جنگ به ضرورت تهدید بقا و عدم حمله نظامی امریکا به ایران

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی.

3 کارشناس ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شیراز.

چکیده

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال 57 ایران به قدرتی تجدید نظر طلبی تبدیل شده است که همواره خواهان تغییر نظم موجود در منطقه و سایر نقاط جهان بوده است. از جمله کوتاه کردن دست قدرت های امپریالیستی فرا منطقه ای همچون امریکا در خاورمیانه ، صدور انقلاب به منطقه و جهان با داعیه ی اسلامی و همچنین حمایت از مستضعفان و ملت های مسلمان در مقابل استکبار جهانی. با این تفاسیر امریکا همواره ایران را به خاطر رفتارها و سیاست های داخلی و منطقه ای که دارد به حمله نظامی تهدید کرده است. اما بارها بعد از تبلیغات گسترده حمله به ایران، حمله نظامی امریکا به ایران منتفی شده است. در این پژوهش سعی داریم به این سوال پاسخ دهیم که به چه علت امریکا بعد از اینکه بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است، این حمله صورت نگرفته است ؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال مطرح است این می باشد که قدرت های بزرگ از جمله امریکا زمانی مبادرت به جنگ می کنند که زیست و بقای آنان در خطر باشد یا جنگ آخرین راه حل ممکن باشد. لذا ایران چون تهدیدی برای بقای امریکا نمی باشد و راه حل های دیگری برای مهار ایران دارد لذا ضرورتی برای مبادرت به جنگ نمی بیند. نوع پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد و روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای و با توجه به اسناد و مدارک و شواهد موجود می باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

مقدمه:

نخستین و اصلی ترین هدف قدرت های بزرگ تضمین بقاست: بقا به معنی حفاظت کردن از حق حاکمیت، تمامیت ارضی، استقلال اقتصادی و سیاسی و نظم سیاسی داخلی است. خصوصا این که دولتها در پی حفظ تمامیت ارضی و استقلال نظم سیاست داخلی شان هستند. بقا در رأس اهداف و انگیزه های دیگر قرار دارد. به اعتقاد مرشایمر نظام بین المللی قدرتهای بزرگ را وامی دارد تا قدرت نسبی شان را به این دلیل که مناسب ترین راه برای به حداکثر رساندن امنیت آنهاست، به بالاترین حد برسانند؛ یعنی بقا ریشه اصلی رفتار تجاوزکارانه است. (21  : 2001 ، Mearsheimer) قدرتهای بزرگ بازیگرانی عقلایی اند: قدرتهای بزرگ از محیط پیرامونشان آگاه اند و درباره چگونگی بقا در این محیط به صورت راهبردی می اندیشند. از آنجا که رفتارهای قدرت های بزرگ رفتار دیگر دولت ها را تحت تأثیر قرار می دهد و چگونگی تأثیر پذیری رفتار سایر دولت ها در تدوین و جهت دهی استراتژی هر دولت برای بقای خود تأثیرگذار است، آنان فعالیت و اقدامات دیگر دولت ها را همواره مد نظر دارند. به هر حال، دولت ها در بلندمدت، به شرایط و زمان به منزله نتایج و پیامدهای رفتارهایشان توجه خاصی دارند. علاوه بر این، دولتها نه تنها به عواقب کوتاه مدت و فوری، بلکه به پیامدهای بلندمدت اعمال خود نیز توجه می کنند.( همان : 22) بی تردید منطقه خاورمیانه ، از مهم ترین مناطقی است که تمرکز و توجه بسیاری از بازیگران بین المللی را به خود معطوف کرده است. موقعیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک، ذخایر عظیم انرژی، از مهمترین عواملی است که باعث اهمیت مضاعف این منطقه شده است. از این رو، هرکدام از بازیگران و سازمان های بین المللی، منطقه ای و فرامنطقه ای ، برای توسعه نفوذ و حضور در خاورمیانه به رقابت پرداخته و درصدد دستیابی به منافع و اهداف خاص خود در منطقه هستند. آمریکا به عنوان مهمترین بازیگر فرامنطقه ای دخیل در معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه خاورمیانه همیشه مورد توجه دیگر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است و اقدامات سیاسی این کشور و ابعاد متنوع و گستردگی آن بر نحوه ی شکل گیری و تغییر و تحول ساختار های قدرت در این حوزه موثر بوده است. آمریکا در راهبردهای خاورمیانه ای خود اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی را دنبال می کند و توامان از ابزارهای متنوع سخت و نرم برای تحقق این اهداف استفاده می کند. تا زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، ایران متحد نزدیک ایالات متحده به حساب می آمد. دولتهای نیکسون، فورد و کارتر برای اجرای سیاست سد نفوذ کمونیسم در خاورمیانه بشدت به ایران تکیه می کردند. از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تحت مدیریت امریکا، ایران تحت حکومت خودکامه شاه اداره می شد که تا زمان سرنگونی متحد نزدیک امریکا باقی ماند.  اهمیت استراتژیکی جغرافیای ایران، منبعث از برخورداری از مرزهای مشترک با اتحاد جماهیر شوروی، و همچنین هم مرزی با عراق، هم پیمان شوروی که در نزدیکی ذخائر نفتی ایران واقع شده بود، به این معنا بود که ایران برای ایالات متحده یک ابزار بسیار ارزشمند برای سد نفوذ شوروی به حساب می آمد. امریکا بدلیل اهمیت استراتژیکی ایران، سیاستهای خود در خاورمیانه را به جای تمرکز بر روی چند کشور عمدتا بر روی ایران متمرکز کرده بود،که شبیه سیاستهای این کشور در آمریکای لاتین بود. بعلاوه، آمریکا از آن جهت سیاست خارجی خاورمیانه ای خود را بر روی ایران متمرکز کرده بود که تمرکز بر روی کشورهای عربی می توانست روابط واشنگتن با اسرائیل و بالعکس را به مخاطره بیاندازد. (419 : 1978 ، ramazani) اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شروع موج بیداری اسلامی در خاورمیانه روابط امریکا و ایران از دوستی به دشمنی تبدیل گردید. در سطح منطقه ای، بیداری اسلامی بیش از هر زمان دیگری موازنه ی قدرت در خاورمیانه را دستخوش تغییر و دگرگونی کرده است. در حالی که تضعیف ایران به عنوان اصلی ترین قدرت منطقه ای مورد توجه آمریکا و متحدان منطق های آن بود، بیداری اسلامی بسیاری از کشورهای محور سازش را با چالش های جدید داخلی مواجه نموده و از توان آنها برای افزایش فشار بر محور مقاومت کاسته است، هر چند این تحولات به صف بندی میان کشورهای منطقه دامن زده است. سیاست آمریکا در این دوران افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی و انزوای بیشتر این کشور در خاور میانه و تضعیف متحدان آن بود؛ موضوعی که از راه های مختلفی همچون راه های اقتصادی و به بهانه های گوناگونی مثل برنامه ی هسته ای، حقوق بشر، حمایت از تروریسم وتهدید به حمله نظامی  تعقیب می شد. نقش سایر قدرت های فرامنطقه ای، از جمله چین و روسیه، تا پیش از تحولات بیداری اسلامی را می توان نقشی حاشیه ای و حمایتی نیم بند از سیاست های کشورهای محور مقاومت دانست. (دهقانی فیروز آبادی،۱۳۹۱: 13) با اینکه بارها امریکا مدعی حمله به ایران شده است ما شاهد آن هستیم که این حمله بنابر دلایل مختلف صورت نگرفته است. در این پژوهش بدنبال پاسخ به این سوال هستیم به چه علت امریکا بعد از اینکه بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است، این حمله صورت نگرفته است ؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال مطرح است این می باشد که قدرت های بزرگ منجمله امریکا زمانی مبادرت به جنگ می کنند که زیست و بقای آنان در خطر باشد یا جنگ آخرین راه حل ممکن باشد. لذا ایران چون تهدیدی برای بقای امریکا نمی باشد و راه حل های دیگری برای مهار ایران دارد لذا ضرورتی برای مبادرت به جنگ نمی بیند. لذا در ادامه در چارچوب نظریه توازن وحشت یا تهدید استیفن والت  به این مهم خواهیم پرداخت که ایران تهدیدی برای بقا  و زیست امریکا نمی باشد بلکه امریکا ، ایران را تهدیدی برای منافع خودش و متحدینش در خاورمیانه فرض می کند تا تهدیدی برای بقای خود لذا ضرورتی برای مبادرت به یک جنگ پر هزینه نمی بیند.

چارچوب نظری:

نو واقع‌گرایی تدافعی یا نئورئالیسم تدافعی یک نظریه ساختاری است که از مکتب واقع گرایی نظریه روابط بین‌الملل الهام گرفته‌است. بنیان نو واقع‌گرایی تدافعی برگرفته از نظریه سیاست بین‌الملل کنت والتز است که ادعا دارد ساختار آشوب‌زده نظام بین‌الملل دولت‌ها را تشویق می‌کند تا برای افزایش امنیت خود به اتخاذ سیاستی میانه‌رو و مدارایی روی آورند. ( waltz,1979 : 8) در رئالیسم تدافعی دغدغه امنیت اساسی‎ترین مسئله است. به عبارت دیگر نگاه رئالیست‎های تدافعی نیز نگاهی کاملا امنیتی است و در کنار رئالیسم تهاجمی، مطالعات روابط بین الملل را به سمت امنیتی شدن سوق داده و در واقع این دو رویکرد در صدد پاسخ به معمای امنیت در نظام آنارشیک بین‎المللی برآمدند. سوال اصلی برای این گروه از رئالیست‎ها این است که چه مقدار از قدرت برای دولت‎ها لازم و یا کافی است؟ و یا اصولا دولت‎ها چه زمانی بایستی به بیشینه‎سازی قدرت روی آورند. پاسخ‎هایی که به این پرسش داده شده این دو نحله رئالیستی را متمایز ساخته است. رئالیست‎های تدافعی نیز به رابطه میان آنارشی و استلزامات نظام بین‎الملل از یک سو و رفتار دولت‎ها از سوی دیگر توجه دارند اما این رابطه را پیچیده‎تر می‎بینند. برخلاف واقع‎گرایی تهاجمی، فرض واقع‎گرایی تدافعی این است که آنارشی بین‎المللی معمولا خوش‎خیم است؛ یعنی امنیت چندان نایاب نیست. در نتیجه دولت‎ها که این را درمی‎یابند رفتاری تهاجمی نخواهند داشت و تنها در شرایطی که احساس کنند تهدیدی علیه آنها وجود دارد نسبت به آن واکنش نشان می دهند و این واکنش نیز اغلب در سطح ایجاد موازنه و بازداشتن تهدیدگر است و تنها در شرایطی که معضل امنیت خیلی جدی شود واکنش های سخت تری به شکل بروز تعارضات رخ خواهد نمود. به عبارت دیگر دولت‎ها زمانی اقدام به گسترش نفوذ و افزایش قدرت خود می‎کنند که احساس ناامنی کنند. بر این اساس، حضور دولت در خارج از مرزهای ملی فقط در شرایط تصور ناامنی صورت می‎گیرد. بنابراین امنیت در نگاه تدافعی‎ها برابر است با برخورداری از قدرت کافی برای ایجاد موازنه. تا جایی که موازنه برقرار است امنیت نیز وجود دارد. اگر کشوری قصد برهم زدن امنیت و موازنه را داشته باشد کشورها بایستی جهت کسب امنیت، اقدام به افزایش قدرت و دست‎یابی به موازنه جدید نمایند. ( Walt, 2009 : 107)

به‎علاوه آنها آنارشی بین‎المللی را هابزی و یا بدخیم نمی‎بینند، بلکه برآنند که نمی‎توان آن را به سهولت فهمید و این دولتمردان‎اند که باید در هر وضعیت خاصی به ارزیابی درجه تهدید و یا عدم آن بپردازند. به عبارت دیگر برداشت‎های دولت‎ها و ادراکات ذهنی آنها نقش پررنگی در شکل‎دهی به رفتارهایشان ایفا می‎کند.تدافعی‎ها نیز همانند تهاجمی‎ها بر این باورند که مخاصمه در برخی شرایط اجتناب‎ناپذیر است. زیرا دولت‎های متجاوز و توسعه‎طلبی وجود دارند که نظم جهانی را به چالش می کشند و نیز برخی از کشورها تنها در راستای تعقیب منافع ملی خود ممکن است درگیری با دیگر کشورها را اجتناب‎ناپذیر کنند. تاکید استفن والت بر اهمیت "موازنه تهدید" به جای موازنه قدرت است. تهدید در نگاه او عبارت است از ترکیبی از قدرت تهاجمی دولت، ‌توانمندی‎های نظامی، ‌نزدیکی جغرافیایی، و نیّات تجاوزکارانه و تهاجمی احتمالی آن. پس صرف قدرت مهم نیست و سایر عوامل نیز مهم‎اند. به عبارت دیگر آنچه در روابط میان دولت‎ها حائز اهمیت است برداشت آنها از یکدیگر به ‎عنوان تهدید است و نه صرف میزان قدرت هر یک از آنها. از سویی دیگر امنیت در شرایطی در نظام افزایش خواهد یافت که ایجاد موازنه به هنجار بدل شده باشد، و ایدئولوژی تاثیر زیادی نداشته باشد. دولت‎ها در برابر آن دسته از دولت‎هایی دست به موازنه می‎زنند که تهدید فوری نسبت به موجودیت یا منافع آنها به حساب آیند. ( Toft, Peter , 2005 : 23)در چهار چوب نظری استیفن والت آنچه توازن را ضروری می سازد صرف افزایش قدرت چالش گر نمی باشد، بلکه ماهیت قدرت در حال صعود کشور است. پس از نظر والت آنچه که مهم است نیاتی است که صاحبان قدرت به نمایش می گذارند.( دهشیار ، 1390: 267)به گفته والت تهدید از قدرت تهاجمی، مجاورت جغرافیایی، قدرت نظامی، و نیات تجاوزکارانه تشکیل می شود. قدرت کلی همان مجموع منابع کشور است؛ کشوری که منابع بیش تری داشته باشد می تواند تهدید جدی تری از کشوری که منابع کم تری دارد مطرح سازد. مجاورت جغرافیایی از این رو اهمیت دارد (در صورت برابر بودن سایر شرایط) کشورهای نزدیک اغلب تهدید کننده تر از کشورهای دور هستند. قدرت آفندی، توانایی یک دولت برای تهدیدکردن حاکمیت یا تمامیت سرزمینی دولت دیگر با هزینه ای قابل قبول است. سرانجام، کشورهایی که تجاوز پیشینه تصور شوند احتمال بیش تری دارد که موجب ایجاد توازن شوند تا دولت های دیگر. نیات تجاوزکارانه تمایل یک کشور خاص به واداشتن کشوری دیگر به واکنش را مشخص می سازد، وضعیتی که نمونه اش آلمان نازی بود. (kaufman,1992 :47)

 جنگ به ضرورت تهدید بقا و عدم حمله نظامی امریکا به ایران

1-قدرت تهاجمی ایران  و امریکا

بر اساس نظریه توازن تهدید والت میزان قدرت تهاجمی یا قدرت کلی یک کشور در ایجاد تهدید بیشتر موثر می باشد. تعاریف زیادی از قدرت ملی ارائه شده است. از نظر حافظ نیا قدرت ملی عبارت است از: "توانایی قابلیت و ظرفیت یک دولت و یک کشور برای استفاده از منابع مادی و معنوی خود با هدف اعمال اراده ملی و تحصیل اهداف و منافع ملی" (حافظ نیا، ۱۳۷۹: ص۲۴۵) افشردی و مدنی معتقدند که قدرت ملی بر اساس مولفه های ساختاری و ژئوپلیتیک تولید شده و در نهایت منزلت ژئوپلیتیکی کشور را شکل می دهد، کالینز استراتژیست آمریکایی، قدرت ملی را مجموعه ای از تواناییهای بالقوه و بالفعل یک کشور تعریف می کند که از توانایی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، تکنولوژیک و نظامی آن کشور ناشی می شود. (کالینزه ۱۳۷۰: ص ۲۴) در قلمرو داخلی از قدرت برای قانونگذاری، ضابطه گذاری، تنظیم امور و روابط اجتماعی، اجرای قانون و عدالت اجتماعی و تامین امنیت عمومی از طریق نهادهای سازمان یافته نظیر نهادهای قانونگذاری، قضایی، امنیتی، انتظامی، تبلیغاتی و .... استفاده می شود. در قلمرو خارجی از قدرت ملی برای حفاظت از منابع ملی، تامین نیازهای ملی از مبادی فرا کشوری، تامین امنیت ملی، رفع تهدیدات فرامرزی، تقویت اعتبار و پرستیژ ملی و ... استفاده می شود، (حافظ نیا، ۱۳۷۹، ص۲۴۶( ایران از نظر فلزات معدنی بسیار غنی است. ذخایر آهن کشف شده در کانسارهای کرمان، یزد و شرق خراسان حاوی صدها میلیون تن آهن با عیار بالا (۶۰-۶۵ درصد) است. ذخایر مس ایران در سراسر فلات ایران یافت می شود و برجسته ترین آنها معادن مس سرچشمه و چهار گنبد و قلعه زری بیرجند است. معادن سرب و روی در اطراف فلات مرکزی دیده می شود. همچنین بخش مرکزی ایران حاوی فلزات معدنی دیگر نظیر طلا، منگنز، نیکل و .... است. (حافظ نیا، ۱۳۸۱: ص ۹۳)

ذخایر شناخته شده کانی ایران عبارتند از: ۸۰۰ میلیون تن مس ۱ / ۱۲ درصد و بیش از ۵۰۰ میلیون تن مس با درجه پایین تر، ۷ میلیون تن سنک معدن کرومیت ۳۵ درصد تا ۵۰ درصد (بزرگترین ذخایر کرومیت دنیا)، بیش از ۱/ ۲ میلیارد تن سنگ آهن و ۱٫۶ میلیارد تن ذخایر زغال سنگ و ۵۰۰ میلیون تن فلز آلومینیوم فقط در ناحیه تاکستان قزوین است. همچنین معادن سرب، روی، نمک، سولفور، منگنز، نیکل، طلا، اورانیوم، منیزیوم، باریم، قلع، سنگ آهک، کبالت، فلوریت، بوکسیت و غیره نیز دارد. (مظفری و رئیس السادات، ۱۳۸۸، ص۱۸۱)

 کشور ایران پتانسیل خوبی نیز از نظر ذخایر طلا دارد. از مهمترین منابع امید بخش طلا در ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد: منطقه متالوژنی آذربایجان، منطقه متالوژنی همدان - اراک، منطقه متالوژنی اصفهان، یزد و کرمان، منطقه متالوژنی سمنان - تهران، منطقه متالوژنی خراسان - سیستان و بلوچستان، میزان ذخایر ایران در سال ۱۳۸۰، ۸۸۱۳۷۳۹۸ هزار تن سنگ طلا برآورده شده است. موقعیت تکتونو ماگمایی ایران آن را در قلمرو مناطق پتانسیل دار برای کانی سازی طلای هیدروترمال قرار میدهد. فعالیت های ماگمایی قوسی و پشت قوسی که در اغلب نقاط دنیا به عنوان پتانسیل های مهم طلا معرفی شده اند، در ایران نیز گسترش زیادی داشته اند.( http : / / www . ngdir . com) کشور ایران از لحاظ منابع مختلف انرژی یکی از غنی ترین کشورهای جهان محسوب می گردد، چرا که از یک سو دارای منابع گسترده سوخت های فسیلی و تجدید ناپذیر نظیر نفت و گاز است و از سوی دیگر دارای پتانسیل های فراوان انرژی های تجدید پذیر هم چون باد و خورشید می باشد. کل تولید انرژیهای تجدید پذیر در سال ۱۳۸۷ معادل ۲۴۲۸/ ۴ میلیون بشکه نفت خام بوده است. ( همان، ص ۲۰۱)

مهمترین انرژی های تجدید پذیر عبارتند از: برق آبی در ایران با توجه به وجود رودخانه ها با دبی آب مختلف، امکان نصب نیروگاه های برق آبی زیاد است. عمر طولانی، راندمان بالا، عدم مصرف سوخت، عدم آلایندگی محیط زیست، پایین بودن هزینه تعمیر و نگهداری، توان پاسخگویی به نوسان های شبکه برق در کوتاه ترین زمان ممکن و بهره برداری و کنترل سیلاب های مخرب از مزیت های احداث نیروگاه های برق آبی می باشد. ( ترازنامه انرژی، ۱۳۸۹، ص ۲۱۸)  ایران از جمله کشور های مطرح در زمینه ساخت سد و کنترل آب می باشد. به طوری که در پایان سال ۱۳۸۷، ظرفیت نیروگاه های آبی بزرگ، متوسط، کوچک، مینی و میکروی در حال بهره برداری کشور به حدود ۷۶۷۲/ ۵ مگاوات رسیده است. استفاده از ظرفیت های برق آبی به عنوان یک اولویت مدنظر قرار گرفته و در این راستا ۶۶۵۰۷۱ مگاوات طرح برق آبی نیز در کشور در دست اجرا، ۹۲۵۹/5 مگاوات طرح برق آبی در دست مطالعه و آماده اجرا و ۵/ ۱550 مگاوات طرح برق آبی در مرحله شناخت می باشند. ( همان: ۲۲۱صص - ۲۲۲).

مطالعات و محاسبات انجام شده در زمینه تخمین پتانسیل انرژی باد در ایران نشان داده اند که تنها در ۲۶ منطقه کشور میزان ظرفیت اسمی سایت ها با در نظر گرفتن یک راندمان کلی ۰/ ۳۳ در حدود ۶۵۰۰ مگاوات است و این در شرایطی است که ظرفیت اسمی کل نیروگاه های تولید برق کشور در حال حاضر ۳۴۰۰۰ مگاوات است. بهره برداری از انرژی بادی در ایران از سال ۱۳۷۳ در مناطق منجیل و رودبار عملا آغاز شده است و تا کنون انرژی باد در این منطقه به حدود ۳۴ مگاوات رسیده است. (نشریه سازمان انرژیهای نو ایران، ۱۳۸۶، صص۷-۵) در سال ۱۳۸۷، نیروگاه های برق بادی مناطق گیلان، خراسان و تبریز در مجموع با ۱۵۷ واحد توربین و با ظرفیت اسمی ۸۹۸۳۰ کیلو وات، ۱۹۶ / 3 گیگاوات ساعت تولید ناویژه برق داشته اند.( ترازنامه انرژی، ۱۳۸۹: ص ۲۳۵)

در ایران نیز فعالیت های گسترده ای در زمینه ساخت آب گرمکن ها و حمام های خورشیدی، تیوب های حرارتی، آب شیرین کن های خورشیدی و متمرکز کننده های خورشیدی و .... انجام می شود. همچنین با توجه به کویری بودن برخی مناطق و کمبود امکانات در برخی روستاهای دور افتاده کشور، انرژی خورشیدی بهترین گزینه برای تامین برق این مناطق است. (نشریه سازمان انرژی های نو ایران، ۱۳۸۷، ص۳) ظرفیت پروژه های در حال بهره برداری و در حال اجرای مربوط به انرژی خورشیدی در مجموع ۵۱۷۳/ ۴ کیلو وات می اشد. در سال ۱۳۸۷ در مجمع ۷۵ هزار کیلو وات ساعت برق خورشیدی توسط پروژه ۳۰ کیلوات فتوولتائیک، نیروگاه دربید یزد و سر کویر سمنان تولید شده است ( ترازنامه انرژی، ۱۳۸۹ ص ۲۳۹-۲۴۰).

ایران با دارا بودن ۱۳۷۱۶ میلیون بشکه نفت، دومین دارنده بزرگ نفت در جهان به شمار می رود و ۱۰ / ۳ درصد از کل ذخایر نفت جهان را در خود جای داده است. میزان ذخایر نفت ایران از ۹۲ / ۹ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۹ به ۱۳۷۱۶ میلیون بشکه در سال ۲۰۰۹ رسیده است. میزان ذخایر نفت ایران نزدیک دو برابر آمریکای شمالی ( ۷۳٫۳ میلیون بشکه)، نزدیک ۵ برابر کشور آمریکا (۲۸ / ۴ میلیون بشکه)، بیش از یک برابر ذخایر نفت اروپا و اوراسیا ( ۱۳۶/9 میلیون بشکه)، بیش از یک برابر ذخایر نفت کل قاره آفریقا (۱۲۷/7 میلیون بشکه) و نزدیک ۴ برابر ذخایر آسیا پاسیفیک (۴۲ /2 میلیون بشکه) می باشد. ایران همچنین با تولید ۲۰۲٫۴ میلیون تن ( ۵ / ۳ درصد کل تولید نفت جهان) بعد از عربستان، روسیه و آمریکا چهارمین تولید کننده بزرگ نفت جهان به حساب می آید.( BP Statistical Review of World Energy, 2010: 6-9)

 ایران از نظر ذخایر گاز بسیار غنی است و با دارا بودن ۲۹/61 تریلیون متر مکعب ذخایر قابل استحصال گاز که معادل ۱۵ / ۸ درصد کل ذخایر اثبات شده گاز جهان می باشد، دومین دارنده بزرگ گاز جهان بعد از روسیه به شمار می رود. حجم ذخایر گاز ایران از ۱۴/ ۱ تریلیون متر مکعب در سال ۱۹۸۰ به ۲۹٫۶۱ تریلیون متر مکعب در سال ۲۰۰۹ رسیده است، یعنی میزان ذخایر گاز ایران طی این مدت بیش از دو برابر رشد داشته است. ایران بیش از دو برابر کل ذخایر گاز آفریقا ( ۱۴ /76 تریلیون متر مکعب)، نزدیک به دو برابر کل ذخایر آسیا پاسیفیک ( ۱۶ / ۲۴ تریلیون متر مکعب) و نزدیک به دو برابر کل ذخایر قاره آمریکا( ۱۷/ ۲۲ تریلیون متر مکعب) ذخایر گاز دارد. حدود دو سوم از ذخایر گاز ایران در میادین گازی غیر همراه ( مستقل) قرار دارند . مهم ترین میادین گازی غیر همراه ایران عبارتند از: پارس جنوبی (۱۴/2 -۸ تریلیون متر مکعب)، پارس شمالی (۱ / ۴ تریلیون متر مکعب)، کنگان ( ۰/ ۸۲ تریلیون متر مکعب)، نار ( ۰/ ۳۷ تریلیون متر مکعب) و کنگیران با ۳۱ • تریلیون متر مکعب ذخایر گاز از کل ذخایر گاز ایران ۹/ ۲۴ تریلیون. ( قدیانی و کرباسی، ۱۳۸۸: ص 3)

ثروت نسبی ایران در بین کشورهای حوزه ی خلیج فارس بر اساس برآورد بانک جهانی  و اوپک(2018)[1]

جمعیت (1000)

تولید ناخالص داخلی سرانه (میلیارد دلار)

صادرات (میلیارد دلار)

تولید ناخالص داخلی (میلیارد دلار)

کشور

نفتی

جمع

1.493

23.655

8.6

14.3

35.3

بحرین

4.137

29.040

50.7

55.3

120.2

کویت

4.636

15.668

21.2

31.9

72.6

عمان

2.639

63.506

35.5

84.8

167.6

قطر

32.938

20.761

159.7

231.5

683.8

عربستان صعودی

81.163

5.415

52.7

110.8

439.5

ایران

38.275

5.166

59.7

63.3

197.7

عراق

-

-

-

-

-

یمن

             

 

مقایسه بودجه و مخارج ایران و امریکا در سال 2017[2]

کسری (منفی)

مخارج

درآمد

کشور

رتبه در جهان

887.224

6.807.161

6.028.001

امریکا

1

9.020

86.260

77.220

ایران

40

 

با توجه به موارد بالا که بیان شد و مقایسه هایی که صورت گرفت ایران هرچند از لحاظ توان ملی قوی برخوردار می باشد ولی این توان به دو علت خاصیت تهدید آمیزی ندارد . اول اینکه این توان یک توان بالقوه هست و اگر ایران بخواهد آن را به توان بالفعل تبدیل کند و آن را در راستای  قدرت نظامی  و اقتصادی سوق بدهد نیاز به در آمد بیشتر و ارتقاء کیفیت استخراج و بهره برداری از منابع و ذخایر را دارد و همچنین به بازاری برای فروش  و دوم اینکه توان ملی یا قدرت تهاجمی یک کشور زمانی ایجاد کننده تهدید جدی است که فاصله  توان ملی دو رقیب نزدیک شود و به عبارت دیگر تفاوت چشم گیری احساس نشود. ولی توان ملی ایران و امریکا از لحاظ کمی و کیفی با یکدیگر تفاوت چشم گیر دارد و تا زمانی که این تفاوت اندک نشود  لذا ایران تهدیدی نمی تواند برای زیست امریکا فرض شود.

2-مجاورت جغرافیایی ایران و امریکا

سرچشمه ها و پایه های قدرت از عوامل مختلفی تشکیل می شود. بخشی از عوامل و سرچشمه های قدرت در جغرافیای هر کشور قرار دارد و از همه مهم تر اینکه خصائص جغرافیایی غالبا نقش بنیادین را در شکل گیری سایر عناصر قدرت نظیر قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی بازی می کند. از این رو اهمیت خاصی در بررسی و تحلیل قدرت ملی یک کشور برخوردارند. (حافظ نیا، ۱۳۸۶، ص ۸۴)  تمام صاحب نظرانی که به بررسی سرچشمه های قدرت ملی پرداخته اند از جغرافیا به عنوان یکی از بسترهای اصلی قدرت ملی یاد کرده اند. حتی برخی جغرافیا را اصلی ترین عامل قدرت ملی تلقی کرده اند. گلدستین در بین سرچشمه ها و منابع قدرت بر جغرافیا و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور فوق العاده تاکید می کند و می گوید که مهمترین ملاحظات سه گانه منزلت واقعی یک کشور عبارتند از: موقعیت، موقعیت و موقعیت. Goldstein,59 : 1999)) برخی موقعیت جغرافیایی یک کشور را مهمترین رکن قدرت ملی آن کشور به شمار آورده اند. برخی از این هم فراتر رفته و گفته اند که سیاست هر کشور را جغرافیای آن کشور تعیین می کند. (روشندل، ۱۳۷۴: ص ۷۱) کوهن معتقد است که به وسیله جغرافیاست که ما می توانیم واقعیتهای سیاسی را به درستی ارزیابی کنیم. این سیمای جغرافیایی است که اساس درک نقشه سیاسی کنونی و پیش بینی تغییرات احتمالی آینده را برای ما فراهم می سازد. بنابراین نقشه سیاست جغرافیایی بیشتر از نقشه سیاسی با واقعیت هماهنگ است. (والترز، ۱۳۶۳: ص ۷۱)  بی شک باثبات ترین عامل قدرت یک ملت جغرافیای آن کشور است. عوامل جغرافیایی چون وسعت، شکل، موقعیت، وضع جغرافیایی، ناهمواریها، منابع آب، پوشش گیاهی، اقلیم و غیره همگی با قدرت ملی رابطه مستقیم دارند. قرآن کریم در آیاتی چند به برخی مختصات جغرافیایی سرزمین ها و اهمیت آن در قدرت انسانی و بهره وری انسان ها اشاره کرده و کوه ها و راه ها و دریاها را به عنوان نعمتی الهی در این جهت معرفی کرده است (قرآن کریم، نحل ۸۱، طه ۵۳، زخرف ۱۰). (اعظمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۹) بطور کلی قدرت از عوامل سیاست جغرافیایی سرچشمه می گیرد. این موضوع در زمینه استراتژی کاملا آشکار است و در مورد اقتصاد و سیاست بین الملل نیز تا اندازه ای چنین است. بنابراین برای درک نقش قدرت در جهان ابتدا باید با عوامل سیاست جغرافیایی آشنا شد. (والترز، ۱۳۶۳، ص۱۹ و حافظ نیا، ۱۳۸۶، ص ۸۵)

در دنیای امروز از جنبه سیاسی و امنیتی به جغرافیا نگریسته شده و کشورها سعی دارند از مقوله ی جغرافیا در راستای ارتقای امنیت، کسب قدرت و تامین منافع ملی نهایت استفاده را ببرند. ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است. از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگه جنوب دریای خزر و جلگه خوزستان) از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران دماوند (۵۶۱۰ متر) می‌باشد. از دید جغرافیایی؛ غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی، شرقی‌ترین شهر جالق، شمالی‌ترین شهر پارس‌آباد و جنوبی‌ترین شهر چابهار است. ( عباس شوازی، ۱۳۸۷: ص ۶۲)

ایران در نظریه های سنتی، ژئوپلیتیک ایران جایگاه ویژه ای دارد، برای نمونه، مکیندر بخش عمده ای از ایران را در قلمروی حاشیه و در مجاورت هارتلند قرار داد. اسپایکمن، ایران را در بخش حساس ریملند دید و کوهن کشورمان را بخشی از کمربند خردشده خاورمیانه میدانست. ماهان بر موقعیت گذرگاهی ایران بر سر راه روسیه به اقیانوس هند تأکید داشت. از منظر دسترسی ایران به حوزه های نفتی بزرگ خلیج فارس و دریای مازندران و به قلمروهای ژئوپلیتیکی خلیج فارس، اقیانوس هند، خزر، فلات ایران، شبه قاره هند و جنوب آسیا، آسیای مرکزی، قفقاز، بین النهرین و شبه جزیره عربستان و جنوب غرب آسیا دسترسی دارد. ایران به سازههای ژئوپلیتیکی خلیج فارس، حوزه خزر، دریای عمان، اقیانوس هند، حوزه زبان فارسی، حوزه جهان اسلام، اوپک، قارة آسیا، جنوب غرب آسیا و گروه D۸ تعلق دارد. از نظر موقعیت ارتباطی و ترانزیتی، ایران گذرگاه مواصلاتی حوزههای ژئوپلیتیکی یاد شده است (حافظ نیا، احمدی پور و بدیعی، ۱۳۸۲: ۵۵- ۵۶).

ایران، در میانه منطقه خلیج فارس، آسیای مرکزی و قفقاز قرار دارد که اهمیت این منطقه در تأمین انرژی جهان، مبادلات اقتصادی، تجاری و نقش راهبردی آن در معادلات امنیتی و دفاعی کشورهای قدرتمند و رقیب، همچنین موقعیت خاص آن در تعاملات کشورهای منطقه، ایران را یک کشور بین المللی کرده است (حیدری، ۱۳۸۴: ۲۷۳). برقراری ارتباط با ایران و عبور از فضای آن از دیرباز تاکنون به طور عمده با دو هدف اصلی انجام شده است: نخست، هدف اقتصادی - اجتماعی که برای تأمین آن کالا، مواد، افکار، اندیشه ها، انسان ها و وسایل حمل و نقل از مسیر ایران عبور کرده و مبادی و مقاصد را به هم پیوند داده است و از آن به عنوان «نقش ارتباطی ایران» یاد شده است. دوم، عملیات نظامی که با هدف تصرف ایران و نیز تصرف سرزمین های ماورای ایران انجام گرفته است؛ زیرا پهنه های آبی اقیانوس هند و دریای عمان در جنوب و دریای مازندران در شمال، امکان اتصال قلمروها و مناطق جغرافیایی واقع در ماورای مرزهای شرقی و غربی را دشوار ساخته اند و همچون عامل بازدارنده و مانعی نفوذناپذیر بر سر راه مهاجمان قرار داشته اند. از این رو، به ناچار مسیر ایران را برای عبور انتخاب کرده اند (حافظ نیا، ۱۳۸۸: ۳۹).

موقعیت جغرافیایی ایران از پایدارترین عوامل تأثیرگذار بر قدرت ملی این واحد سیاسی است. بر این پایه، افرادی بر این باور هستند که «آنچه موجب اتصال و ارتباط ایران با نظام جهانی و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ایران در سده اخیر شده، موقعیت جغرافیایی در چهارراهی کشور ایران بوده و این عامل ایران را با نظام بین الملل مرتبط کرده است» )اطاعت، ۱۳۹۱: ۵۴). برژینسکی ایران را در یکی از شش منظومه قدرت قرار می دهد: ۱. منظومه آمریکای شمالی، ۲. منظومه اروپا، ۳. منظومه آسیای شرقی، ۴. منظومه آسیای جنوبی، ۵. منظومه ناموزون مسلمانان و ۶. منظومه احتمالی اوراسیا. هریک از این منظومه ها ویژگیهای خاص دارند. سه منظومه اول مصرف کنندگان اصلی انرژی هستند. منظومه ناموزون مسلمانان که شامل خاورمیانه و شمال آفریقا است، تنها تولید کننده های انرژی هستند که در این میان، منطقه خلیج فارس، منطقه صادر کننده مواد خام است (افتخاری ، 1384 : 7).

ایران در دریای مازندران حدود ۶۵۷ کیلومتر، در دریای عمان حدود ۷۸۴ کیلومتر و در خلیج فارس حدود ۱۲۵۹ کیلومتر مرز دریایی دارد. بنابراین از مزایای اقتصادی و دفاعی آن بهره مند است. (ملکوتیان، ۱۳۸۳، ص ۲۰۷) دسترسی ایران به دو عرصه آبی مهم در شمال و جنوب کشور، هم به لحاظ حمل و نقل دریایی و هم به لحاظ شیلات و وجود ذخایر عظیمانرژی نفت و گاز به عنوان مبنای عمده قدرت ملی کشور شناخته می شوند (حافظ نیا، ۱۳۸۶ ص ۹۲).

ایران همانگونه که از نظر تاریخی در مسیر عبور راه ابریشم قرار داشت به دلیل قرار گرفتن بین کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و خلیج فارس از یک سو و همچنین قرار داشتن بین آسیا و اروپا از سوی دیگر، کوتاه ترین مسیر برای عبور راه های شوسه و آهن از شمال به جنوب  می باشد. بطور کلی کشور ایران با داشتن ۱۵ همسایه از طریق خشکی و دریا پس از روسیه دومین کشور جهان از نظر تعداد همسایگان است. (عباس شوازی، ۱۳۸۷: ص ۷۳) این کشور از جنوب با دولت- ملت های مستقل کویت، عربستان، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان، از شرق با پاکستان و افغانستان، از شمال با ترکمنستان، قزاقستان، روسیه، آذربایجان و ارمنستان و از غرب با ترکیه و عراق همجوار است. اما ایران همچنین در شمال با جمهوریهای خود مختار داغستان، نخجوان و کالمیک، در شمال غربی و غرب با حکومت منطقه ای کردستان عراق و در جنوب با شش امیرنشین از هفت امیر نشین تشکیل دهنده امارات متحده عربی؛ یعنی ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، ام القوین و رأس الخیمه همسایه است. استفاده از استعداد بسیار بزرگ و در واقع بی نظیر ایران در گسترش روابط فضایی بین ناحیه ای با وجود حجم متوسط و تعداد همسایگان زیاد، در کانون توجه دولت ها قرار نداشته است. چنین موقعیتی، فضای سرزمینی ایران را در مرکز تلاقی دولت هایی قرار داده که بطور ماهوی نیازمند تعامل فضایی همه جانبه هستند. در واقع ایران با استفاده از موقعیت مرکزی و کانونی خود می توانسته کانون صلح و همبستگی بین منطقه ای باشد. (کریمی پور، ۱۳۷۹: صص ۲۴-25 )

گرچه بعضی از کارشناسان بر این باورند که تعداد زیاد همسایگان منبع مشاجره و تضاد برای ایران می تواند باشد، اما با نگاهی به وضعیت کشورهای همسایه روشن می شود که این امر می تواند به عنوان یک فرصت برای ایران قلمداد شود. چرا که بعضی از این کشورها در اثر منابع انرژی کم نیازمند به ایران می باشند، که از جمله آنها می توان به پاکستان و ترکیه اشاره کرد. همچنین همسایگان شمالی ایران اکثرأ محصور در خشکی هستند و ایران می تواند از موقعیت جغرافیایی خود برای اتصال آنها به دریاهای آزاد استفاده کند.

ایالات متحده آمریکا در نیمکره غربی زمین، و در شمال قاره آمریکا واقع است. این کشور از ۴۸ ایالت همجوار، و دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قاره آمریکا و مجمع‌ الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) تشکیل شده ‌است. همچنین، در دو منطقه حوزه دریای کارائیب، و نیز بخش‌هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده‌ای وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می‌شوند، ولی به گونه‌ای خودگردان اداره می‌شوند (مانند پورتو ریکو). آلاسکا بزرگترین و رودآیلند کوچکترین ایالت در آمریکا می‌باشند و قسمتی از رشته کوه‌های راکی در غرب آمریکا قرار گرفته‌است که بزرگترین قله آن در ایالت کلرادو قرار دارد. مرتفع‌ترین نقطه در آمریکا قله کوه مک کینلی (۶۱۹۴ متر) در آلاسکا می‌باشد. در ۴۸ ایالت پایین نیز مرتفع‌ترین قله بر فراز کوه ویتنی (۴۴۲۱ متر) در کالیفرنیا قرار دارد. رودخانه می‌سی‌سی‌پی بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رودخانه آمریکای شمالی و چهارمین رودخانه طولانی جهان در آمریکا قرار دارد. این رودخانه که به رودخانه میسوری می‌پیوندد، نقش تجاری و اقتصادی مهمی برای آمریکا دارد. قسمتی از آبشار نیاگارا در مرز بین آمریکا و کانادا قرار دارد و از جاذبه‌های طبیعی توریستی در آمریکا به‌شمار می‌رود.( Cavendish, 2007. 67)

ایالات متحده آمریکا از شمال با کشور کانادا، و در جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد. این کشور در شمال غرب قاره آمریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. ۴۸ ایالت به هم پیوسته که خاک اصلی آمریکا را تشکیل می‌دهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک، و از غرب به اقیانوس آرام منتهی می‌شوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگه برینگ، و از جنوب غربی به اقیانوس آرام ختم می‌شود. مجمع‌الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی آمریکا و در اقیانوس آرام واقع شده‌اند. مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا عبارت ‌اند از: نیو انگلند، ایالت‌های ساحلی اقیانوس اطلس، ایالت‌ های جنوب، ایالت‌ های غرب میانه (میدوست)، ایالت‌ های جنوب غربی آمریکا و ایالت‌های غرب. کشور ایالات متحدهٔ آمریکا در مجموع ۹٬۸۲۶٬۶۳۰ کیلومتر مربع وسعت دارد که البته ۴۷۰ هزار کیلومتر آن را جزایر پراکنده و تحت قلمرو آمریکا در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل می‌دهند.( Press, 2007. 4)

حوادث ۱۱ سپتامبر فرصت مناسبی را برای ایالات متحده فراهم کرد تا به بهانه مبارزه با تروریسم به حضور سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در این منطقه گسترش دهد. از این رو، منافع آمریکا در خاورمیانه از سه جنبه اقتصادی، سیاسی و نظامی قابل بررسی است. بیش از هر مسئله ای منافع اقتصادی آمریکا در خاورمیانه با بحث انرژی و تامین امنیت عرضه آن به بازارهای جهانی گره خورده است. آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان و به رغم برخورداری از مقادیر قابل توجهی منابع نفتی داخلی، کماکان نیازمند نفت این منطقه است. از همین رو، این کشور حفظ شرایط ایمنی دستیابی به نفت منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده است. نفت خلیج فارس ارتباط مستقیمی با هژمونی آمریکا دارد.  این کشور برای گسترش نفوذ سیاسی خود در جهان صنعتی و در گروه هفت نیازمند آن است که همچنان کنترل راه های انتقال نفت و تامین امنیت آن را بر عهده داشته باشد. علاوه بر این مالیاتی که آمریکا و همچنین کشورهای اروپایی از واردات این کشور برای گسترش نفوذ سیاسی خود در جهان صنعتی و در گروه هفت نیاز مند آن است که همچنان کنترل راه های انتقال نفت و تامین امنیت آن را بر عهده داشته باشد. علاوه بر این مالیاتی که آمریکا و همچنین کشورهای اروپایی از واردات نفت دریافت می کنند در بسیاری از مواقع از درآمد نفتی کشورهای خلیج فارس هم بیشتر است (سیف زاده و روشندل، ۱۳۸۲: ۱۷۲-۱۷۳) در واقع، به سختی بتوان سیاست خارجی آمریکا را در منطقه خاورمیانه بدون در نظر گرفتن عامل نفت تبیین کرد. نفت راهنمای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه برای نزدیک به نیم قرن گذشته بوده است. بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ که طی آن اعراب اقدام به تحریم کشورهای حامی اسرائیل کردند، اهمیت خاورمیانه را بیش از پیش برای آمریکا نمایان ساخت. این بحران نشان داد که در خاورمیانه، ترکیب نفت و سیاست می تواند بسیاری از معادلات را رقم زده و در واقع نفت عامل تعیین کننده مهمی برای حیات سیاسی در خاورمیانه به شمار می رود . از جنبه سیاسی، موجودیت اسرائیل، بقاء و حفظ امنیت آن در خاورمیانه برای آمریکا بسیار مهم می باشد. با توجه به روابط خصمانه ای که از زمان تاسیس رژیم صهیونیستی میان اعراب و اسرائیل وجود داشته، تامین امنیت این رژیم به عنوان مهمترین متحد آمریکا در منطقه خاورمیانه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. یکی دیگر از منافع سیاسی آمریکا در منطقه خاورمیانه جلوگیری از قدرت یابی گروه های رادیکال اسلامی و حمایت از متحد استراتژیک خود عربستان می باشد. (همان).

در واقع با توجه به مطالب بیان شده و در چارچوب نظریه استیفن والت یک کشور زمانی تهدید است که در مجاورت جغرافیایی یعنی در هماسیگی باشد و البته سایر متغیرها یعنی قدرت تهاجمی و توانمندی و نیات خصمانه را دارا باشد. لذا ایران و امریکا فرسنگ ها با یکدیگر فاصله دارند در واقع ایران در مجاورت جغرافیایی امریکا نمی باشد بلکه در مجاورت حیات خلوت امریکا ، متحدین و منافع منطقه ای آن می باشد و بیش از اینکه تهدیدی برای بقای امریکا باشد تهدیدی برای موارد اذعان شده می باشد و لذا امریکا نیازی به مبادرت برای جنگ نمی بیند و ترجیح می دهد با استفاده از سایر سیاست ها همچون تحریم ، موازنه سازی ، حمایت متحدین و رقیب های ایران دغدغه های خود را مرتفع سازد.

3- توانمندی نظامی ایران وامریکا

همواره در طول تاریخ قدرت نظامی با به عبارتی توانمندی نظامی مهم ترین متغیر برای شروع یک جنگ بوده است. بر اساس نظریه والت که در بخش نظری بیان شد ، چنانچه یک کشور از توانمندی نظامی بالایی برخوردار باشد و فاصله توان نظامی دو رقیب به یک دیگرنزدیک باشد باعث بروز جنگ خواهد شد. در این قسمت به مقایسه توان نظامی امریکا و ایران می پردازیم تا به این مهم پی ببریم که ایا توان نظامی ایران تهدیدی برای بقای امریکا می باشد یا نه ؟ برای پاسخ به این سوال  توان این دو کشور به مقایسه امار و ارقام نظامی این دو کشور خواهیم پرداخت. البته این مقایسه در مقیاس کوچک می باشد چرا که سلاح های نظامی و ادوات نظامی و پرسنل نظامی از تنوع بالایی برخوردار می باشد و اشاره به تمامی جزئیات مقدور نمی باشد.

مقایسه توان نظامی ایران در بین کشورهای حوزه خلیج فارس در سال 2018[3]

قطر

عمان

کویت

بحرین

امارات

عربستان

شورای همکاری خلیج فارس

ایران

عراق

 

11.800

42.600

15.500

8.200

63.000

227.000

368.100

523.000

64.000

پرسنل فعال

-

-

-

-

-

-

-

250.000

-

کارکنان رزرو

73

117

293

180

421

1.926

3.010

1.513

318

تانک جنگی

132

197

465

89

554

1.065

2.502

725

675

پدافند

190

250

260

203

1.245

2.381

4.529

640

910

خودرو زرهی

12

108

-

36

93

218

467

2.030

60

مسلسل

52

24

106

82

181

356

801

292

72

توپخانه

6

6

27

18

75

60

192

1.476

3

پدافند موشکی

18

58

66

38

156

365

701

334

60

هواپیما جنگی

11

-

16

28

-

47

102

50

28

هلیکوپترجنگی

-

-

40

6

-

236

282

237

0

لانچر

-

-

-

-

-

2

3

-

-

نابودگر

-

2

-

-

10

4

16

7

-

رزم ناو

15

10

20

52

32

26

155

132

32

قایق گشتی

-

-

-

-

-

-

-

3

-

زیردریایی

-

-

-

-

-

-

-

18

-

سیلو

 

توانمندی نظامی امریکا 2018[4]

قدرت هوایی

شمار کل پرنده ها

هواگرد های ثابت بال

هواپیما های حمل  ونقل

هواپیمای آموزشی

بالگردها

بالگردهای جنگنده

جنگنده

 

13.444

2.785

5.739

2.771

6.084

957

2.308

قدرت دریایی

کل توان نیروی دریایی

ناوهای هواپیما بر

ناوهای محافظ

ناوشکن ها

زیردریایی ها

کشتی گارد ساحلی

415

19

6

62

75

13

قدرت زمینی

شمار تانک ها

خودرو های زره پوش جنگی

توپ های خود کششی

توپخانه متحرک

سیستم های پرتاب موشک

8.848

41.062

1.934

1.299

1.331

نیروی نظامی فعال

بودجه نظامی به میلیارد دلار

1.400.000

700

                               

ایالات متحده اعلام کرده است که  اقدامات نظامی علیه ایران در زمانی صورت گرفته می شود، که نشانه ای روشن وجود داشته باشد که  ایران تصمیم به ساخت سلاح هسته ای دارد. دولت اسرائیل به رهبری نخست وزیر نتانیاهو، ایران را به عنوان "تهدید موجود" توصیف می کند و تهدید به استفاده از نیروی نظامی برای جلوگیری از توانایی ایران در تولید سلاح هسته ای کرده است. بسیاری از اعضای کنگره آمریکا و دیگر رهبران سیاسی از موضع اسرائیل حمایت می کنند و تحلیلگران ایالات متحده معتقدند ایران اگر بتواند تصمیم بگیرد، در نهایت سلاح هسته ای تولید می کند. اما کارشناسان اطلاعاتی نیز با اعتماد به نفس بالا قضاوت می کنند که رهبر ایران نمی خواهند چنین تصمیمی بگیرند. اظهارات سیاست ایالات متحده نشان می دهد که هدف از اقدام نظامی علیه ایران، جلوگیری از توسعه سلاح هسته ای ایران است. یک اقدام نظامی شامل حمله  هوایی، حملات سایبری، عملیات مخفی و نیروهای ویژه ، بسیاری از امکانات و ذخایر فیزیکی ایران را از بین می برد یا شدیدا آسیب می رساند. اما با این حمله ، نابودی کامل برنامه هسته ای ایران بعید است؛ و ایران همچنان ظرفیت علمی و تجربه را برای شروع برنامه هسته ای خود را دوباره حفظ خواهد کرد.( H.RES.568)

آغاز اقدام نظامی پیشگیرانه علیه ایران، حتی با اهداف محدود، می تواند آغاز جنگ باشد و این باعث می شود که همه ابهامات و پیامدهای غیر منتظره ای که تا کنون به کسانی که درمورد جنگ های نظامی تجربه کرده اند یا مورد مطالعه قرار داده اند تغییر دهد. بدیهی است، هر گونه تعهد ایالات متحده به اقدام نظامی علیه ایران یک رابطه بسیار ناپایدار و قابل اشتعال با یکی از بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای منطقه ایجاد خواهد کرد. همچنین پیامدهای مهم و بلند مدت منطقه ای و جهانی برای ایالات متحده خواهد داشت. هزینه های درازمدت و حتی فرسایشی شدن  عملیات نظامی به دلیل عدم اطمینان در مورد واکنش های ایران و واکنش کشورهای دیگر و همچنین احتمال افزایش پیامدهای غیر منتظره و غیرقابل پیش بینی دشوار است.( Strategic Comments, July 2012)

هر چند اوباما تلاش زیادی برای وادار کردن ایران برای توقف برنامه هسته ای صلح آمیز خود از طریق اعمال تحریم های فلج کننده انجام داد، با این حال برای ارعاب تهران بارها از احتمال حمله نظامی به عنوان آخرین راه کار برای مقابله با برنامه هسته ای ایران سخن گفت. با روی کار آمدن دونالد ترامپ، وی با قلدری تمام به تهدید ایران پرداخته است. ترامپ در 18 اردبیهشت یعنی یک روز پس از خارج کردن آمریکا از برجام، ایران را تهدید کرد و گفت که «ایران یا باید مذاکره کند یا اتفاق دیگری خواهد افتاد.» وی اظهار داشت: «من به ایران توصیه می‌کنم برنامه هسته ‌ایش را از سر نگیرد. من به آنها قویا توصیه می‌کنم. اگر دست به چنین کاری بزنند با عواقب جدی روبه رو می‌شوند» به رغم این که برخی تحلیلگران منظور ترامپ را از عواقب جدی، گزینه نظامی علیه ایران تعبیر کردند، اما موضع گیری اخیر مقامات ارشد نظامی آمریکا خلاف آن را نشان می دهد.( http://parstoday.com)

در چارچوب نظریه والت توانمندی نظامی بالا می تواند تهدیدی باشد البته اگر با نیات خصمانه ، مجاورت جغرافیایی  و توانمندی تهاجمی همراه باشد.  ولی با توجه به مقایسه ای صورت گرفت، توانایی فاحشی بین قدرت نظامی ایران و امریکا  در کم و کیف وجود دارد. و تهدیدات نظامی که از سوی امریکا صورت گرفته است بیشتر بخاطر برنامه هسته ای ایران و رفتارهای منطقه ای آن می یاشد تا تهدید به ضرورت بقا.و لذا امریکا ضرورتی برای مبادرت به جنگ نمی بیند و سعی می کند با سایر سیاست ها رفتار ایران را تغییر داده و برنامه هسته ای آن را متوقف کند. البته آنچه تهدید را جدی می کند و به عبارتی مهم ترین متغیر می باشد  در کنار سه متغیر قبلی ( توانمندی تهاجمی ، مجاورت جغرافیایی و توانمندی نظامی ) نیات خصمانه می باشد.

4- نیات خصمانه ایران و امریکا

ایران همواره خود را مدافع صلح نشان داده است و  بارها اعلام کرده است که توان نظامی اش توان دفاعی و بازدارندگی  می باشد تا تهاجمی. مقام معظم رهبری در دیدار با کارکنان و جمعی از فرماندهان آجا اذعان کردند که پیشرفت های امروز نیروهای نظامی در بخش های مختلف بسیار ارزشمند است، اما با توجه به عقب ماندگی ها باید شتاب حرکت را افزایش داد و چنان اقتداری ایجاد کرد که دشمنان حتی جرات نکنند خیال تعرض به مرزهای این کشور را به ذهن خود راه دهند.( وبگاه مقام معظم رهبری :1394)

کارکردهای دکترین نظامی - دفاعی نیروهای مسلح در جوامع مختلف، در طول تاریخ برای دفاع از قدرتها و در برخی موارد برای توسعه طلبی، تهدید و تجاوز شکل گرفته و غالبا کارکرد آنها جنبه غیر ارزشی داشته است؛ ولی در نظام اسلامی، نیروهای مسلح در خدمت مردم و پاسدار امنیت و آرامش جامعه و ارزش های دینی و اخلاقی و مورد احترام و باور مردم است. در همه کشورها، نیروهای مسلح یکی از ارکان اساسی اقتدار ملی به حساب می آید؛ ولی در نظام اسلامی به دلیل این که محور همه ارزش گذاری ها دین و ارزشهای الهی است، صرف قدرت مادی و ظاهری - چه نظامی و - نشانه اقتدار و بالندگی نیست، بلکه قدرت های مادی و ظاهری اگر با نیروی معنوی و روحی - اخلاقی همراه و آمیخته شود، نشانه اقتدار و عظمت ملی و اسلامی خواهد بود. در تفکر دینی - اسلامی، یک ملت با داشتن مردان و جوانان مسلح و سربازان شجاع و رشیدی که دل هایشان با نور ایمان و بصیرت و معرفت خداشناسی روش باشد و اراده های آنها با قدرت و صلابت ایمان آمیخته شود، دارای اقتدار و قدرتی است که نظیر آن را در جهان نمی توان یافت و هیچ قدرت نظامی و سیاسی دنیا را یارای مقابله با آن و شکست دادن آن نیست. بر این اساس، در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح، اقتدار و عظمت خود را تنها در توان نظامی و سلاح بیشتر و بهتر نمی بینند، بلکه در توان نظامی آمیخته با معنویت، اخلاق و ایمان به همراه معرفت و بصیرت می دانند. برای خدا و گسترش فرهنگ توحیدی، برای انسانیت و اخلاق و دفاع از آرمان های ملی و اسلامی است که یک نظامی مسلمان لباس رزم بر تن می کند و مهیای جانبازی و فداکاری می شود. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای تثبیت فضایل انسانی و تحقق ارزش های الهی به تمرین نظامی و فراگیری فنون رزم می پردازند. انگیزه دفاع از آب و خاک و میهن عزیز خویش - ایران را با انگیزه والاتر دفاع از آرمان ها و ارزش های دینی وانقلابی آمیخته کرده و با انگیزه بیشتر به رسالت مقدس سربازی جامه عمل می پوشانند. همین انگیزه های مقدس و بالنده است که آنها را در دفاع جنگ هشت ساله در برابر ارتش تا دندان مسلح حزب بعث عراق به رهبری صدام، به پیروزی رساند و اکنون استکبار جهانی آمریکا و هم پیمانانش را از رو در رویی با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، باز داشته است. (رستمی: ۱۳۹۳، ۲۱ )

فلسفه ی وجود نیروهای مسلح، صرفا جنگ با درگیری نیست. بسیاری از کشورهایی که سال های طولانی را بدون جنگ و درگیری سپری کرده اند، نیروهای نظامی خود را مهیا و آماده نگه می دارند. این آمادگی موجب می شود که دشمنان آشکار و پنهان آنها، در محاسبات خود، دریابند که اشغال یا برخورد نظامی با چنین کشوری، برای آنها، آسان و ارزان نخواهد بود. در نتیجه، از ایجاد تنش های نظامی با این کشورها می پرهیزند. در این صورت است که گفته می شود، آمادگی رزمی نیروهای مسلح، موجب بازدارندگی شده است. در اسلام بر بازدارندگی نیروهای نظامی تاکید شده و خداوند فرموده است: و أعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم " در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایی دارید. نیرو آماده سازید (و همچنین اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و همچنین گروه دیگری غیر از این ها را که شما نمی شناسید و خدا می شناسد. (انفال: ۶۰) این آیه، یکی از اهداف نیروهای مسلح را ترساندن دشمن، بیان نموده و به دو گروه از دشمنان، اشاره کرده است: گروه اول، دشمنان آشکاری که آنها را می شناسیم و گروه دوم، دشمنان غیر آشکار و پنهان که آنها را دشمن به حساب نمی آوریم، ولی خداوند بر دشمنی آنها با ما، آگاه است با توجه به مطالب فوق می توان گفت که نیروهای مسلح، دو وظیفه و کارکرد اصلی بر عهده دارند؛ بازدارندگی و اقدام.

در مجموع می توان گفت: بازدارندگی، مجموعه اقدام هایی است که یک دولت یا گروهی از دولت ها انجام می دهند تا تهدید بالقوه یا بالفعل آنها، از انجام عملیات خصمانه علیه منافع ملی آنان یا متحدانشان و یا تشدید جنگ خود داری نماید. بازدارندگی و اقدام در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران درونزا بوده و بر مبنای ساخت داخلی کشور و بر مبنای ظرفیت های بومی شکل گرفته است. این موضوع از کلید واژه هایی است که در سالهای اخیر بارها از سوی مقام معظم رهبری برای برون رفت از مشکلات و حضور قدرتمندانه در صحنه بین الملل مطرح شده است. (www. kayhannews . ir) مقام معظم فرماندهی کل قوا در دیدار با زائران و مجاوران حرم رضوی در آغازین روز سال ۱۳۹۱ در بخشی از فرمایشات خود فرمودند: «ممکن است آمریکا خطرهایی برای کشورهای دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگی کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمی نداریم، سلاح اتمی هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان، چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستی برای دفاع از خودمان، در همان سطحی که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد».(همان)

آنچه مسلم است ایران بیش از اینکه نیات خصمانه علیه امریکا داشته باشد درواقع به آن بدبین می باشد. مقام معظم رهبری، در بازدید روز چهارشنبه در دانشگاه فرهنگیان و سخنرانی در میان اساتید و دانشجویان این دانشگاه، بار دیگر بر این گزاره تاکید فرمودند و بیان داشتند «امّا راجع به برجام؛ خب، بنده از روز اوّل بار‌ها و بار‌ها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! هم در جلسات خصوصی این را گفتم، هم در جلسات عمومیِ مردمی گفتم؛ در جلسات خصوصی بیشتر هم این را گفتم؛ گفتم به این‌ها اعتماد نکنید؛ اگر میخواهید قرارداد ببندید، تضمین‌های لازم را فراهم بکنید، بعد صحبت کنید، بعد قرارداد ببندید، بعد امضا کنید؛ به حرفِ این‌ها اعتماد نکنید».( www.mehrnews.com)

در همان مقطع (۱۳ مهر ۹۲) مقام معظم رهبری طی بیاناتی در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه شهید ستاری، ضمن حمایت از تحرک دیپلماسی دولت، گفتند: «ما به هیئت دیپلماسی ملّت عزیزمان و دولت خدمتگزارمان خوشبین هستیم؛ البتّه به آمریکایی‌ها بدبینیم؛ به آن‌ها هیچ اعتمادی نداریم. ما دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا را دولتی غیرقابل اعتماد میدانیم؛ دولتی خودبرتربین، دولتی غیرمنطقی و عهدشکن، دولتی سخت در پنجه‌ی تصرّف و اقتدار شبکه‌ی صهیونیسم بین‌المللی - که به‌خاطر رعایت خواسته‌ها و منافع نامشروع شبکه‌ی صهیونیستی بین‌المللی مجبورند با رژیم غاصب و جعلی اشغال‌کننده‌ی فلسطین مماشات کنند...»

در ۱۳ آبان سال ۹۵ درحالیکه حدود ۱۰ ماه از اجرایی شدن برجام می‌گذشت، مقام معظم رهبری در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان، ضمن بیان تحلیلی دقیق از منطق و عقلانیت مستتر در استکبار ستیزی و آمریکا ستیزی ملت انقلابی ایران و تلاش دو گروه وابستگان و ازنفس‌افتاده‌ها در داخل برای القای بی‌منطق بودن این مشی نظام، فرمودند: «فکر غلط و خطائی که این هم باز دارد به‌نحوی از سوی آمریکایی‌ها تزریق میشود و کسانی هم در داخل آن را ترویج میکنند و از اوّلی خطرناک‌تر است، این است که اگر ما با آمریکا سازش کنیم، مشکلات کشورمان حل خواهد شد. [این]از آن اشتباهات عجیب‌وغریب و بسیار خطرناک [است]. [میگویند]اگر ما با آمریکا سازش کردیم، مشکلات کشور حل میشود. خب، حالا ده تا دلیل میشود شمرد برای اینکه این حرف غلط است، این حرف دروغ است، این حرف فریب است. سازش با آمریکا مشکلات کشور را به‌هیچ‌وجه حل نمیکند؛ نه مشکلات اقتصادی را، نه مشکلات سیاسی را، نه مشکلات امنیّتی را، نه مشکلات اخلاقی را، بلکه بدتر خواهد کرد. ده پانزده دلیل وجود دارد و میشود شمرد و ردیف کرد برای این قضیّه؛ آخری‌اش همین قضیّه‌ی برجام است. من چقدر در طول مذاکرات گفتم که این‌ها بدعهدند، این‌ها دروغگویند، این‌ها پای حرفشان نمی‌ایستند؛ حالا ملاحظه میکنید! امروز آن کسی که دارد میگوید آن‌ها بدعهدند دیگر من [فقط]نیستم؛ مسئولین محترم کشور، خود مذاکره‌کنندگان ما که این‌همه زحمت کشیدند، یک سال و خرده‌ای مذاکره کردند، رفتند، نشستند، برخاستند؛ ده روز، پانزده روز، بیست روز خارج از کشور، پشت میز مذاکره با آن‌همه زحمت، عرق ریختند، زحمت کشیدند، آن‌ها دارند میگویند». (همان)

با توجه به مطالب بیان شده ایران همواره مدعی صلح طلبی می باشد و در واقع توان نظامی خود را توان دفاعی می داند و هیچگاه هدف حمله به امریکا را ندارد. ایران نیات خصمانه نسبت به امریکا ندارد و همیشه مردم و سیاستمدارن امریکا را از یکدیگر تمیز داده است و اذعان کرده است که ما با ملت امریکا مشکل نداریم و مشکل ما با سیاستمدارن امریکا است و نوع بدبینی به سیاست های امریکا دارد تا نیات خصمانه. ایران  دشمنی ذاتی با امریکا ندارد که بخواهد بقای ان را در خطر اندازد و این امر برخواسته از بدبینی است که نسبت به سیاست های امریکا دارد. هم امریکا وایران به یکدیگر بدبین بوده اند و حاصل این بدبینی تنش و عدم رابطه ی سیاسی بوده است و روابط ایران و امریکا به تجارت محدود بسنده شده است. با وجود تمام بدبینی ها در برخی برهه های زمانی در خاورمیانه با یکدیگر همکاری های مخفیانه داشته اند مانند جنگ عراق و افغانستان. امریکا آگاهی دارد که که ایران هیچ گاه نیت حمله به امریکا و اسرائیل را ندارد و بدبینی که بین این دو وجود دارد باعث شده است که تعارض منافع بایکدیگر پیدا کنند و سیاست های هر دو در عرض هم تعریف شده است تا طول هم ، لذا امریکا با این آگاهی از نیت رهبران ایران هیچ نیازی به مبادرت جنگ نمی بیند وسعی می کند با فشارهای سیاسی و اقتصادی  رفتار ایران را در جهت سیاست خارجی خود تغییر دهد. ما نباید فراموش کنیم که ایران با ثبات و قدرتمند در منطقه برای امریکا سود دارد و امریکا همواره سعی کرده است با فشارهایی که به ایران می آورد بتواند ایران را متحد استراتژیک خود در منطقه کند. برای این مهم نیاز است که نگرش های کلان سیاست خارجی دو کشور تغییر کرده  و رفتارهای مثبت تر به نمایش گذارده شود تا این اتحاد شکل بگیرد. زمینه این اتحاد با توافق برجام می توانست شکل بگیرد ولی با خروج ترامپ از برجام بار دیگر بدبینی ایران به امریکا بیشتر  شد و دوباره شکاف سیاسی فعال تر وجدی تر شد. ولی با تمام این مسائل ایران تهدیدی برای زیست امریکا نمی باشد و سیاست های ایران تهدیدی برای منافع امریکا ومتحدینش در منطقه فرض می شود.

نتیجه گیری :

کشورها همیشه عقلانی فکر کرده و قبل از انجام هرکاری هزینه و فایده آن را سبک وسنگین می کنند. بر اساس نظریه موزانه قدرت والتز  صرف افزایش قدرت این جواز را به هژمون یا رقیب می دهد که دست به موازنه علیه کشور جدید در حال صعود بزند و در حالت حاد مبادرت به جنگ کند. اما بر اساس نظریه موازنه تهدید والت صرف افزایش قدرت یک کشور دلیل کافی برای موازنه سازی و مبادرت به جنگ نمی باشد بلکه باید یک سری متغیرها را دارد باشد که بتوان قدرت در حال صعود را تهدید جدی فرض کرد. بر اساس نظریه والت اگر قدرت در حال صعود چهار متغیر اساسی یعنی توانمندی ملی یا تهاجمی ، مجاورت جغرافیایی ، توانمندی نظامی و نیات خصمانه را دارا باشد قدرت رقیب این جواز را دارد که دست به موازنه سازی بزند و در حالت حاد مبادرت به جنگ کند. با توجه به بررسی های صورت گرفته توانمندی تهاجمی ایران بالقوه می باشد و نیاز به تکنولوژی و زمان وجود دارد تا این توان تبدیل به توان بالفعل شود و همچنین ایران در مجاورت جغرافیایی امریکا قرار ندارد بلکه ایران در مجاورت منافع خاورمیانه ای  و متحدین امریکا  قرار دارد. همچنین با مقایسه توان نظامی دو کشور ما شاهد این امر بودیم که تفاوت فاحشی بین قدرت نظامی دو کشور وجود دارد و ایران نیات خصمانه علیه امریکا ندارد. با بدبینی که ایران به امریکا دارد ما شاهد این هستیم که سیاست های منطقه ای ایران در جهت مخالف امریکا می باشد. موقعیت استراتژیک ایران باعث شده است که ایران تهدیدی برای منافع ملی امریکا در خاورمیانه فرض شود و چون ایران تهدیدی برای زیست آن نمی باشد لذا امریکا نیاز ضروری برای مبادرت به جنگ نمی بیند وسعی می کند از طریق فشارهای سیاسی و اقتصادی رفتار ایران را تغییر دهد. البته حمله نظامی امریکا به ایران منطقه را بی ثبات می کند و باعث وارد شدن شوک های انرژی شده و منافع متحدین امریکا را به خطر می اندازد و این امر می تواند به هژمونی و اقتصاد ایالات متحده ضربه وارد کند. امریکا بر این امر اگاه است که هر گونه حمله نظامی به ایران واکنش رقبا را در برخواهد داشت لذا سعی می کند که  محتاط تر عمل کند و خود را درگیر جنگ فرسایشی و پر هزینه همچون باتلاق ویتنام  نکند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

فارسی

1)    اطاعت، جواد، ۱۳۹۱، سیاست خارجی و توسعه در ایران، انجمن ژئوپلیتیک ایران.

2)    اعظمی، هادی، ۱۳۸۵: وزن ژئوپلیتیکی و نظام قدرت منطقه ای (بررسی موردی: جنوب غرب آسیا)، فصلنامه ژئوپلیتیک، سال دوم، شماره سوم و چهارم، پاییز و زمستان.

3)    افتخاری، اصغر، ۱۳۸۴، سیر تحول مطالعات استراتژیک؛ روندهای جهانی و تجارب ایرانی، مجموعه مقالات اولین همایش ملی مطالعات استراتژیک در جمهوری اسلامی ایران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران.

4)    پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبر. Ir ) Khamenei)

5)    ترازنامه انرژی سال ۱۳۸۷: معاونت امور برق و انرژی، دفتر برنامه ریزی کلان برق و انرژی.

6)    حافظ نیا، محمدرضا احمدی پور، بدیعی (۱۳۸۳)، تحلیل مبانی جغرافیایی قدرت ملی ایران، سمت.

7)    حافظ نیا، محمدرضا و احمدی پور، زهرا و بدیعی، مرجان، ۱۳۷۸: تحلیل مبانی جغرافیایی قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران (پروژه تحقیقی)، فصل اول، مبانی نظری، تهران، دانشگاه تربیت مدرس

8)    حافظ نیا، محمدرضا، (۱۳۸۵)، اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، انتشارات آستان قدس رضوی.

9)    حافظ نیا، محمدرضا، ۱۳۸۶: قدرت و منافع ملی، تهران، نشر انتخاب

10) دهشیار، حسین، (۱۳۹۱)." خاورمیانه: خطر استراتژیک برای آمریکا"، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

11) دهقانی فیروزآبادی، سید جلال و مهدی فرازی، (۱۳۹۱). بیداری اسلامی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه ی مطالعات انقلاب اسلامی، سال نهم، شماره ی ۲۸

12) رستمی، محمود (۱۳۷۸) فرهنگ واژه های نظامی تهران، انتشارات ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول • بیانات رهبری .

13) روشندل، جلیل، ۱۳۷۴: امنیت ملی و نظام بین الملل، تهران، سمت.

14) عباس شوازی، علی، ۱۳۸۷: رابطه جغرافیا و امنیت با تاکید بر نقش و کار ویژه نیروی انتظامی، فصلنامه دانش انتظامی، سال نهم، شماره چهارم.

15) کالینز، جی. ام، ۱۳۷۰: استراتژی بزرگ ( اصول و رویه ها)، ترجمه کورش بایندر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه.

16) کریمی پور، یدالله، ۱۳۷۹: مقدمه ای بر ایران و همسایگان (منابع تنش و تهدید)، کرج، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد دانشگاه تربیت معلم تهران.

17) گزارش سخنرانی علمی سیاست خارجی و توسعه در ایران، آدرس اینترنتی (http://www.iag.ir/conferrences /iag/old-lectures/424-2013-01-27-08-14-53)

18) مظفری، هانیه و رئیس السادات، سید حمید رضا، ۱۳۸۸: تاثیر عوامل فیزیکی ( باد و دما) بر ژئوپلیتیک منطقه خلیج فارس، فصلنامه تحقیقات سیاسی و بین المللی، شماره سوم.

19) نشریه سازمان انرژی های نو ایران (سانا)، ۱۳۸۶، سال اول، شماره ۱، مرداد ۸۶.

20) والترز، رابرت، ۱۳۶۳: دام سلاح هسته ای، ترجمه محمد رضا فتاحی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل.

انگلیسی:

21)  BP Statistical Review of world Energy, 2010: BP, London Country Analysis Briefs, IRAN, 2010, www.eia.doe.gov

22)  Goldstein, Joshua S, 1999: International Relations. New York: Longman.

23)  H.RES.568, “Expressing the Sense of the House of Representatives Regarding the Importance of Preventing the Government of Iran from Acquiring a Nuclear Weapons Capability” March 2012, http://thomas.loc.gov/cgi-bin/bdquery/z?d112:h.res.568:; and S.RES.380, http://thomas.loc.gov/cgi-bin/bdquery/z?d112:s.res.380

24)  https://foreignpolicy.com/2009/05/12/imbalance-of-power/

25)  Iran’s Ballistic Missile Capabilities: A Net Assessment, London: International Institute for Strategic Studies, 2010; and “Iran Sanctions Halt Long-range Ballistic-missile Development,” Strategic Comments, July 2012. http://parstoday.com/dari/news/uncategorised-i80037. https://www.yjc.ir/fa/news/

26)  Klein, ‎Ted. Rhode Island. Marshall Cavendish, 2007. 67. ISBN ‎0-7614-2560-8.

27)  Mearsheimer, John J. (2001), The Tragedy of Great Power Politics, First Edition,New York: W.W.Norton Company

28)  Ramazani, R.K. (1978). “Iran and the Arab-Israeli conflict” in Middle East Journal, Vol. 32, No. 4, Autumn 1978.

29)  Shulski, ‎Martha. Gerd Wendler. The Climate of Alaska. University of Alaska Press, 2007. 4. ISBN ‎1-60223-007-2.

30)  Stephen Walt, "Imbalance of Power," Foreign Policy, 193: (12 May 2012): p 1,

31)  Taylor, Peter, 1993: Political Geography. England: Longman Scientific & Technical.http://newsblog. Ir/? = 3679 http://www.iraneconomist.

32)  Toft, Peter. "John J. Mearsheimer: an Offensive Realist Between Geopolitics and Power." International Relations and Development 8 (2005): 381-408

33)  Waltz, Kenneth N. (1979), Theory of International Politics, Reading, MA: Addison-Wesley, pp. 118, 121

34)  Wohlforth, Stuart J. Kaufman and Richard Little (eds) The Balance of Power in World History, (New York: Palgrave Macmillan, 2007).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

War to necessi of survival threat and no US military strike against Iran

Mir Ebrahim Seddigh

Morteza Najmabadi

Ramin Bakhshi

Abstract:

After the victory of the Islamic Revolution of Iran, led by Imam Khomeini, in the year 57, Iran has become a power of revisionism, which has always sought to change the order in the region and elsewhere in the world. Including shortening the hands of the trans-regional imperialist powers such as the United States in the Middle East, issuing a revolution to the region and the world with Islamic claims, as well as supporting the oppressed and Muslim nations against global arrogance. With these interpretations, the United States has always threatened Iran with military strikes due to its domestic and regional policies and practices. But several times after the massive propaganda campaign against Iran, a military strike against Iran has been eliminated. In this paper, we try to answer the question of why the United States did not carry out the attack after repeatedly threatened Iran with a military strike؟  The hypothesis in response to this question is that major powers, including the United States, are once fighting for a war whose survival is at stake or the war is the last possible solution. Therefore, Iran is not a threat to the survival of the United States and has other solutions to contain Iran, so it does not need to go to war. The type of research is descriptive-analytic and the method of collecting library information and according to the documents and evidence available.

Keywords: threat balance, strategy, Iran, America, foreign policy

 

 

 

 



[1] World Bank, https://data.worldbank.org/indicator/, accessed 25.7.2018; OPEC, Statistical Abstract 2018, pp. 19-20. CIA Factbook for some Bahrain and Oman export data.

[2] The World Factbook. "List of government budgets by country". Retrieved March 15, 2017.

[3] Catherine A. Theohary, Conventional Arms Transfers to Developing Nations, 2008-2015, Congressional Research Service, December 19, 2016, pp. 36. All data are rounded to the nearest $100 million

[4] "Number of Military and DoD Appropriated Fund (APF) Civilian Personnel Permanently Assigned". U.S.