگران جنبش مشروطه قبل از قرارداد 1907 است و جدول 3 تغییر در این صف بندی را پس از قرارداد 1907 نشان می‌دهد.

جدول 2

 

موافقان و حامیان جنبش مشروطه قبل از 1907

مخالفان جنبش

بازیگران داخلی

مراجع تقلید در ایران و نجف

بازاریان

اصناف و پیشه وران

روشنفکران

بخشی از توده های مردم شهرهای بزرگ

دربار سلطنتی مستبد

وابستگان دولتی و عمال حکومت

بخشی از فرودستان شهرها

بعضی از روحانیون ایران و نجف

بازیگران خارجی

سفارت انگلستان که نماینده سیاست جهانی و منطقه‌ای انگلستان بود

سفارت روسیه در ایران که نماینده سیاست جهانی و منطقه ای روسیه بود

 

جدول 3

 

موافقان و حامیان جنبش مشروطه بعد از 1907

مخالفان جنبش

بازیگران داخلی

مراجع تقلید در ایران و نجف

بازاریان و تجار متوسط

اصناف و پیشه وران

روشنفکران

بخشی از توده های مردم شهرهای بزرگ

دربار سلطنتی مستبد

وابستگان دولتی و عمال حکومت

بخشی از فرودستان شهرها

بعضی از روحانیون ایران و نجف

بازیگران خارجی

 

سفارت انگلستان در ایران

سفارت روسیه در ایران

 

در مقایسه دو جدول 2 و 3 تفاوت عمده ای که به نظر می رسد جابه‌جایی موضع و موقعیت انگلستان است که از فهرست حامیان به جمع مخالفان یا حامی مخالفان تغییر کرده است. انگلستان وقتی به هدف بزرگتر خود، همراه کردن روسیه در اتفاق سه گانه علیه آلمان و متحدانش، دست یافت منفعت و هدف کوچکتر را به راحتی فدا کرد و مشروطه را در برابر تاخت و تازهای دربار مستبد تنها گذاشت، در کودتای محمد علی شاه به متقاضیان تحصن در سفارت خود راه نداد و ماموران سفارت به ناراضیان تیراندازی کردند.

از مقایسه جدول شماره 1 با جدول شماره 2 نکته دیگری که موید فرضیه ی این مقاله است روشن می‌شود، در جنبش تنباکو روسیه برای ممانعت از گسترش منافع انگلستان در کنار مردم و ناراضیان قرار می گیرد و حتی از مداخله نیروی قزاق در محافظت از کاخ ناصرالدین شاه که مورد تهاجم مردم قرار گرفته بود ممانعت نمود تا سرانجام امتیاز مذکور به زیان انگلستان و دربار لغو شده در جدول 1 روسیه در جمع موافقان جنبش بود و انگلستان در کنار دربار اما در جدول شماره 3 روسیه و انگلستان هر دو در کنار استبداد علیه جنبش مشروطه صف آرایی کردند.

 

نتیجه‌گیری

در مقاله در جهت آزمون این فرضیه که «مداخله بازیگران خارجی در جنبش‌های اجتماعی ایران در چارچوب استراتژی کلان سیاست خارجی و منافع ملی آنها بوده و همسویی آنها با بازیگران داخلی تابعی بوده از متغیر منافع ملی آنها» و با استفاده از منابع مکتوب سعی شد تصویر مختصری از ساختار این جنبش‌ها و در چارچوب نظریه ی سیستمی و مدل توازن قوا که در این دوران الگوی حاکم بر نظام بین‌الملل بود ارائه شود. با در کنار هم قرار دادن شواهد و تحلیل اطلاعاتی که فراهم شد می‌توان چنین نتیجه گیری کرد جنبش‌های اجتماعی ممکن است به طور مستقیم و یا غیر مستقیم و به صورت مثبت یا منفی تحت تاثیر بازیگران خارجی و بین‌المللی قرار بگیرند، بازیگران خارجی و قدرت‌های بزرگ در راستای استراتژی سیاست خارجی و منافع جهانی و منطقه ای خود در جنبش‌های کشورهای حوزه ی نفوذ خود مداخله می‌کنند، با توجه به اینکه اولویت بندی اهداف  و منافع ملی در زمان های مختلف دستخوش تغییر می‌شود جهت‌گیری مداخله گرانه آنها نیز به سود یا زیان بازیگران داخلی تغییر می کند، کنار هم قرار گرفتن بازیگر خارجی مداخله گر و بازیگران خارجی حتما به منزله وابستگی و مزدوری بازیگر داخلی نسبت به قدرت خارجی نیست، اقشار مشارکت کننده در جنبش تنباکو جیره خوار و وابسته به روس نبودند و اقشار شرکت کننده در جنبش مشروطه هم عامل و وابسته به انگلستان نبودند بلکه نوعی «اتحاد طبیعی» و همسویی منافع بوده است که این بازیگران را کنار هم قرار داده است.

منابع فارسی

- آبراهامیان، یرواند (1377)، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نی.

- آجودانی، ماشاالله (1382)، مشروطه ایرانی، تهران، اختران.

- آقابخشی، علی (1366)، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، بهرنگ.

- اسپوزیتو ، جان و جان وال (1389)، جنبش‌های اسلامی معاصر، ترجمه شجاع احمدوند، تهران، نی.

- امینی، علیرضا و حبیب الله شیرازی (1382) تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، تهران، قومس.

- بشریه، حسین (1372)، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، دانشگاه تهران.

- ترنزیو، پیوکارلو (1359)، رقابت روس و انگلیس در ایران و افغانستان، ترجمه عباس آذرین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

- تیموری، ابراهیم (1332)، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات در ایران، تهران، اقبال.

- حائری، عبدالهادی(1381)، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران، امیرکبیر.

- دوئرتی، جیمز و رابرت فالتزگراف (1372)، نظریه های متعارض در روابط بین الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران، قومس.

- ذوقی، ایرج (1368)، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرت های بزرگ، تهران، پاژنگ.

- رایت، دنیس (1357)، انگلیسیان در ایران، غلامحسین صدری افشار، تهران، دنیا.

- رواسانی، شاپور (بی‌تا)، دولت و حکومت در ایران دوره تسلط استعمار، بی‌جا، نشر شمع.

- زیباکلام، صادق (1379)، سنت و مدرنیته، تهران، روزنه.

- سیف زاده، حسین (1378)، اصول و روابط بین الملل، تهران، دادگستر.

- شجیعی، زهرا (1372)، نخبگان سیاسی ایران، 4 جلد، تهران، سخن.

- عیساوی، چارلز (1369)، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران، گستره.

- فوران، جان (1378)، مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا.

- قوام, عبدالعلی (1384)، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، تهران، سمت.

- کاتوزیان، محمدعلی (1379)، دولت و جامعه در ایران، تهران، مرکز.

- کوئن، بروس (1372)، مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضل، تهران، سمت.

- گریمبرگ، کارل (1370)، تاریخ بزرگ جهان جلدهای 12-9، ترجمه حسینعلی هروی، تهران، یزدان.

- لیتل فیلد، هنری و. (1351)، تاریخ اروپا از 1815 به بعد، ترجمه فریده قره‌چه‌داغی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

- محمود محمود (1345)، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلستان، 8 جلد، تهران، اقبال.

- ملک زاده، مهدی (1329)، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، 7 جلد، تهران، سقراط و ابن سینا.

- موثقی، احمد (1388)، نوسازی و اصلاحات در ایران، تهران، قومس.

- موروا، آندره (‌بی‌تا)، تاریخ انگلستان، ترجمه م. مسعودی، تهران، گوتنبرگ.