حق تعیین سرنوشت در پی تجزیه طلبی کشور تازه تاسیس از منظر حقوق بین الملل

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای حقوق بین الملل پردیس البرز دانشگاه تهران

2 استاد گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

یکی از موضوعات مهم در کشور تازه تاسیس اصل حق تعیین سرنوشت است و به عنوان یک حق بشری پایه و اساس سایرحقوق بشری را تشکیل می‌دهد که به موجب آن همۀ افراد و گروه‌های اجتماعی صرف‌نظر از قومیت، نژاد، جنس و مذهب می‌توانند امور خویش را در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دست گیرند. این حق یک حق بشری فردی است که تک تک افراد یک ملت از آن برخوردارند و شاید به همین علت است که در منشور ملل متحد در کنار ضرورت رعایت و احترام به حقوق و آزادی‌های بنیادین فردی، از این اصل نام برده شده است. از اساسی‌ترین موازین حقوق بشر، حق مردم برای تعیین سرنوشت خودشان است. اهمیت این حق تا بدانجا است که آن را پایه و اساس همگی حقوق بشری می‌دانند. در حقیقت برای نیل به سایر حقوق بشری تحقق اصل حق تعیین سرنوشت اهمیت به سزایی دارد و در صورتی که این اصل اجراء نگردد نمی‌توان از دولتی غیر مننتخب انتظار چندانی داشت تا نسبت به اصول حقوق بشری متعهد باشد.حق تعیین سرنوشت دارای ابعاد متفاوتی است. این حق در عرصه حقوق بشر، هم در ساحت حقوق مدنی- سیاسی و هم در قلمرو حقوق اقتصادی -اجتماعی و فرهنگی مورد استناد قرار می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات